امروز  9 اسفند 1395
اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
مجموعه مقالات در باره حضرت محمد / حضرت محمد (ص) 17:9 - 6 / 3 / 1393 629 بازدید
حکومت نبوی، الگوی حکومت ها  
حکومت نبوی، الگوی حکومت ها


پدید آورنده : محمود مهدی پور ، ماهنامه کوثر- ش 68

اللهم عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرفنی رسولک لم اعرف حجتک.[1]

معرفت عمیق و دقیق نسبت به ساحت قدس نبوی9 یکی از بزرگ ترین نعمت های الهی و زمینه ساز شناخت خدا و اولیای دیگر الهی و راهکار دست یابی به سعادت جاودانه است. قرآن، تمام بشریت را به شناخت، ایمان، اطاعت، بیعت، نصرت، تکریم، ابلاغ سلام و صلوات به پیامبر بزرگ خدا فراخوانده است. آگاهی از این حقایق و انجام این وظایف، شرط بهره مندی از نعمت های فراوان الهی در دنیا و آخرت است.

شناخت رسول اکرم صلی الله علیه و آله شناخت یک شخص نیست. مجموعه ای از معارف زندگی ساز و سعادت آفرین است. جهان بینی نبوی9، آرمان های نبوی9 ، تاکتیک های نبوی، فقه نبوی، اخلاق نبوی، آداب نبوی، علوم نبوی، طبّ نبوی، مدیریت نبوی، سیاست های نبوی، قضاوت نبوی، تربیت نبوی، عبادت، نیایش های نبوی و ارزش های مقبول نبوی، هر کدام دنیایی از معرفت و دریایی از نور و رحمت است. آفاقی از تلاش و تقوای فطری لازم است، تا ذهن بشر به قطره ای از معرفت و گرد راه این قافله هدایت راه یابد.

قرآن عظیم، بخشی از علوم الهی است که بر زبان رسول اعظم جریان یافته است و کیست که تمام حقایق بیکران آن را کشف کرده باشد؟ و لایحیطون بشیء من علمه الّا بما شاء[2]

نهج البلاغه، دستاورد یکی از شاگردان «مدرسه نبوی» است، و کیست که به بلندای اندیشه علوی راه یابد؟ خود او فرمود: سیلاب «علم و ایمان» از ستیغ وجودم سرازیر می شود و طائر بلند پرواز اندیشه تا آفاق بلند زندگی ام، اوج نمی گیرد.[3] پرسش های اصلی در زمینه «پیامبرشناسی» این است که پیامبر اعظم کی بود و چه گفت و چه کرد؟

ممکن است درباره دو پرسش «چه گفت» و «چه کرد» بتوان اندکی سخن گفت و از دانش حدیث، تاریخ، تفسیر، رجال و تراجم کمک گرفت. اما شناخت «حقیقت محمدیه»، از توان ذهن و زبان و فهم و خیال ما بیرون است.

نهج الفصاحه شبنمی از اقیانوس «علوم محمدی» است که پس از قرن ها، بهار می آفریند و طراوت می بخشد و ذهن و زندگی را نورانی می کند.

شناخت «انسان کامل» و کامل ترین انسان، نیاز همیشه جوامع بشری است. هر کس با الفبای ارزیابی انسان ها آشنا باشد، می داند در میان چهره های برجسته تاریخ چهره ای درخشان تر و زیباتر از پیامبر بزرگوار اسلام وجود ندارد. شناخت این سیمای پاک و غبار زدایی از زندگی او، آب حیات روزگار ماست.

زندان اتهام

در عصری که حامیان ظلم و ظلمت از اسلام و پیامبر صلی الله علیه و آله شبحی وحشت آفرین ساخته اند، رویش دوباره «گلستان محمدی» در ایران و لبنان و فلسطین و مصر را برنمی تابند. طلوع اندیشه های نبوی در مغرب زمین خواب آنان را آشفته کرده است. سردمداران غرب «جنگ احزاب امروز» را تدارک می بینند. کشورهای 1+5 فریاد عدالت و آزادی و توحید را روز به روز پرطنین تر احساس می کنند و به محاصره اندیشه اسلامی در خاورمیانه و ریشه کنی آن می اندیشند. در این شرایط، شناخت محمد و آل محمد باران زندگی بخش روزگار ماست. انسان های پاک اگر این پیشوای رحمت را بشناسند، بیهوده احساس وحشت نمی کنند، بلکه دست دوستی می گشایند و گروه گروه به شیفتگان اسلام می پیوندند. دوستان اگر با او بیشتر آشنا شوند، آفاق «مهربانی» و «ایمان» و «عدالت» و «خدمت» را توسعه می بخشند. سران «استکبار جهانی» نه از روی دلیل و عقل و اندیشه بلکه برای حفظ منافع سیاسی و اقتصادی به جنگ اسلام و محمد9 برخاسته اند.

هجوم تبلیغاتی غرب به قرآن ، پیامبر، تشیع، امامت، ولایت فقیه و تمسخر اسلام و مسلمانان و تفرقه افکنی بین مسلمین با تمام ابزارها، فشار روزافزون بر مسلمانان غرب نشین و بانوان محجبه در بلاد غربی و هجوم نظامی به لبنان و فلسطین و افغانستان و دیگر کشورهای اسلامی، همه و همه نشان از زندگی و اثرگذاری «اندیشه های محمّدی» و ترس و وحشت صهیونیسم جهانی از بیداری اسلامی دارد.

برای آنها که در زمین ادعای خدایی می کنند و همه را برده خویش می خواهند، حضور پیامبری که از سوی خدا «ولایت» دارد و بندگان خدا را از زنجیرهای زر و زور و تزویر سرمایه داری آزاد می کند، و فریاد «توحید» و «عدالت» و «اخلاق» برمی آورد، به راستی وحشت آفرین است. تمام کتاب های ضد اسلام، اظهارنظرهای ضد پیامبر، شبهه پراکنی ها و سایت های ضد اسلام و پیامبر اعظم و تفرقه افکنی ها بین فرق اسلامی ، لشکرکشی و اعزام ناوگان و احداث پایگاه در این راستا قابل تحلیل است.

صهیونیسم، جهان را برای خویش می خواهد، و محمد9 همه را برای خدا. طبیعی است که این دو آرمان با یکدیگر ناسازگار است و جنگ همیشه تاریخ، جنگ توحید و شرک است.

از دشمن چیزی جز هجوم و سیاه نمایی و دروغ و فریب انتظار نیست، ولی از پیروان محمد9 و علی علیه السلام در جهان اسلام، انتظاری دیگر است؛ انتظار بیداری، انتظار برادری، انتظار همفکری، انتظار مسلمانی و جهاد.

غفلت های بزرگ

غفلت از شناخت پیامبر اعظم؛

غفلت از معرفی آن بزرگوار؛

غفلت از هجوم دشمن به بلاد اسلامی؛

غفلت از آرمان های والای نبوی؛

غفلت از قرآن و پیام محمدی9؛

غفلت از اشغال بلاد اسلامی؛

و در همین شرایط، صدور فتوا علیه مجاهدان خطّ مقدم مبارزه با صهیونیسم جهانی؛ چیزی نیست که از سوی مسلمانان قابل قبول باشد.

«سیره نبوی» فقط سیره اخلاقی و سیره فردی و عبادی نیست. شناخت سیره نبوی در برابر کفر و شرک و هجوم نظامی و فرهنگی آنان، به شدت مورد نیاز دولت مردان دنیای اسلام است و این مدیران و رهبران فرهنگی، سیاسی و اجرایی امت هستند که بیش از همه به «سیره نبوی» نیاز دارند.

دشمنان از سیره پیامبر در اذکار و دعا و خواب و استراحت نمی ترسند و میلیون نسخه از آداب و اذکار فردی را در ایام حج به زبان های گوناگون پخش می کنند. آنان از «ولایت نبوی» و «برائت علوی» بیم دارند.

گرچه توده های مردم مسلمان به سیره و سخن پیامبر همیشه نیازمندند و تا حدودی در مسیر آن گام برمی دارند، اما آنچه جامعه اسلامی از آن تا حد زیادی محروم است و بیش از همیشه بدان نیاز دارد، سیره نبوی در زندگی و روش و منش حاکمان و دولت مردان و مدیران دنیای اسلام است. سلطه سیاسی، سلطه اقتصادی و سلطه فرهنگی و هجوم نظامی صهیونیسم و کفار صلیبی بر بلاد اسلامی، پیامد دوری حکام و مدیران کشورهای اسلامی از اندیشه و سیره نبوی است.

خود رسول خدا9 فرمود:

«لست اخاف علی امتی جوعاً تقتلهم و لا عدوّاً یجتاحهم و لکنّی اخاف علی امتی ائمة مضلّین إن اطاعوهم فتنوهم و ان عصوهم قتلوهم؛[4] من بر امتم از گرسنگی مرگبار نمی ترسم، از دشمن خارجی ویرانگر نمی ترسم، ولیکن از پیشوایانی گمراهگر بیم دارم که اگر از آنان اطاعت کنند، از دین بیرون می روند و اگر مخالفت کنند، کشته می شوند».

تاکنون آنچه از سیره و سنن پیامبر گرامی مطرح شده و می شود، بیشتر سیره و سنن فردی پیامبر بزرگوار در بخش اخلاقی و عبادی است؛ و حال آنکه از دیدگاه ما بیش از توده های مردم دولت مردان و مردان میدان مدیریت، سیاست و اقتصاد جامعه و مسئولان کشور های اسلامی در بخش های قانون گذاری، قضاوت و اجرا نیازمند شناخت عمیق تر و اجرای دقیق تر سیره و اخلاق نبوی هستند. سیره سیاسی رسول اعظم، سیره اقتصادی رسول اعظم، سیره مدیریتی پیامبر، سیره فرهنگی پیامبر بزرگ، و سیره نظامی رسول خدا به عنوان حاکم اسلامی، مورد نیاز امروز ماست. «رسالت» و «ولایت» پیامبر اعظم، مهم ترین نقطة درگیری دنیای اسلام با کفر جهانی است. «رسالت» قانون زندگی بشر را تعیین می کند و«ولایت» شاخصه های «حاکم» بر «جامعه» را نشان می دهد. استکبار این رسالت را که در قرآن تجلّی یافته، مزاحم خویش می بیند و این «ولایت» را که در عترت تداوم دارد، مشکل آفرین می داند.

ایا نظام آموزشی ما تا چه میزان با نظام آموزش مطلوب نبوی هماهنگ است؟

ایا نظام پژوهش در کشور های اسلامی بر اساس معیارها و موازین نبوی است؟

حوزه های علوم اسلامی تا چه میزان به نظام آموزشی و اخلاقی پیامبر اعظم نزدیک است؟

دانشگاه های ما چه گام هایی باید بردارد تا به رهنمودهای رسول خدا نزدیک تر شود؟

چه تغییراتی در متون، در ساختار، در اهداف، در نیروها، در گزینش و پذیرش استاد و دانشجو باید به وجود اید؟

صدا و سیمای ما تا چه میزان می تواند سرافرازانه، حرکت خویش را به سوی نظام تبلیغات نبوی و اطلاع رسانی الهی و گسترش بینش و دانش های خاتم الانبیا6 معرفی کند؟

نظام ورزشی کشور تا چه میزان با نظام ارزشی پیامبر اعظم هماهنگ است؟

در زمینه مبانی فکری حکومت نبوی چه کارهای پژوهشی انجام شده است؟

ایا پیامبران به طور عام در مدیریت جامعه دخالت می کرده اند؟

ایا پیامبر بزرگوار اسلام علاوه بر نبوت، حکومت داشته اند؟

ایا حکومت، «حقّ» پیامبر است یا وظیفه او؟

منشأ حکومت پیامبر، دستور خداست یا انتخاب مردم؟ یا هردو، و یا دلیل دیگری دارد؟

پیامبر گرامی «حکومت» را هدف می دانست یا وسیله؟

قدرت در نگاه او، موضوعیت داشت یا طریقیت؟

ایا پیامبر اسلام دفاع از جان، مال، عقل، دین، نوامیس و حقوق مسلمین را در شمار وظایف خویش می دانست؟

رسول خدا در جهت آموزش فرهنگ قرآنی، اصلاح اندیشه ها، تربیت اخلاقی، آموزش سیاسی، انتقال مهارت های زندگی، فراگیری علوم پایه و تولید و گسترش علوم چه گام هایی برداشته است؟

پیامبر اعظم در جهت تأمین نیازهای اقتصادی جامعه (زندگی فرد و جامعه) چه اقداماتی انجام داد؟ چه رهنمودهایی صادر کرد؟ چه موانعی را بر طرف ساخت؟

پیامبر گرامی در جهت استقرار «امنیت عمومی» چه گام هایی برداشت؟ برای حفظ، گسترش، تقویت و امنیت فراگیر چه اقدامات فرهنگی، سیاسی، نظامی و اقتصادی را برنامه ریزی کرد؟

رسول اعظم، از کدام آزادی ها و به چه میزان و با چه روش هایی دفاع می کرد؟

پیامبر در جهت کسب استقلال مسلمین و حفظ آن و تقویت قدرت تصمیم گیری درونی در برابر قدرت های بیرون از مرزهای اسلام چه اندیشه ها، رهنمودها، بایدها و نبایدها و اخلاق و رفتاری را پایه ریزی کرد؟

راستی عزل و نصب های نبوی بر چه پایه ای صورت می گرفت و ایا در دنیای اسلام همان معیارها حاکم است؟

پیامبر چه کسانی را به کار می گمارد؟ چه کسانی را عزل می کرد؟ به چه کسانی اولویت می داد؟ و چرا مهم ترین انتصاب نبوی در صحنه «غدیر»، به فراموشی سپرده شد؟

راستی رابطه نبوت و حکومت چیست؟ کدام هدف است، کدام وسیله، یا هردو وسیله اند برای خداشناسی و خدامداری برای عبادت الله، یکی در مقام فرهنگی و اخلاقی است، یکی در جایگاه اجرایی؟

حکومت نبوی با کدام یک از انواع حکومت های موجود و تاریخی منطبق است: حکومت استبدادی؟ حکومت قبیله ای؟ حکومت شورایی؟ حکومت قانون الهی؟

پیامبر اعظم در سیاست خارجی چه کرد و چه گفت و چه می خواست؟

پیامبر اعظم درباره آموزش و پرورش عمومی چه گفت و چه کرد و چه می خواست؟

پیامبر در میدان بهداشت و درمان چه گفت و چه کرد و چه برنامه ای داشت؟

سیره و سنت نبوی در اطلاع رسانی و تبلیغات و رسانه های آن روز و اهداف و روش های آن، چه بود؟

ایا پیامبر به کمبود فضای علمی و آموزشی و عبادی امّت می اندیشید و مدرسه و مسجد می ساخت یا در هر شهری می رفت، ورزشگاه زنانه و مردانه تأسیس می کرد؟

ایا یک سوم رسانه های حکومت نبوی، صرف تفریح و بازی و ورزش می شد؟

ایا بیت المال مسلمین از مالیات های اجباری تأمین می شد و صرف اعزام شطرنج باز زن و مرد به بلاد کفر می گردید؟

سیره و سخن نبوی در قلمرو تأمین اجتماعی چه بود؟ و ایا شیوه های امروزی تا چه میزان با معیارهای نبوی هماهنگ است؟

ایا پیامبر صلی الله علیه و آله از بودجه مسلمین برای جلب جهانگردان دنیای کفر، همین گونه هزینه می کرد؟ و ایا مساجد و اماکن مقدسه، ابزاری برای جلب جهانگردان شناخته می شد؟

ایا پیامبر برای حفظ و مرمت آثار باستانی و خانه های خوانین و سلاطین، همین سیاست جاری در دنیای امروز را دنبال می کرد؟

ایا در سیره نبوی، طب سنّتی و دارویی محدود و محصور و ممنوع بود و طبّ وارداتی مقبول و محبوب و حاکم و مورد حمایت و تشویق و تقدیر؟!

کشاورزی و دامداری و صنایع در «حکومت نبوی» چه جایگاهی داشت؟ راه و راه سازی و حمل و نقل در حکومت نبوی، چه میزان مورد توجه بود؟

پیامبر چه نوع نظام اطلاعات و تحقیقاتی را مقبول و مطلوب می دانست؟

سیره حکومت پیامبر صلی الله علیه و آله در واردات و صادرات و داد و ستدهای بین الملل آن روز چگونه بود؟

سخن و سیره پیامبر در خصوصی سازی و پاسداری از اموال عمومی و بیت المال و اختیارات کارگزاران دولت چگونه بود؟

ایا پیامبر اعظم به تعلیم، تولید، عدالت، آزادی، استقلال و عزت امت اسلامی می اندیشید یا برای سرگرمی و بازی و تفریح و مسخره بازی، برنامه ریزی و هزینه می کرد و رسانه ها را به کار می گرفت؟

شناخت سیره حکومتی رسول خدا6، تبلیغ راه و رسم پیامبر در زمینه مدیریت جامعه اسلامی و بریدن حلقه های وابستگی پیدا و پنهان زمامداران و قوانین دنیای اسلام به «کفّار حربی»، مهم ترین نیاز امروز امت محمّد9 است.

سال رسول اعظم باید سال همفکری و همکاری و برنامه ریزی و اقدام در جهت تحقق این آرمان مقدس باشد.

اولویت ها در نگاه نبوی

شناخت اولویت ها و عمل بر طبق آن، از مهم ترین نیازهای حکام و مدیران کشورهاست. صرف عمر و امکانات و تجهیزات مسلمین در امور غیر ضروری، از بزرگ ترین خطاها و بلکه از جنایات عصر ماست. از باب مثال، روزانه میلیون ها ساعت وقت فرزندان اسلام در تماشای مسابقات ورزشی تلف می شود؛ مسابقات و خبرهایی که نه تنها هیچ نیاز مادی و معنوی امّت را تأمین نمی کند، بلکه صدها نوع خسارت و زیان علمی و اخلاقی و بهداشتی و سیاسی و اقتصادی بر جامعة اسلامی وارد می آورد.

هم اکنون هیچ مخترع و مبتکر و کارگر و کشاورز و صنعتگر و پزشک و دانشمند و عالم و مجاهدی در سیمای جمهوری اسلامی به اندازه قهرمانان ورزشی مورد تکریم و تجلیل و تبلیغ قرار نمی گیرد. این گونه بودجه گذاری و الگوسازی اگر از روی توجه و عمدی انجام شود، سیاستی شیطانی است و اگر ناشی از غفلت و تقیه در برابر فشارهای بین المللی باشد، باید به آستان خدا استغفار کرد و در برابر امّت اسلامی به روشنگری پرداخت؛ زیرا، این سیاست ها، جای استغفار و توبه دارد و با راه و رسم پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله هماهنگ نیست. والسلام

پی نوشت ها:

[1] . ر.ک: مفاتیح الجنان، دعا در غیبت امام زمان(ع)، ص 974، آستان قدس رضوی.

[2] . بقره/ 256.

[3] . نهج البلاغه، خطبه سوم (شقشقیه).

[4] . نهج الفصاحه ، ص 343، ش 343.

نظرات کاربران 0 نظر