امروز  30 آبان 1396
اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
فهم قرآن و تدبر درآن / قرآن کریم 8:34 - 15 / 7 / 1392 1072 بازدید
فهم قرآن از دیدگاه امام خمینی (ره) بخش اول  

فهم قرآن از دیدگاه امام خمینی (ره) بخش اول

مقدمه
آيا قرآن براي همگان قابل فهم است‏يا فهم آن به امامان‏عليهم السلام اختصاص دارد؟ درصورت نخست آيا براي آن حد و مرزي وجود دارد؟ يا حد و مرزي وجود ندارد وهمگان مي‏توانند به فهم نهايي و جامع و كامل آن دست‏يابند؟ زمينه‏ها و بسترهاي‏مناسب فهم و استفاده از قرآن كريم و موانع آن و شيوه مطلوب در تفسير كدام است؟
اينها پرسشهايي است كه پاسخ آن در اين مقاله از ديدگاه امام خميني بررسي‏مي‏شود; ولي پيش از ورود به بحث‏يادآور مي‏شويم كه مقصود از فهم قرآن كريم،تنها درك معناي ظاهري آن نيست; بلكه مراد معناي عام و فراگير آن است كه علاوه بردرك معناي ظاهري، هر گونه برداشت و استفاده صحيح از قرآن را شامل مي‏شود.

شرايط فهم قرآن و بهره‏گيري از آن
مطلوب در خواندن قرآن، فهميدن، عمل نمودن، رشد و تكامل يافتن است و به تعبيرامام راحل (ره) مطلوب در تلاوت قرآن شريف آن است كه در قلب انسان تاثير كند وباطن انسان صورت كلام الهي گردد و از مرتبه ملكه به مرتبه تحقق رسد. اين مطلوب‏بدون رعايت آداب و شرايط ظاهري و باطني تلاوت قرآن حاصل نميگردد; از اين روبزرگان علم و معرفت از جمله امام خميني(ره) با الهام از آيات قرآن كريم و بيانات‏پيشوايان دين، براي بهره‏مندي هرچه بهتر و بيشتر از اين مائده آسماني نكاتي را به‏طالبان فهم قرآن و جويندگان معارف قرآني يادآور شده‏اند كه عمده‏ترين آنها به‏اختصار چنين است:
الف. پناهنده‏شدن به خداي سبحان از شر شيطان: وسوسه‏هاي شيطان خارطريق معرفت است و بدون پناه بردن حقيقي به حصن الوهيت از شر او ايمني حاصل‏نشود
[1]. خداوند مي‏فرمايد: «فاذا قرات القرآن فاستعذ بالله من‏الشيطان‏الرجيم‏»(نحل 98); (هرگاه خواستي قرآن بخواني از شيطان رانده شده، به خدا پناه بر).
ب. اخلاص و پاك‏سازي نيت: اين امر تاثير در قلوب، نقش بنيادي داشته وبدون آن هيچ عملي را قيمتي نيست، بلكه ضايع، باطل و موجب سخط الهي است[2].
ج. طهارت ظاهر و باطن: در نگاه امام «ره‏» تا قذارات و كثافات عالم طبيعت درقلب هست; استفاده از قرآن شريف ميسور نشود كه: «انه لقرآن كريم لايمسه الاالمطهرون‏» (واقعه 79-77); (آن قرآني گرانمايه است كه جز پاكان بر آن دست‏نسايند) [3].
د. ترتيل: اين قرائت كه در نفس آدمي تاثير مي‏گذارد، عبارت است از : حد وسطبين سرعت و تعجيل و تاني و فتور مفرط [4]. جنين قرائتي را ترتيل مي‏خوانند ;چنانكه قرآن مي‏فرمايد: «و رتل القرآن ترتيلا»(مزمل 4); (و قرآن را به آرامي بخوان).
ه. بزرگداشت قرآن كريم: امام راحل تعظيم قرآن كريم را موجب نورانيت قلب وحيات باطن و از آداب مهم قرائت قرآن كريم مي‏شمارد[5].
تعظيم يك امر صوري نيست; بلكه عملي است مبتني بر شناخت و درك واقعي‏عظمت قرآن و فرستنده آن و پيامبري كه قرآن بر او نازل گشته است.
در عظمت اين كتاب آسماني همين بس كه خداي بزرگ درباره آن فرمود:
«لو انزلنا هذا القرآن علي جبل لرايته خاشعا متصدعا من خشية‏الله‏» (حشر 21); (اگراين قرآن را بر كوهي فرود مي‏آورديم، آن را از ترس خدا هموار و متلاشي مي‏يافتي).
و. تفكر و تدبر: انديشيدن در معاني آيات شريفه و تفكر در چگونگي بيرون‏آمدن از مراتب ظلمات به عالم نور در پرتو نور آيات يكي ديگر از آداب و شرايط وبلكه از اعظم آدابي است كه در شريعت مطهر به آن توصيه شده است[6].
تفكر و انديشيدن از اهداف فرو فرستادن قرآن بشمار رفته است(نحل 44 و ص‏29)و امام‏علي‏عليه السلام نيز قرائت‏بدون تدبر را بي فايده و فاقد خير و خوبي مي‏داند[7].
از نظر امام «ره‏» با طرق استفاده از قرآن هموار مي‏شود و ابوابي جديد براي انسان‏مفتوح مي‏گردد و او معارفي نو از قرآن استفاده ميكند [8].
ز. عرضه يا تطبيق: مقصود از اين آن است كه شخص مفاد هر يك از آيات را باحال خود تطبيق كند و بدين‏وسيله كاستيهاي خود را برطرف و امراض و بيماريهاي‏خود را درمان نمايد [9].
نكته جالب توجه در اين زمينه اين است كه از ديدگاه امام همان گونه كه ميزان درتشخيص صحت و عدم صحت روايات و اعتبار يا عدم اعتبار اخبار، عرضه آنها بركتاب خداست و آنچه مخالف كتاب خدا باشد، باطل و زخرف است [10]، ميزان درتشخيص سعادت و شقاوت آدمي نيز عرضه اعتقادات، خلقيات و اعمال بر كلام‏خدا، قرآن است. هر آنچه موافق كتاب خدا باشد، مطلوب و موجب سعادت و آنچه‏مخالف آن باشد، باطل و مايه شقاوت است و بايد كنار گذاشته شود[11].

موانع فهم قرآن
از ديدگاه امام‏خميني و ديگر بزرگان صاحب بصيرت براي فهم و استفاده از قرآن‏كريم موانعي وجود دارد كه طالب فهم قرآن و جويندگان معارف قرآني بايد اين موانع‏را از ميان بردارند. امام از اين موانع به حجابهاي بين مستفيد و قرآن تعبير مي‏كند
[12].
اينك به برخي از آن موانع و حجابها اشاره مي‏شود.
1. غرور علمي
از موانع و حجابهاي بزرگ فهم قرآن، خودبيني است كه موجب مي‏گردد آدمي خودرا از راهنماييهاي قرآن بي‏نياز بداند.
از نظر امام احساس بي‏نيازي از بهره‏گيري از اين خوان نعمت الهي از اين طريق به‏وجود مي‏آيد كه شيطان كمالات موهوم را براي انسان جلوه دهد و او را به آنها راضي‏و قانع سازد و كمالات و مقامات واقعي را از چشم او ساقط كند. مثلا اهل تجويد را به‏دانش تجويد دلخوش كند و علوم ديگر را در ديد آنان ناچيز جلوه دهد[13]; اصحاب‏ادب را به همان پوسته بي مغز راضي كند و تمام شؤون قرآن را در همان چيزي كه آنان‏مي‏دانند نمايش دهد; مفسران را به وجوه قرائات و آراء مختلف ارباب لغت و وقت‏نزول و شان نزول و مدني و مكي بودن و تعداد آيات و حروف و امثال آن سرگرم كندو اصولا بحث و جدال در اطراف مفاهيم كلي و غور در جزئيات از موانع بزرگ سيربه سوي خداست كه پياده را از راه باز دارد و بايد از ميان برداشته شود[14].
امام «ره‏» در اين زمينه يادآور مي‏شود كه ممكن است «حجاب غليظ اصطلاحات‏» حتي‏دامن فيلسوفان و حكيمان و عارفان را گرفته و آنان را در حصار خود محبوس نمايد.
2. گناه و معصيت
از ديدگاه امام «ره‏» يكي ديگر از حجابها كه مانع فهم قرآن شريف و استفاده از معارف‏و مواعظ اين كتاب آسماني مي‏گردد، معاصي و كدورات و تاريكيهايي است كه ازطغيان و سركشي نسبت‏به ساحت قدس پروردگار عالميان پديد مي‏آيد[15].
ناگفته نماند كه اين ديدگاه امام «ره‏» برخاسته از آيات و احاديث و موافق برهان‏عقلي و فلسفي است و در كلام عرفا و فلاسفه نيز آمده است.
قرآن كريم شرط فهم و بهره‏مندي از خود را به صراحت انابه و بازگشت‏به سوي‏خدا اعلام كرده است (ق 8، مؤمن 13) و روشن است كه گناه و عصيان دقيقا نقطه مقابل‏انابه و بازگشت و قلب منيب نيز قطب مخالف قلب مذنب و مسي‏ء است. 
در احاديث و كلمات پيشوايان دين‏عليهم السلام نيز از گناه و معصيت‏به عنوان «نكته سودا»يا نقطه تاريك در جان و روح او ياد و ترك برخي از واجبات موجب محروم شدن ازبركت وحي اعلام شده است[16]. از نظر روايات قلبها آنگاه جايگاه حكمت‏خواهدبود كه خواهشهاي نفساني آن را تيره نساخته باشد[17].
فلاسفه و عرفا نيز در فلسفه و عرفان مطرح كرده‏اند كه : هر عمل صالح يا سيئي‏همان گونه كه در عالم ملكوت صورتي مناسب با خود دارد، در ملكوت نفس نيزاينگونه است; يعني يا صورتي دارد كه موجب نورانيت‏باطن مي‏شود و قلب بواسطه‏آن مطهر و منور و شايسته تجليات غيبي و ظهور حقايق و معارف الهي مي‏گردد و ياصورتي ظلماني و پليد و چون آينه زنگار زده دارد; بطوري كه معارف الهي و حقايق‏غيبي در آن منعكس نمي‏شود.[18].
فيض كاشاني مي‏گويد: «خواهش‏هاي نفساني بزرگترين حجاب دل است وبسياري در اين حجاب بسر مي‏برند. هر قدر خواهشهاي نفساني انباشته‏تر باشد،«معاني كلام خدا نيز بيشتر در حجاب است‏»[19].
همين جا بايد متذكر شويم: از بزرگترين گناهان قلبي كه پرده‏اي ضخيم بين انسان‏و فهم درست معارف و حقايق مي‏افكند، حب دنياست كه به تعبير روايت ريشه هرخطاست[20].
امام مي‏فرمايد: «كسي كه بخواهد از معارف قرآن استفاده كند و از مواعظ الهيه‏بهره‏بردارد، بايد قلب را از اين ارجاس (حب دنيا و حب جاه) تطهير كند و لوث‏معاصي قلبيه را كه اشتغال به غير است از دل بزدايد; زيرا كه غير مطهر محرم اين‏اسرار نيست، قال تعالي «انه لقرآن كريم في كتاب مكنون لايمسه الاالمطهرون‏» [21] (واقعه‏77-79). چنانكه از ظاهر اين كتاب و مس آن در عالم ظاهر، غيرمطهر ظاهري، ممنوع است تشريعا و تكليفا، از معارف و مواعظ آن و سر آن ممنوع‏است كسي كه قلبش ملوث به ارجاس تعلقات دنيويه است‏»[22].

[1] . خمينى (امام‏»; آداب الصلوة، چ 1، تهران، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى، 1370 ش، ص 221.
[2] . همو; چهل حديث، ص 500.
[3] . همو; شرح حديث جنود عقل و جهل، چ 2، تهران، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى، 1377ش، ص‏105.
[4] . همان 504.
[5] . همو; آداب‏الصلوة، ص 181.
[6] . همو; چهل حديث، ص 50.
[7] . همو; آداب‏الصلوة، ص 212 و فيض كاشانى، ملامحسن; المحجة البيضاء، چ 2، قم دفترانتشارات اسلامى، بى‏تا. ج ، ص .
[8] . همو; آداب‏الصلوة، ص 205.
[9] . همان 206.
[10] . حر عاملى; وسائل الشيعه، بى‏چا، بيروت، داراحياء التراث العربى، بى‏تا، ج‏11،ص‏79-78.
[11] . خمينى (امام); آداب‏الصلوة، ص 208.
[12] . همان 197-195 و فيض كاشانى، پيشين 2/241 و نراقى، محمد مهدى; جامع‏السعادات، چ‏3، تهران،مؤسسه مطبوعاتى اسماعيليان، 1383 ق، ج 3، ص‏374.
[13] . ر.ك: فيض كاشانى، پيشين 2/241.
[14] . ر.ك. خمينى (امام); شرح حديث جنود عقل و جهل، ص 8 و 62.
[15] . همو; آداب‏الصلوة، ص 201.
[16] . فيض كاشانى; پيشين 2/242.
[17] . محمدى رى‏شهرى، ميزان‏الحكمه، مكتب الاعلام الاسلامى،ط اول، 1363 ه.ش‏18. ر.ك: شيرازى، صدرالدين، الشواهد الربوبيه، بى‏چا، دانشگاه مشهد،1346ش، ص‏329.
[18] . خمينى(امام); پيشين 20 و فيض كاشانى; پيشين 2/242.
[19] . فيض كاشانى; پيشين.
[20] . كلينى; اصول كافى، چ 3، تهران، دارالكتب الاسلامية، 1380 ق، ج 2، ص‏609.
[21] . آن قرآنى گرانمايه است; در نوشته‏اى پنهان شده. بر آن جز پاكان دست نسايند.
[22] . خمينى (امام); پيشين 202.
محمدعلي تجري

 

فهم قرآن از دیدگاه امام خمینی (ره) بخش اول

مقدمه
آيا قرآن براي همگان قابل فهم است‏يا فهم آن به امامان‏عليهم السلام اختصاص دارد؟ درصورت نخست آيا براي آن حد و مرزي وجود دارد؟ يا حد و مرزي وجود ندارد وهمگان مي‏توانند به فهم نهايي و جامع و كامل آن دست‏يابند؟ زمينه‏ها و بسترهاي‏مناسب فهم و استفاده از قرآن كريم و موانع آن و شيوه مطلوب در تفسير كدام است؟
اينها پرسشهايي است كه پاسخ آن در اين مقاله از ديدگاه امام خميني بررسي‏مي‏شود; ولي پيش از ورود به بحث‏يادآور مي‏شويم كه مقصود از فهم قرآن كريم،تنها درك معناي ظاهري آن نيست; بلكه مراد معناي عام و فراگير آن است كه علاوه بردرك معناي ظاهري، هر گونه برداشت و استفاده صحيح از قرآن را شامل مي‏شود.

شرايط فهم قرآن و بهره‏گيري از آن
مطلوب در خواندن قرآن، فهميدن، عمل نمودن، رشد و تكامل يافتن است و به تعبيرامام راحل (ره) مطلوب در تلاوت قرآن شريف آن است كه در قلب انسان تاثير كند وباطن انسان صورت كلام الهي گردد و از مرتبه ملكه به مرتبه تحقق رسد. اين مطلوب‏بدون رعايت آداب و شرايط ظاهري و باطني تلاوت قرآن حاصل نميگردد; از اين روبزرگان علم و معرفت از جمله امام خميني(ره) با الهام از آيات قرآن كريم و بيانات‏پيشوايان دين، براي بهره‏مندي هرچه بهتر و بيشتر از اين مائده آسماني نكاتي را به‏طالبان فهم قرآن و جويندگان معارف قرآني يادآور شده‏اند كه عمده‏ترين آنها به‏اختصار چنين است:
الف. پناهنده‏شدن به خداي سبحان از شر شيطان: وسوسه‏هاي شيطان خارطريق معرفت است و بدون پناه بردن حقيقي به حصن الوهيت از شر او ايمني حاصل‏نشود[1]. خداوند مي‏فرمايد: «فاذا قرات القرآن فاستعذ بالله من‏الشيطان‏الرجيم‏»(نحل 98); (هرگاه خواستي قرآن بخواني از شيطان رانده شده، به خدا پناه بر).
ب. اخلاص و پاك‏سازي نيت: اين امر تاثير در قلوب، نقش بنيادي داشته وبدون آن هيچ عملي را قيمتي نيست، بلكه ضايع، باطل و موجب سخط الهي است[2].
ج. طهارت ظاهر و باطن: در نگاه امام «ره‏» تا قذارات و كثافات عالم طبيعت درقلب هست; استفاده از قرآن شريف ميسور نشود كه: «انه لقرآن كريم لايمسه الاالمطهرون‏» (واقعه 79-77); (آن قرآني گرانمايه است كه جز پاكان بر آن دست‏نسايند) [3].
د. ترتيل: اين قرائت كه در نفس آدمي تاثير مي‏گذارد، عبارت است از : حد وسطبين سرعت و تعجيل و تاني و فتور مفرط [4]. جنين قرائتي را ترتيل مي‏خوانند ;چنانكه قرآن مي‏فرمايد: «و رتل القرآن ترتيلا»(مزمل 4); (و قرآن را به آرامي بخوان).
ه. بزرگداشت قرآن كريم: امام راحل تعظيم قرآن كريم را موجب نورانيت قلب وحيات باطن و از آداب مهم قرائت قرآن كريم مي‏شمارد[5].
تعظيم يك امر صوري نيست; بلكه عملي است مبتني بر شناخت و درك واقعي‏عظمت قرآن و فرستنده آن و پيامبري كه قرآن بر او نازل گشته است.
در عظمت اين كتاب آسماني همين بس كه خداي بزرگ درباره آن فرمود:
«لو انزلنا هذا القرآن علي جبل لرايته خاشعا متصدعا من خشية‏الله‏» (حشر 21); (اگراين قرآن را بر كوهي فرود مي‏آورديم، آن را از ترس خدا هموار و متلاشي مي‏يافتي).
و. تفكر و تدبر: انديشيدن در معاني آيات شريفه و تفكر در چگونگي بيرون‏آمدن از مراتب ظلمات به عالم نور در پرتو نور آيات يكي ديگر از آداب و شرايط وبلكه از اعظم آدابي است كه در شريعت مطهر به آن توصيه شده است[6].
تفكر و انديشيدن از اهداف فرو فرستادن قرآن بشمار رفته است(نحل 44 و ص‏29)و امام‏علي‏عليه السلام نيز قرائت‏بدون تدبر را بي فايده و فاقد خير و خوبي مي‏داند[7].
از نظر امام «ره‏» با طرق استفاده از قرآن هموار مي‏شود و ابوابي جديد براي انسان‏مفتوح مي‏گردد و او معارفي نو از قرآن استفاده ميكند [8].
ز. عرضه يا تطبيق: مقصود از اين آن است كه شخص مفاد هر يك از آيات را باحال خود تطبيق كند و بدين‏وسيله كاستيهاي خود را برطرف و امراض و بيماريهاي‏خود را درمان نمايد [9].
نكته جالب توجه در اين زمينه اين است كه از ديدگاه امام همان گونه كه ميزان درتشخيص صحت و عدم صحت روايات و اعتبار يا عدم اعتبار اخبار، عرضه آنها بركتاب خداست و آنچه مخالف كتاب خدا باشد، باطل و زخرف است [10]، ميزان درتشخيص سعادت و شقاوت آدمي نيز عرضه اعتقادات، خلقيات و اعمال بر كلام‏خدا، قرآن است. هر آنچه موافق كتاب خدا باشد، مطلوب و موجب سعادت و آنچه‏مخالف آن باشد، باطل و مايه شقاوت است و بايد كنار گذاشته شود[11].

موانع فهم قرآن
از ديدگاه امام‏خميني و ديگر بزرگان صاحب بصيرت براي فهم و استفاده از قرآن‏كريم موانعي وجود دارد كه طالب فهم قرآن و جويندگان معارف قرآني بايد اين موانع‏را از ميان بردارند. امام از اين موانع به حجابهاي بين مستفيد و قرآن تعبير مي‏كند[12].
اينك به برخي از آن موانع و حجابها اشاره مي‏شود.
1. غرور علمي
از موانع و حجابهاي بزرگ فهم قرآن، خودبيني است كه موجب مي‏گردد آدمي خودرا از راهنماييهاي قرآن بي‏نياز بداند.
از نظر امام احساس بي‏نيازي از بهره‏گيري از اين خوان نعمت الهي از اين طريق به‏وجود مي‏آيد كه شيطان كمالات موهوم را براي انسان جلوه دهد و او را به آنها راضي‏و قانع سازد و كمالات و مقامات واقعي را از چشم او ساقط كند. مثلا اهل تجويد را به‏دانش تجويد دلخوش كند و علوم ديگر را در ديد آنان ناچيز جلوه دهد[13]; اصحاب‏ادب را به همان پوسته بي مغز راضي كند و تمام شؤون قرآن را در همان چيزي كه آنان‏مي‏دانند نمايش دهد; مفسران را به وجوه قرائات و آراء مختلف ارباب لغت و وقت‏نزول و شان نزول و مدني و مكي بودن و تعداد آيات و حروف و امثال آن سرگرم كندو اصولا بحث و جدال در اطراف مفاهيم كلي و غور در جزئيات از موانع بزرگ سيربه سوي خداست كه پياده را از راه باز دارد و بايد از ميان برداشته شود[14].
امام «ره‏» در اين زمينه يادآور مي‏شود كه ممكن است «حجاب غليظ اصطلاحات‏» حتي‏دامن فيلسوفان و حكيمان و عارفان را گرفته و آنان را در حصار خود محبوس نمايد.
2
. گناه و معصيت
از ديدگاه امام «ره‏» يكي ديگر از حجابها كه مانع فهم قرآن شريف و استفاده از معارف‏و مواعظ اين كتاب آسماني مي‏گردد، معاصي و كدورات و تاريكيهايي است كه ازطغيان و سركشي نسبت‏به ساحت قدس پروردگار عالميان پديد مي‏آيد[15].
ناگفته نماند كه اين ديدگاه امام «ره‏» برخاسته از آيات و احاديث و موافق برهان‏عقلي و فلسفي است و در كلام عرفا و فلاسفه نيز آمده است.
قرآن كريم شرط فهم و بهره‏مندي از خود را به صراحت انابه و بازگشت‏به سوي‏خدا اعلام كرده است (ق 8، مؤمن 13) و روشن است كه گناه و عصيان دقيقا نقطه مقابل‏انابه و بازگشت و قلب منيب نيز قطب مخالف قلب مذنب و مسي‏ء است. 
در احاديث و كلمات پيشوايان دين‏عليهم السلام نيز از گناه و معصيت‏به عنوان «نكته سودا»يا نقطه تاريك در جان و روح او ياد و ترك برخي از واجبات موجب محروم شدن ازبركت وحي اعلام شده است[16]. از نظر روايات قلبها آنگاه جايگاه حكمت‏خواهدبود كه خواهشهاي نفساني آن را تيره نساخته باشد[17].
فلاسفه و عرفا نيز در فلسفه و عرفان مطرح كرده‏اند كه : هر عمل صالح يا سيئي‏همان گونه كه در عالم ملكوت صورتي مناسب با خود دارد، در ملكوت نفس نيزاينگونه است; يعني يا صورتي دارد كه موجب نورانيت‏باطن مي‏شود و قلب بواسطه‏آن مطهر و منور و شايسته تجليات غيبي و ظهور حقايق و معارف الهي مي‏گردد و ياصورتي ظلماني و پليد و چون آينه زنگار زده دارد; بطوري كه معارف الهي و حقايق‏غيبي در آن منعكس نمي‏شود.[18].
فيض كاشاني مي‏گويد: «خواهش‏هاي نفساني بزرگترين حجاب دل است وبسياري در اين حجاب بسر مي‏برند. هر قدر خواهشهاي نفساني انباشته‏تر باشد،«معاني كلام خدا نيز بيشتر در حجاب است‏»[19].
همين جا بايد متذكر شويم: از بزرگترين گناهان قلبي كه پرده‏اي ضخيم بين انسان‏و فهم درست معارف و حقايق مي‏افكند، حب دنياست كه به تعبير روايت ريشه هرخطاست[20].
امام مي‏فرمايد: «كسي كه بخواهد از معارف قرآن استفاده كند و از مواعظ الهيه‏بهره‏بردارد، بايد قلب را از اين ارجاس (حب دنيا و حب جاه) تطهير كند و لوث‏معاصي قلبيه را كه اشتغال به غير است از دل بزدايد; زيرا كه غير مطهر محرم اين‏اسرار نيست، قال تعالي «انه لقرآن كريم في كتاب مكنون لايمسه الاالمطهرون‏» [21] (واقعه‏77-79). چنانكه از ظاهر اين كتاب و مس آن در عالم ظاهر، غيرمطهر ظاهري، ممنوع است تشريعا و تكليفا، از معارف و مواعظ آن و سر آن ممنوع‏است كسي كه قلبش ملوث به ارجاس تعلقات دنيويه است‏»[22].


[1] . خمينى (امام‏»; آداب الصلوة، چ 1، تهران، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى، 1370 ش، ص 221.
[2] . همو; چهل حديث، ص 500.
[3] . همو; شرح حديث جنود عقل و جهل، چ 2، تهران، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى، 1377ش، ص‏105.
[4] . همان 504.
[5] . همو; آداب‏الصلوة، ص 181.
[6] . همو; چهل حديث، ص 50.
[7] . همو; آداب‏الصلوة، ص 212 و فيض كاشانى، ملامحسن; المحجة البيضاء، چ 2، قم دفترانتشارات اسلامى، بى‏تا. ج ، ص .
[8] . همو; آداب‏الصلوة، ص 205.
[9] . همان 206.
[10] . حر عاملى; وسائل الشيعه، بى‏چا، بيروت، داراحياء التراث العربى، بى‏تا، ج‏11،ص‏79-78.
[11] . خمينى (امام); آداب‏الصلوة، ص 208.
[12] . همان 197-195 و فيض كاشانى، پيشين 2/241 و نراقى، محمد مهدى; جامع‏السعادات، چ‏3، تهران،مؤسسه مطبوعاتى اسماعيليان، 1383 ق، ج 3، ص‏374.
[13] . ر.ك: فيض كاشانى، پيشين 2/241.
[14] . ر.ك. خمينى (امام); شرح حديث جنود عقل و جهل، ص 8 و 62.
[15] . همو; آداب‏الصلوة، ص 201.
[16] . فيض كاشانى; پيشين 2/242.
[17] . محمدى رى‏شهرى، ميزان‏الحكمه، مكتب الاعلام الاسلامى،ط اول، 1363 ه.ش‏18. ر.ك: شيرازى، صدرالدين، الشواهد الربوبيه، بى‏چا، دانشگاه مشهد،1346ش، ص‏329.
[18] . خمينى(امام); پيشين 20 و فيض كاشانى; پيشين 2/242.
[19] . فيض كاشانى; پيشين.
[20] . كلينى; اصول كافى، چ 3، تهران، دارالكتب الاسلامية، 1380 ق، ج 2، ص‏609.
[21] . آن قرآنى گرانمايه است; در نوشته‏اى پنهان شده. بر آن جز پاكان دست نسايند.
[22] . خمينى (امام); پيشين 202.

محمدعلي تجري

 

فهم قرآن از دیدگاه امام خمینی (ره) بخش اول

مقدمه
آيا قرآن براي همگان قابل فهم است‏يا فهم آن به امامان‏عليهم السلام اختصاص دارد؟ درصورت نخست آيا براي آن حد و مرزي وجود دارد؟ يا حد و مرزي وجود ندارد وهمگان مي‏توانند به فهم نهايي و جامع و كامل آن دست‏يابند؟ زمينه‏ها و بسترهاي‏مناسب فهم و استفاده از قرآن كريم و موانع آن و شيوه مطلوب در تفسير كدام است؟
اينها پرسشهايي است كه پاسخ آن در اين مقاله از ديدگاه امام خميني بررسي‏مي‏شود; ولي پيش از ورود به بحث‏يادآور مي‏شويم كه مقصود از فهم قرآن كريم،تنها درك معناي ظاهري آن نيست; بلكه مراد معناي عام و فراگير آن است كه علاوه بردرك معناي ظاهري، هر گونه برداشت و استفاده صحيح از قرآن را شامل مي‏شود.

شرايط فهم قرآن و بهره‏گيري از آن
مطلوب در خواندن قرآن، فهميدن، عمل نمودن، رشد و تكامل يافتن است و به تعبيرامام راحل (ره) مطلوب در تلاوت قرآن شريف آن است كه در قلب انسان تاثير كند وباطن انسان صورت كلام الهي گردد و از مرتبه ملكه به مرتبه تحقق رسد. اين مطلوب‏بدون رعايت آداب و شرايط ظاهري و باطني تلاوت قرآن حاصل نميگردد; از اين روبزرگان علم و معرفت از جمله امام خميني(ره) با الهام از آيات قرآن كريم و بيانات‏پيشوايان دين، براي بهره‏مندي هرچه بهتر و بيشتر از اين مائده آسماني نكاتي را به‏طالبان فهم قرآن و جويندگان معارف قرآني يادآور شده‏اند كه عمده‏ترين آنها به‏اختصار چنين است:
الف. پناهنده‏شدن به خداي سبحان از شر شيطان: وسوسه‏هاي شيطان خارطريق معرفت است و بدون پناه بردن حقيقي به حصن الوهيت از شر او ايمني حاصل‏نشود
[1]. خداوند مي‏فرمايد: «فاذا قرات القرآن فاستعذ بالله من‏الشيطان‏الرجيم‏»(نحل 98); (هرگاه خواستي قرآن بخواني از شيطان رانده شده، به خدا پناه بر).
ب. اخلاص و پاك‏سازي نيت: اين امر تاثير در قلوب، نقش بنيادي داشته وبدون آن هيچ عملي را قيمتي نيست، بلكه ضايع، باطل و موجب سخط الهي است[2].
ج. طهارت ظاهر و باطن: در نگاه امام «ره‏» تا قذارات و كثافات عالم طبيعت درقلب هست; استفاده از قرآن شريف ميسور نشود كه: «انه لقرآن كريم لايمسه الاالمطهرون‏» (واقعه 79-77); (آن قرآني گرانمايه است كه جز پاكان بر آن دست‏نسايند) [3].
د. ترتيل: اين قرائت كه در نفس آدمي تاثير مي‏گذارد، عبارت است از : حد وسطبين سرعت و تعجيل و تاني و فتور مفرط [4]. جنين قرائتي را ترتيل مي‏خوانند ;چنانكه قرآن مي‏فرمايد: «و رتل القرآن ترتيلا»(مزمل 4); (و قرآن را به آرامي بخوان).
ه. بزرگداشت قرآن كريم: امام راحل تعظيم قرآن كريم را موجب نورانيت قلب وحيات باطن و از آداب مهم قرائت قرآن كريم مي‏شمارد[5].
تعظيم يك امر صوري نيست; بلكه عملي است مبتني بر شناخت و درك واقعي‏عظمت قرآن و فرستنده آن و پيامبري كه قرآن بر او نازل گشته است.
در عظمت اين كتاب آسماني همين بس كه خداي بزرگ درباره آن فرمود:
«لو انزلنا هذا القرآن علي جبل لرايته خاشعا متصدعا من خشية‏الله‏» (حشر 21); (اگراين قرآن را بر كوهي فرود مي‏آورديم، آن را از ترس خدا هموار و متلاشي مي‏يافتي).
و. تفكر و تدبر: انديشيدن در معاني آيات شريفه و تفكر در چگونگي بيرون‏آمدن از مراتب ظلمات به عالم نور در پرتو نور آيات يكي ديگر از آداب و شرايط وبلكه از اعظم آدابي است كه در شريعت مطهر به آن توصيه شده است[6].
تفكر و انديشيدن از اهداف فرو فرستادن قرآن بشمار رفته است(نحل 44 و ص‏29)و امام‏علي‏عليه السلام نيز قرائت‏بدون تدبر را بي فايده و فاقد خير و خوبي مي‏داند[7].
از نظر امام «ره‏» با طرق استفاده از قرآن هموار مي‏شود و ابوابي جديد براي انسان‏مفتوح مي‏گردد و او معارفي نو از قرآن استفاده ميكند [8].
ز. عرضه يا تطبيق: مقصود از اين آن است كه شخص مفاد هر يك از آيات را باحال خود تطبيق كند و بدين‏وسيله كاستيهاي خود را برطرف و امراض و بيماريهاي‏خود را درمان نمايد [9].
نكته جالب توجه در اين زمينه اين است كه از ديدگاه امام همان گونه كه ميزان درتشخيص صحت و عدم صحت روايات و اعتبار يا عدم اعتبار اخبار، عرضه آنها بركتاب خداست و آنچه مخالف كتاب خدا باشد، باطل و زخرف است [10]، ميزان درتشخيص سعادت و شقاوت آدمي نيز عرضه اعتقادات، خلقيات و اعمال بر كلام‏خدا، قرآن است. هر آنچه موافق كتاب خدا باشد، مطلوب و موجب سعادت و آنچه‏مخالف آن باشد، باطل و مايه شقاوت است و بايد كنار گذاشته شود[11].

موانع فهم قرآن
از ديدگاه امام‏خميني و ديگر بزرگان صاحب بصيرت براي فهم و استفاده از قرآن‏كريم موانعي وجود دارد كه طالب فهم قرآن و جويندگان معارف قرآني بايد اين موانع‏را از ميان بردارند. امام از اين موانع به حجابهاي بين مستفيد و قرآن تعبير مي‏كند
[12].
اينك به برخي از آن موانع و حجابها اشاره مي‏شود.
1. غرور علمي
از موانع و حجابهاي بزرگ فهم قرآن، خودبيني است كه موجب مي‏گردد آدمي خودرا از راهنماييهاي قرآن بي‏نياز بداند.
از نظر امام احساس بي‏نيازي از بهره‏گيري از اين خوان نعمت الهي از اين طريق به‏وجود مي‏آيد كه شيطان كمالات موهوم را براي انسان جلوه دهد و او را به آنها راضي‏و قانع سازد و كمالات و مقامات واقعي را از چشم او ساقط كند. مثلا اهل تجويد را به‏دانش تجويد دلخوش كند و علوم ديگر را در ديد آنان ناچيز جلوه دهد[13]; اصحاب‏ادب را به همان پوسته بي مغز راضي كند و تمام شؤون قرآن را در همان چيزي كه آنان‏مي‏دانند نمايش دهد; مفسران را به وجوه قرائات و آراء مختلف ارباب لغت و وقت‏نزول و شان نزول و مدني و مكي بودن و تعداد آيات و حروف و امثال آن سرگرم كندو اصولا بحث و جدال در اطراف مفاهيم كلي و غور در جزئيات از موانع بزرگ سيربه سوي خداست كه پياده را از راه باز دارد و بايد از ميان برداشته شود[14].
امام «ره‏» در اين زمينه يادآور مي‏شود كه ممكن است «حجاب غليظ اصطلاحات‏» حتي‏دامن فيلسوفان و حكيمان و عارفان را گرفته و آنان را در حصار خود محبوس نمايد.
2. گناه و معصيت
از ديدگاه امام «ره‏» يكي ديگر از حجابها كه مانع فهم قرآن شريف و استفاده از معارف‏و مواعظ اين كتاب آسماني مي‏گردد، معاصي و كدورات و تاريكيهايي است كه ازطغيان و سركشي نسبت‏به ساحت قدس پروردگار عالميان پديد مي‏آيد[15].
ناگفته نماند كه اين ديدگاه امام «ره‏» برخاسته از آيات و احاديث و موافق برهان‏عقلي و فلسفي است و در كلام عرفا و فلاسفه نيز آمده است.
قرآن كريم شرط فهم و بهره‏مندي از خود را به صراحت انابه و بازگشت‏به سوي‏خدا اعلام كرده است (ق 8، مؤمن 13) و روشن است كه گناه و عصيان دقيقا نقطه مقابل‏انابه و بازگشت و قلب منيب نيز قطب مخالف قلب مذنب و مسي‏ء است. 
در احاديث و كلمات پيشوايان دين‏عليهم السلام نيز از گناه و معصيت‏به عنوان «نكته سودا»يا نقطه تاريك در جان و روح او ياد و ترك برخي از واجبات موجب محروم شدن ازبركت وحي اعلام شده است[16]. از نظر روايات قلبها آنگاه جايگاه حكمت‏خواهدبود كه خواهشهاي نفساني آن را تيره نساخته باشد[17].
فلاسفه و عرفا نيز در فلسفه و عرفان مطرح كرده‏اند كه : هر عمل صالح يا سيئي‏همان گونه كه در عالم ملكوت صورتي مناسب با خود دارد، در ملكوت نفس نيزاينگونه است; يعني يا صورتي دارد كه موجب نورانيت‏باطن مي‏شود و قلب بواسطه‏آن مطهر و منور و شايسته تجليات غيبي و ظهور حقايق و معارف الهي مي‏گردد و ياصورتي ظلماني و پليد و چون آينه زنگار زده دارد; بطوري كه معارف الهي و حقايق‏غيبي در آن منعكس نمي‏شود.[18].
فيض كاشاني مي‏گويد: «خواهش‏هاي نفساني بزرگترين حجاب دل است وبسياري در اين حجاب بسر مي‏برند. هر قدر خواهشهاي نفساني انباشته‏تر باشد،«معاني كلام خدا نيز بيشتر در حجاب است‏»[19].
همين جا بايد متذكر شويم: از بزرگترين گناهان قلبي كه پرده‏اي ضخيم بين انسان‏و فهم درست معارف و حقايق مي‏افكند، حب دنياست كه به تعبير روايت ريشه هرخطاست[20].
امام مي‏فرمايد: «كسي كه بخواهد از معارف قرآن استفاده كند و از مواعظ الهيه‏بهره‏بردارد، بايد قلب را از اين ارجاس (حب دنيا و حب جاه) تطهير كند و لوث‏معاصي قلبيه را كه اشتغال به غير است از دل بزدايد; زيرا كه غير مطهر محرم اين‏اسرار نيست، قال تعالي «انه لقرآن كريم في كتاب مكنون لايمسه الاالمطهرون‏» [21] (واقعه‏77-79). چنانكه از ظاهر اين كتاب و مس آن در عالم ظاهر، غيرمطهر ظاهري، ممنوع است تشريعا و تكليفا، از معارف و مواعظ آن و سر آن ممنوع‏است كسي كه قلبش ملوث به ارجاس تعلقات دنيويه است‏»[22].

[1] . خمينى (امام‏»; آداب الصلوة، چ 1، تهران، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى، 1370 ش، ص 221.
[2] . همو; چهل حديث، ص 500.
[3] . همو; شرح حديث جنود عقل و جهل، چ 2، تهران، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى، 1377ش، ص‏105.
[4] . همان 504.
[5] . همو; آداب‏الصلوة، ص 181.
[6] . همو; چهل حديث، ص 50.
[7] . همو; آداب‏الصلوة، ص 212 و فيض كاشانى، ملامحسن; المحجة البيضاء، چ 2، قم دفترانتشارات اسلامى، بى‏تا. ج ، ص .
[8] . همو; آداب‏الصلوة، ص 205.
[9] . همان 206.
[10] . حر عاملى; وسائل الشيعه، بى‏چا، بيروت، داراحياء التراث العربى، بى‏تا، ج‏11،ص‏79-78.
[11] . خمينى (امام); آداب‏الصلوة، ص 208.
[12] . همان 197-195 و فيض كاشانى، پيشين 2/241 و نراقى، محمد مهدى; جامع‏السعادات، چ‏3، تهران،مؤسسه مطبوعاتى اسماعيليان، 1383 ق، ج 3، ص‏374.
[13] . ر.ك: فيض كاشانى، پيشين 2/241.
[14] . ر.ك. خمينى (امام); شرح حديث جنود عقل و جهل، ص 8 و 62.
[15] . همو; آداب‏الصلوة، ص 201.
[16] . فيض كاشانى; پيشين 2/242.
[17] . محمدى رى‏شهرى، ميزان‏الحكمه، مكتب الاعلام الاسلامى،ط اول، 1363 ه.ش‏18. ر.ك: شيرازى، صدرالدين، الشواهد الربوبيه، بى‏چا، دانشگاه مشهد،1346ش، ص‏329.
[18] . خمينى(امام); پيشين 20 و فيض كاشانى; پيشين 2/242.
[19] . فيض كاشانى; پيشين.
[20] . كلينى; اصول كافى، چ 3، تهران، دارالكتب الاسلامية، 1380 ق، ج 2، ص‏609.
[21] . آن قرآنى گرانمايه است; در نوشته‏اى پنهان شده. بر آن جز پاكان دست نسايند.
[22] . خمينى (امام); پيشين 202.
محمدعلي تجري

 

فهم قرآن از دیدگاه امام خمینی (ره) بخش اول

مقدمه
آيا قرآن براي همگان قابل فهم است‏يا فهم آن به امامان‏عليهم السلام اختصاص دارد؟ درصورت نخست آيا براي آن حد و مرزي وجود دارد؟ يا حد و مرزي وجود ندارد وهمگان مي‏توانند به فهم نهايي و جامع و كامل آن دست‏يابند؟ زمينه‏ها و بسترهاي‏مناسب فهم و استفاده از قرآن كريم و موانع آن و شيوه مطلوب در تفسير كدام است؟
اينها پرسشهايي است كه پاسخ آن در اين مقاله از ديدگاه امام خميني بررسي‏مي‏شود; ولي پيش از ورود به بحث‏يادآور مي‏شويم كه مقصود از فهم قرآن كريم،تنها درك معناي ظاهري آن نيست; بلكه مراد معناي عام و فراگير آن است كه علاوه بردرك معناي ظاهري، هر گونه برداشت و استفاده صحيح از قرآن را شامل مي‏شود.

شرايط فهم قرآن و بهره‏گيري از آن
مطلوب در خواندن قرآن، فهميدن، عمل نمودن، رشد و تكامل يافتن است و به تعبيرامام راحل (ره) مطلوب در تلاوت قرآن شريف آن است كه در قلب انسان تاثير كند وباطن انسان صورت كلام الهي گردد و از مرتبه ملكه به مرتبه تحقق رسد. اين مطلوب‏بدون رعايت آداب و شرايط ظاهري و باطني تلاوت قرآن حاصل نميگردد; از اين روبزرگان علم و معرفت از جمله امام خميني(ره) با الهام از آيات قرآن كريم و بيانات‏پيشوايان دين، براي بهره‏مندي هرچه بهتر و بيشتر از اين مائده آسماني نكاتي را به‏طالبان فهم قرآن و جويندگان معارف قرآني يادآور شده‏اند كه عمده‏ترين آنها به‏اختصار چنين است:
الف. پناهنده‏شدن به خداي سبحان از شر شيطان: وسوسه‏هاي شيطان خارطريق معرفت است و بدون پناه بردن حقيقي به حصن الوهيت از شر او ايمني حاصل‏نشود
[1]. خداوند مي‏فرمايد: «فاذا قرات القرآن فاستعذ بالله من‏الشيطان‏الرجيم‏»(نحل 98); (هرگاه خواستي قرآن بخواني از شيطان رانده شده، به خدا پناه بر).
ب. اخلاص و پاك‏سازي نيت: اين امر تاثير در قلوب، نقش بنيادي داشته وبدون آن هيچ عملي را قيمتي نيست، بلكه ضايع، باطل و موجب سخط الهي است[2].
ج. طهارت ظاهر و باطن: در نگاه امام «ره‏» تا قذارات و كثافات عالم طبيعت درقلب هست; استفاده از قرآن شريف ميسور نشود كه: «انه لقرآن كريم لايمسه الاالمطهرون‏» (واقعه 79-77); (آن قرآني گرانمايه است كه جز پاكان بر آن دست‏نسايند) [3].
د. ترتيل: اين قرائت كه در نفس آدمي تاثير مي‏گذارد، عبارت است از : حد وسطبين سرعت و تعجيل و تاني و فتور مفرط [4]. جنين قرائتي را ترتيل مي‏خوانند ;چنانكه قرآن مي‏فرمايد: «و رتل القرآن ترتيلا»(مزمل 4); (و قرآن را به آرامي بخوان).
ه. بزرگداشت قرآن كريم: امام راحل تعظيم قرآن كريم را موجب نورانيت قلب وحيات باطن و از آداب مهم قرائت قرآن كريم مي‏شمارد[5].
تعظيم يك امر صوري نيست; بلكه عملي است مبتني بر شناخت و درك واقعي‏عظمت قرآن و فرستنده آن و پيامبري كه قرآن بر او نازل گشته است.
در عظمت اين كتاب آسماني همين بس كه خداي بزرگ درباره آن فرمود:
«لو انزلنا هذا القرآن علي جبل لرايته خاشعا متصدعا من خشية‏الله‏» (حشر 21); (اگراين قرآن را بر كوهي فرود مي‏آورديم، آن را از ترس خدا هموار و متلاشي مي‏يافتي).
و. تفكر و تدبر: انديشيدن در معاني آيات شريفه و تفكر در چگونگي بيرون‏آمدن از مراتب ظلمات به عالم نور در پرتو نور آيات يكي ديگر از آداب و شرايط وبلكه از اعظم آدابي است كه در شريعت مطهر به آن توصيه شده است[6].
تفكر و انديشيدن از اهداف فرو فرستادن قرآن بشمار رفته است(نحل 44 و ص‏29)و امام‏علي‏عليه السلام نيز قرائت‏بدون تدبر را بي فايده و فاقد خير و خوبي مي‏داند[7].
از نظر امام «ره‏» با طرق استفاده از قرآن هموار مي‏شود و ابوابي جديد براي انسان‏مفتوح مي‏گردد و او معارفي نو از قرآن استفاده ميكند [8].
ز. عرضه يا تطبيق: مقصود از اين آن است كه شخص مفاد هر يك از آيات را باحال خود تطبيق كند و بدين‏وسيله كاستيهاي خود را برطرف و امراض و بيماريهاي‏خود را درمان نمايد [9].
نكته جالب توجه در اين زمينه اين است كه از ديدگاه امام همان گونه كه ميزان درتشخيص صحت و عدم صحت روايات و اعتبار يا عدم اعتبار اخبار، عرضه آنها بركتاب خداست و آنچه مخالف كتاب خدا باشد، باطل و زخرف است [10]، ميزان درتشخيص سعادت و شقاوت آدمي نيز عرضه اعتقادات، خلقيات و اعمال بر كلام‏خدا، قرآن است. هر آنچه موافق كتاب خدا باشد، مطلوب و موجب سعادت و آنچه‏مخالف آن باشد، باطل و مايه شقاوت است و بايد كنار گذاشته شود[11].

موانع فهم قرآن
از ديدگاه امام‏خميني و ديگر بزرگان صاحب بصيرت براي فهم و استفاده از قرآن‏كريم موانعي وجود دارد كه طالب فهم قرآن و جويندگان معارف قرآني بايد اين موانع‏را از ميان بردارند. امام از اين موانع به حجابهاي بين مستفيد و قرآن تعبير مي‏كند
[12].
اينك به برخي از آن موانع و حجابها اشاره مي‏شود.
1. غرور علمي
از موانع و حجابهاي بزرگ فهم قرآن، خودبيني است كه موجب مي‏گردد آدمي خودرا از راهنماييهاي قرآن بي‏نياز بداند.
از نظر امام احساس بي‏نيازي از بهره‏گيري از اين خوان نعمت الهي از اين طريق به‏وجود مي‏آيد كه شيطان كمالات موهوم را براي انسان جلوه دهد و او را به آنها راضي‏و قانع سازد و كمالات و مقامات واقعي را از چشم او ساقط كند. مثلا اهل تجويد را به‏دانش تجويد دلخوش كند و علوم ديگر را در ديد آنان ناچيز جلوه دهد[13]; اصحاب‏ادب را به همان پوسته بي مغز راضي كند و تمام شؤون قرآن را در همان چيزي كه آنان‏مي‏دانند نمايش دهد; مفسران را به وجوه قرائات و آراء مختلف ارباب لغت و وقت‏نزول و شان نزول و مدني و مكي بودن و تعداد آيات و حروف و امثال آن سرگرم كندو اصولا بحث و جدال در اطراف مفاهيم كلي و غور در جزئيات از موانع بزرگ سيربه سوي خداست كه پياده را از راه باز دارد و بايد از ميان برداشته شود[14].
امام «ره‏» در اين زمينه يادآور مي‏شود كه ممكن است «حجاب غليظ اصطلاحات‏» حتي‏دامن فيلسوفان و حكيمان و عارفان را گرفته و آنان را در حصار خود محبوس نمايد.
2. گناه و معصيت
از ديدگاه امام «ره‏» يكي ديگر از حجابها كه مانع فهم قرآن شريف و استفاده از معارف‏و مواعظ اين كتاب آسماني مي‏گردد، معاصي و كدورات و تاريكيهايي است كه ازطغيان و سركشي نسبت‏به ساحت قدس پروردگار عالميان پديد مي‏آيد[15].
ناگفته نماند كه اين ديدگاه امام «ره‏» برخاسته از آيات و احاديث و موافق برهان‏عقلي و فلسفي است و در كلام عرفا و فلاسفه نيز آمده است.
قرآن كريم شرط فهم و بهره‏مندي از خود را به صراحت انابه و بازگشت‏به سوي‏خدا اعلام كرده است (ق 8، مؤمن 13) و روشن است كه گناه و عصيان دقيقا نقطه مقابل‏انابه و بازگشت و قلب منيب نيز قطب مخالف قلب مذنب و مسي‏ء است. 
در احاديث و كلمات پيشوايان دين‏عليهم السلام نيز از گناه و معصيت‏به عنوان «نكته سودا»يا نقطه تاريك در جان و روح او ياد و ترك برخي از واجبات موجب محروم شدن ازبركت وحي اعلام شده است[16]. از نظر روايات قلبها آنگاه جايگاه حكمت‏خواهدبود كه خواهشهاي نفساني آن را تيره نساخته باشد[17].
فلاسفه و عرفا نيز در فلسفه و عرفان مطرح كرده‏اند كه : هر عمل صالح يا سيئي‏همان گونه كه در عالم ملكوت صورتي مناسب با خود دارد، در ملكوت نفس نيزاينگونه است; يعني يا صورتي دارد كه موجب نورانيت‏باطن مي‏شود و قلب بواسطه‏آن مطهر و منور و شايسته تجليات غيبي و ظهور حقايق و معارف الهي مي‏گردد و ياصورتي ظلماني و پليد و چون آينه زنگار زده دارد; بطوري كه معارف الهي و حقايق‏غيبي در آن منعكس نمي‏شود.[18].
فيض كاشاني مي‏گويد: «خواهش‏هاي نفساني بزرگترين حجاب دل است وبسياري در اين حجاب بسر مي‏برند. هر قدر خواهشهاي نفساني انباشته‏تر باشد،«معاني كلام خدا نيز بيشتر در حجاب است‏»[19].
همين جا بايد متذكر شويم: از بزرگترين گناهان قلبي كه پرده‏اي ضخيم بين انسان‏و فهم درست معارف و حقايق مي‏افكند، حب دنياست كه به تعبير روايت ريشه هرخطاست[20].
امام مي‏فرمايد: «كسي كه بخواهد از معارف قرآن استفاده كند و از مواعظ الهيه‏بهره‏بردارد، بايد قلب را از اين ارجاس (حب دنيا و حب جاه) تطهير كند و لوث‏معاصي قلبيه را كه اشتغال به غير است از دل بزدايد; زيرا كه غير مطهر محرم اين‏اسرار نيست، قال تعالي «انه لقرآن كريم في كتاب مكنون لايمسه الاالمطهرون‏» [21] (واقعه‏77-79). چنانكه از ظاهر اين كتاب و مس آن در عالم ظاهر، غيرمطهر ظاهري، ممنوع است تشريعا و تكليفا، از معارف و مواعظ آن و سر آن ممنوع‏است كسي كه قلبش ملوث به ارجاس تعلقات دنيويه است‏»[22].

[1] . خمينى (امام‏»; آداب الصلوة، چ 1، تهران، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى، 1370 ش، ص 221.
[2] . همو; چهل حديث، ص 500.
[3] . همو; شرح حديث جنود عقل و جهل، چ 2، تهران، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى، 1377ش، ص‏105.
[4] . همان 504.
[5] . همو; آداب‏الصلوة، ص 181.
[6] . همو; چهل حديث، ص 50.
[7] . همو; آداب‏الصلوة، ص 212 و فيض كاشانى، ملامحسن; المحجة البيضاء، چ 2، قم دفترانتشارات اسلامى، بى‏تا. ج ، ص .
[8] . همو; آداب‏الصلوة، ص 205.
[9] . همان 206.
[10] . حر عاملى; وسائل الشيعه، بى‏چا، بيروت، داراحياء التراث العربى، بى‏تا، ج‏11،ص‏79-78.
[11] . خمينى (امام); آداب‏الصلوة، ص 208.
[12] . همان 197-195 و فيض كاشانى، پيشين 2/241 و نراقى، محمد مهدى; جامع‏السعادات، چ‏3، تهران،مؤسسه مطبوعاتى اسماعيليان، 1383 ق، ج 3، ص‏374.
[13] . ر.ك: فيض كاشانى، پيشين 2/241.
[14] . ر.ك. خمينى (امام); شرح حديث جنود عقل و جهل، ص 8 و 62.
[15] . همو; آداب‏الصلوة، ص 201.
[16] . فيض كاشانى; پيشين 2/242.
[17] . محمدى رى‏شهرى، ميزان‏الحكمه، مكتب الاعلام الاسلامى،ط اول، 1363 ه.ش‏18. ر.ك: شيرازى، صدرالدين، الشواهد الربوبيه، بى‏چا، دانشگاه مشهد،1346ش، ص‏329.
[18] . خمينى(امام); پيشين 20 و فيض كاشانى; پيشين 2/242.
[19] . فيض كاشانى; پيشين.
[20] . كلينى; اصول كافى، چ 3، تهران، دارالكتب الاسلامية، 1380 ق، ج 2، ص‏609.
[21] . آن قرآنى گرانمايه است; در نوشته‏اى پنهان شده. بر آن جز پاكان دست نسايند.
[22] . خمينى (امام); پيشين 202.
محمدعلي تجري

 

نظرات کاربران 0 نظر