امروز  31 مرداد 1396
اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
فضائل و کرامات حضرت علی (ع) / حضرت علی (ع) 19:58 - 20 / 7 / 1393 752 بازدید
آشنایی با هویت ملکوتی امیر المؤمنین (ع)   

مقدمه مولف

آنچه در پي مي آيد قسمتي از پيام حضرت آيت الله جوادي آملي به ششمين همايش آموزشي, فرهنگي دانشجويان سراسر کشور مي باشد که به علت همزماني با سال اميرالمومنين (ع) به بيان صفات, سيره و سخنان آن حضرت اشاره دارد که با هم مي خوانيم:
بهترين راه شناخت حضرت علي بن ابي طالب عليه السلام, بررسي معرفي خداوند و رسيدگي به تعريف رسول اکرم صلي الله عليه و آله وسلم و تدبر در تديون شناسنامه ولوي آن حضرت عليه السلام با بنان و بيان خود اوست, گرچه غوص در اين دريا به مقدار همت و درايت و رويت هر کسي است که جزم علمي و عزم عملي او ره توشه معرفت آن حضرت شده است.
چون محدوده علم به قلمرو معلوم است و بهترين معروف در مکتب اهل بيت عصمت و طهارت عليه السلام اصول پنجگانه است, لذا شايسته است کلام نوراني آن حضرت و سنت وي در اين باره بازگو شود.
1 ـ حضرت علي (ع) درباره توحيد و مبداشناسي از مقطع قطع علم حصولي به مشرب يقين شهودي, هجرت وسطي داشت و از مرحله «کان» به مقام برين و منيع «ان» واصل شد و خداوند را نه با انديشه بلکه با شهود و نه در حد «کان وگويا», بلکه در حد تحقيق و تکميل به مقدار وسع مخلوق درباره معرفت خالق شناخت و چنين فرمود: «انا عبد مالااري» [1] .
شگفتا: آيا مي پرستم خدايي را که نمي بينم, يعني خداوند را يقينا با شهود دل مي يابم و او را که مشهود جان من است مي پرستم.
2 ـ حضرت علي (ع) درباره معاد و قيامت, که حداکثر ادراک و باور ديگران درباره آن از معرفت حصولي و ايمان به غيب نمي گذرد علم شهودي و ايمان به شهادت دارد, لذا از آن جناب چنين ماثور است: «لو کشف الغطا ما ازددت يقينا», اگر پرده معاد کنار رود و قيامت قائم گردد چيزي بر يقين من افزوده نمي شود, يعني هم اکنون اسرار آينده بدون پرده براي من مشهود است, پس ايمان آن حضرت (ع) به قيامت, از سطح باور به شهادت است نه از قبيل ايمان به غيب, زيرا براي وي چيزي غايب نيست.
3 ـ سخن نغز حضرت اميرالمومنين (ع) پيرامون وحي و نبوت اين است که رسول اکرم (ص) به من فرمود: «انک تسمع مااسمع وتري ما آري الا انک لست بنبي و لکنک لوزير و انک لطي خير» [2]  تمام آنچه را من مي شنوم تو مي شنوي, و تمام آنچه را من مي بينم تو مي بيني, تمام تمايز من و تو اين است که من پيامبرم و تو نيستي و تو وزيري و بر مسير خير و طريق سعادت قرار داري. بنابراين, ايمان حضرت علي (ع) به نبوت و رسالت رسول اکرم (ص) از سنخ ايمان به شهادت است نه از صنف ايمان به غيب, زيرا رموز وحي و اسرار رسالت بي پرده براي آن حضرت مشهور و براي وي مشهود بود, نه در پرده, تا براي او مستور و از او مهجور و غايب باشد. تاکنون معلوم شد که اصول سه گانه دين يعني توحيد و معاد و نبوت براي حضرت علي (ع) مشهود بود نه غايب و ايمان آن حضرت به اصول مزبور از سنخ ايمان به شهادت بود نه باور به غيب.
4 ـ عدل الهي, که براساس حسن و قبح عقلي از اوصاف فعلي پروردگار و مورد پذيرش و پرورش مذهب اماميه است, نه تنها در کلام علوي عليه السلام متبلور است بلکه در تمام هستي حضرت علي (ع) متجلي است و آن حضرت, آيت کبراي عدل خداست ; به طوري که مي توان اميرالمومنين (ع) را عدل متمثل دانست و بارزترين صيغه عدل علوي, برائت وي از هوي و نزاهت او از هوس است که اولين عنصر محوري عدالت محسوب مي شود; چنانکه آن حضرت (ع) فرمود: «قد الزم نفسه العدل, فکان اول عدله نفي الهوي عن نفسه» [3]  پرهيزگار, عدل را بر خود لازم کرد, پس اولين مرحله عدالت فرد متقي دور کردن هوي از محدوده هستي خويش است و چون آن حضرت قدوه متقيان است, عدل را به عنوان فصل مقوم هويت خويش قرار داد به طوري که عدالت براي آن حضرت (ع) از حد ملکه نفساني بودن گذشت و به مرحله برين فصل مقوم شدن رسيد, چنان که مقصود از عدل علوي همان رتبه والاي عصمت است نه عدل مصطلح, همان طوري که منظور از عدل الهي همان مرحله قاصيه عصمت است نه عدل اصطلاحي. با اين تحليل, معلوم مي شود که ايمان اميرالمومنين (ع) به عدل خدا از سنخ ايمان به شهادت است و نه از قبيل باور به غيب, زيرا عدل الهي مشهود علي (ع) است نه مستور غايب.
نويسنده:آيت الله جوادي آملي

امام علي در يک نگاه

نام: علي نخستين امام از دوازده امام که پيامبر (ص) ايشان را به امر خدا جانشين خود قرارداد - حيدر(به معناي شير نر و...)
کنيه: ابو تراب، ابوالائمه، ابوالحسن، ابوالحسنين، ابوالريحانتين
لقب: مرتضي، اميرالمؤ منين، امام المتقين، يعسوب الدين، مظهرالعجائب، کرار، قائدالغر المحجلين، الفاروق الاعظم، قسيم الجنه و النار
پدر: عمرو بن عبدالمطلب معروف به - ابو طالب –
مادر: فاطمه بنت اسد
تاريخ ولادت: جمعه سيزده رجب، 10 سال پيش از بعثت
مکان ولادت: مکه، داخل خانه خدا (کعبه)
مدت عمر: 63 سال
زمان شهادت: 21 ماه رمضان، سال 40 هجري
قاتل: عبدالرحمن بن ملجم مرادي از خوارج و منافقين
مکان شهادت و دفن: در محراب مسجد کوفه ضربت خورد و در منزل خود، در جنب غربي مسجد رحلت کرد و در غري (نجف) به خاک سپرده شد.
برخورد با شاميان در منش اميرمومنان

اميرمومنان (ع), «جرير بن عبدالله» را با نامه اي به شام فرستاد تا معاويه را به پيروي از حکومت مرکزي فراخواند و از وي بيعت بستاند. معاويه با بهانه هايي شيطاني, پاسخ را به تاخير انداخت و همچنان به فريب مردمان شام و شوراندن شان بر ضداميرمومنان (ع) پرداخت. برخي از ياران امام (ع) از آن حضرت خواستند بيشتر درنگ نکند و فرمان پيکار با شاميان را صادر بفرمايد. امير حکمت پيشگان, در پاسخ به خواسته و پيشنهاد آنان فرمود:
«اکنون که جرير (از ناحيه من و براي ستاندن بيعت و پيمان) نزد شاميان است, مهيا شدنم براي جنگ, در آشتي را به روي شام مي بندد و شاميان را ـ اگر نيکخواه باشند ـ از نيکوخواهي شان باز مي دارد. من براي جرير, زماني گذاشته ام که بيش از آن آنجا نماند, که اگر بماند, يا فريب آنان را خورده و يا از فرمان من سر پيچانده است. من صبوري ورزيدن و نشتابيدن را مي پسندم. شمايان نيز شکيبا باشيد و مداراپيشه سازيد; اگرچه مهيا شدن تان را ناخوشايند نمي دارم (و آماده شدن تان را براي پيکار با شاميان را روا مي شمارم چرا که) من کار اين قوم را نيک سنجيده ام و زير و رو و درون و برون آن را ژرفناکانه کاويده ام و عاقبت آن را چنين ديده ام که يا بايد با اينان جنگيد و يا بايد به آيين محمد (ص) کفر ورزيد! (و من به آنم که به دين خدايم و آيين حبيبم کفر بورزم!) اما اينکه سرکرده شاميان, پيراهن خون آلود عثمان را بيرق ساخته و به خونخواهي وي برخاسته و آتش خشم نادانان را برافروخته و آنان را بر ضد من شورانده, دستاويزي است براي ادامه رياست ننگين خود و تاراج بلاد اسلام. اما قتل عثمان, اين سان بود که آن زمان که او بر اين امت, حاکم بود, بدعتها گذارد و مردمان چون کردارهاي ناروايش را ديدند, وي را شماتت کردند و بر او شوريدند و از وي انتقام کشيدند و واژگونه اش نمودند.»
مترجم:علي اکبر مظاهري

حيات سياسي امام علي در عصر پيامبر اسلام

ـ معرفي و نصب جانشين
پس از خاتمه مناسک حج, رسول خدا (ص) به همراه جمعيتي که با آن حضرت بودند, آهنگ بازگشت به مدينه فرمود. و چون بر منطقه غدير خم (نزديک ميقات جحفه) رسيد, جبرئيل بر آن حضرت نازل شد و اين آيه را فرود آورد که: «يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته و الله يعصمک من الناس ان الله لايهدي القوم الکافرين» (1) يعني: «هان اي رسول! آنچه از جانب پروردگارت بر تو نازل شده, ابلاغ کن. و اگر اين کار را نکردي, رسالت الهي را ابلاغ نکرده اي. و خداوند تو را از مردم حفظ مي کند. خداوند کافران را هدايت نخواهد کرد.»
با نزول اين آيه, رسول گرامي اسلام (ص) مسلمانان را در آن نقطه متوقف نمود و دستور داد که آنان از جهاز شتران منبري برپا نمايند و پس از نماز ظهر خطبه اي ايراد نمود. در اين خطبه رسول خدا (ص) از بي اعتباري دنيا سخن به ميان آورد و نزديک بودن رحلت خود را به مسلمانان خبر داد. سپس حديث مشهور ثقلين (2) را ايراد فرمود و مردم را به تمسک در قرآن و حفظ حقوق اهل بيت (ع) سفارش کرد. آنگاه دست علي (ع) را گرفت و او را در منظر عموم قرار داد, سپس خطاب به جمعيت سوال کرد که: «اي مردم کيست که از اهل ايمان به آنان سزاوارتر است» گفتند: خدا و رسولش داناترند.
پيامبر فرمود: «همانا خدا مولاي من است و من مولاي مومنين هستم و اولي و سزاوارترم بر آنها از خودشان. پس هر کس که من مولاي اويم, علي مولاي او خواهد بود.»
حضرت اين سخن را سه بار ـ و بنا به گفته احمد بن حنبل, پيشواي جنبلي ها چهار بار ـ تکرار نمود. سپس دست به دعا برداشت و گفت: «بار خدايا دوست بدار کسي که او را دوست بدارد. و دشمن بدار کسي که او رادشمن دارد. و ياري فرما ياران او را. واگذار واگذارندگان اورا.» آنگاه فرمود: «بايد آنان که حاضرند اين سخن را به گوش غايبان برسانند.»
«هنوز جمعيت پراکنده نشده بودند که امين وحي الهي رسيد و اين آيه را فرود آورد که «اليوم اکملت لکم دينکم و اتممت عليکم نعمتي و رضيت لکم الاسلام دينا» يعني: «امروز روزي است که دين شما را کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان دين براي شما پسنديدم» در اين هنگام پيغمبر فرمود, «الله اکبر بر اکمال دين و اتمام نعمت و خوشنودي خدا به رسالت من و ولايت علي بعد ازمن»
سپس آن جمعيت به اميرالمومنين علي (ع) تهنيت گفتند و با او به عنوان مولاي مومنان بيعت نمودند و حسان بن ثابت ـ شاعر رسول خدا (ص) ـ نيز شعر جالبي درباره اين واقعه سرود. (3)
حديث غدير خم از روايات قطعي و متواتري است که شيعه و سني بر قطعيت آن اتفاق نظر دارند و چنانکه تحقيقات علامه اميني در جلد اول الغدير نشان مي دهد, 110 تن از صحابه پيامبر (ص) و 84 تن از بزرگان تابعين و 360 تن از دانشمندان اهل سنت در رديف ناقلان حديث غدير بوده اند.
پس از واقعه غدير خم رسول خدا (ص) با مسلمانان به مدينه مراجعت فرمود. در بازگشت از سفر, حضرتش دچار کسالت شد و به بستر بيماري افتاد. اين بيماري روز به روز شديدتر شد تا آنکه در بيست و هشت صفر سال يازدهم هجري, رسول خدا (ص) در حالي که سر بر زانوي علي (ع) داشت, چشم از جهان فروبست و در شرايطي که سران مهاجر و انصار در محلي به نام «سقيفه بني ساعده» اجتماع کرده, سرگرم دعواي خلافت و جانشيني رسول خدا (ص) بودند, علي (ع) به تجهيز بدن رسول خدا (ص) و انجام مراسم کفن و دفن مشغول گرديد.

جمع بندي و نتيجه گيري

آنچه طي قسمتهاي قبل از نظر گذشت, نگاهي کوتاه به مهمترين حوادث سياسي زندگاني علي (ع) در حيات رسول خدا (ص) بود و هرگز نبايد تصور کرد اين صفحات دربردارنده کليه فضائل علي (ع) و يا منعکس کننده تمام کارها و خدمات علي (ع) در اين دوره بوده است. در عين حال تامل در همين حوادث محدود نشان دهنده خطوطي درشناخت حيات سياسي علي (ع) همزمان با دوران رسالت به شرح زير ميباشد:
1 ـ علي (ع) در حوادث مهم و سرنوشت ساز دوران رسالت نقشي فعال و انکار ناپذير داشته است و بدون ترديد پس از رسول گرامي اسلام (ص) موثرترين فرد در تثبيت اسلام و تحکيم پايه هاي آن, علي (ع) بود. حديث منزلت که در آن منزلت علي (ع) به منزلت هارون تشبيه شده است, سند روشني است که نشان مي دهد رسول خدا (ص) به اين نقش کاملا واقف بوده و آن را براي مردم بيان فرموده است. زيرا مطابق آيات قرآن هارون به عنوان وزير موسي و يار و مويد اين پيامبر پيوسته در کنار حضرت موسي (ع) قرار داشت و دمي از آن حضرت جدا نگشت.
2 ـ علي (ع) در بين صحابه, نزديکترين فرد به رسول خدا (ص) بود. رسول خدا (ص) او را به عنوان تنها برادر خود در دنيا و آخرت انتخاب نمود و اين مطلب را با تعبير: «انت اخي في الدنيا والاخره» به دفعات اعلام نمود. علاوه بر آن پيامبر گرامي با تعبير: «علي مني و انا من علي» اتحاد روحي و معنوي ويژه اي بين خود و علي (ع) برقرار نمود. به موجب اين اتحاد روحي و معنوي, علي (ع) بزرگترين حامي رسول خدا (ص) بود و رسول خدا (ص) نيز در مواضع متعدد از تعرض اصحاب به علي (ع) جلوگيري کرد. چنانکه به موجب همين رابطه علي (ع) به عنوان وصي بلافصل رسول خدا (ص) و جانشين آن حضرت به همه مسلمانان معرفي گرديد.
علاوه بر آن علي (ع) در بين صحابه از چنان فضايل و موقعيتي برخوردار گرديد که براي احدي از صحابه در اولويت آن حضرت نسبت به ديگران ـ براي جانشيني پيامبر ـ ترديدي باقي نماند, هر چند که پس از رحلت رسول خدا (ص) عده اي از صحابه مسير ديگري را اختيار کردند.
3 ـ در اين دوران با وجود پيامبر (ص), علي از خودراي و نظري ندارد. تاريخ در خصوص رابطه علي (ع) و پيامبر (ص) جز اطاعت مطلق علي (ع) از پيامبر (ص), موضعي سراغ ندارد و به اين ترتيب مهمترين محور در خط مشي سياسي علي (ع) در اين دوره تبعيت او از رهبري امت اسلامي است. اين تبعيت در زندگاني علي (ع) تنها به يک موضعگيري سياسي محدود نمي گردد, بلکه دامنه اعمال عبادي و شرعي را نيز فرامي گيرد, به طوري که در سفر حجه الوداع, علي (ع) که از مسيري جدا از مسير رسول خدا (ص) به مکه آمده بود و از نيت رسول خدا (ص) اطلاعي نداشت, تصميم گرفت با همان نيتي محرم گردد که رسول خدا (ص) جامه احرام پوشيده بود.و و چون اين مطلب به گوش رسول خدا (ص) رسيد, پيامبر (ص) خرسند شد و او را در عملش تصويب نمود.
حديث غدير خم و خطبه غديريه پيامبر از روايات قطعي و متواتري است که شيعه و سني بر قطعيت آن اتفاق نظر دارند به طوري که 110 تن از صحابه, 84 تن از تابعين و 360 نفر از دانشمندان اهل سنت در رديف ناقلان حديث غدير بوده اند.

 

نظرات کاربران 0 نظر