مدیریت اسلامی از دیدگاه نهج البلاغه ( بخش چهارم )

وظايف يك مدير اسلامي نسبت به كاركنان و زير دستان
بازدید : 2809
زمان تقریبی مطالعه : 10 دقیقه
تاریخ : 09 آبان 1390
مدیریت اسلامی از دیدگاه نهج البلاغه ( بخش چهارم )

مدیریت اسلامی از دیدگاه نهج البلاغه ( بخش چهارم ) -

 محمد رجب زاده

بخش چهارم

وظايف يك مدير اسلامي نسبت به كاركنان و زير دستان

v   امر كردن به كاركنان در تقواي خدا و اطاعت از او

v   انتخاب مديران و كاركنان بر اساس توانائي

v   انتخاب مديران و كاركنان براساس تجربه و آزمايش و مشورت و خوش سابق بودن  

v   انتخاب بهترين افراد براي امور قضاوت و داوري

v   رفع نياز اقتصادي كاركنان

v   مساوي قرار ندادن افراد نيكو كار و بدكار

v   تشويق و تنبيه كاركنان 

v   بازرسي ورسيدگي به كار كاركنان

v   مجازات كردن كاركنان خيانتكار

v   قراردادن وقت براي پاسخگويي به سوالات كاركنان

 

 

 

 

'

 

 

 

 

 

 

 

 

 

1-امر كردن به كاركنان در تقواي خدا و اطاعت از او

أَمَرَهُ بِتَقْوَى اللهِ، وَإِيثَارِ طَاعَتِهِ، وَاتِّبَاعِ مَا أَمَرَ بِهِ فِي كِتَابِهِ: مِنْ فَرَائِضِهِ وَسُنَنِهِ، الَّتِي لاَ يَسْعَدُ أَحَدٌ إِلاَّ بِاتِّبَاعِهَا، وَلاَ يَشْقَى إِلاَّ مَعَ جُحُودِهَا وَإِضَاعَتِهَا، وَأَنْ يَنْصُرَ اللهَ سُبْحَانَهُ بَيَدِهِ وَقَلْبِهِ وَلِسَانِهِ، فَإِنَّهُ، جَلَّ اسْمُهُ، قَدْ تَكَفَّلَ بِنَصْرِ مَنْ نَصَرَهُ، وَإِعْزَازِ مَنْ أَعَزَّه 1

‹‹اورا به ترس از خدا فرمان مي دهدو اين كه اطاعت خدارا بر ديگر كارها مقدم دارد و آنچه در كتاب خدا آمده از واجبات و سنتها را پيروي كند . دستوراتي كه جز با پيروي آن رستگار نخواهد شد و جز با نشناختن و ضايع كردن آن جنايتكار نخواهد گرديد. به او فرمان مي دهد كه خدا را با دل و دست و زبان ياري كند . زيرا خداوند پيروزي كسي را تضمين كند كه اورا ياري دهد  و بزرگ دارد آن كس را كه اورا بزرگ شمارد . ››  

2-انتخاب مديران و كاركنان بر اساس توانائي

وَاجْعَلْ لِرَأْسِ كُلِّ أَمْرٍ مِنْ أُمُورِكَ رَأْساً مِنْهُمْ، لاَ يَقْهَرُهُ كَبِيرُهَا، وَلاَ يَتَشَتَّتُ عَلَيْهِ كَثِيرُهَا.2 ‹‹و براي هركاري از كارهايت . رئيس و كارگرداني قرار ده كه بزرگي كارها اورا مغلوب و ناتوان نكند و بسياري آنها اورا پريشان نسازد .

3-انتخاب مديران و كاركنان براساس تجربه و آزمايش و مشورت و خوش سابق بودن   

ثُمَّ انْظُرْ فِي أُمُورِ عُمَّالِكَ، فَاسْتَعْمِلْهُمُ اخْتِبَاراً وَلاَ تُوَلِّهِمْ مُحَابَاةً وأَثَرَةًاً، فَإِنَّهُمَا جِمَاعٌ مِنْ شُعَبِ الْجَوْرِ وَالْخِيَانَةِ وَتوَخَّاً مِنْهُمْ أَهْلَ التَّجْرِبَةِ وَالْحَيَاءِ، مِنْ أَهْلِ الْبُيُوتَاتِ الصَّالِحَةِ، فِي الاِِْسْلاَمِ الْمُتَقَدِّمَةِ، فَإِنَّهُمْ أَكْرَمُ أَخْلاَقاً، وَأَصَحُّ أَعْرَاضاً، وَأَقَلُّ فِي الْمَطَامِعِ إِشْرَافاً، وَأَبْلَغُ فِي عَوَاقِبِ الاَُْمُورِ نَظَراً3

‹‹ سپس در امور كارمندانت بينديش و پس از آزمايش بكارشان بگمار .و با ميل شخصي و بدون مشورت با ديگران آنان را به كارهاي مختلف وادار نكن . زيرا نوعي ستمگري و خيانت است . كار گزاران دولتي را از ميان مردمي با تجربه و با حيا از خانداني پاكيزه و با تقوي كه در مسلماني سابقه درخشاني دارند  انتخاب كن . زيرا اخلاق آنان گرامي تر و آبرويشان محفوظ تر و طمع ورزيشان كمتر و آينده نگري آنان بيشتر است . ››

4-انتخاب بهترين افراد براي امور قضاوت و داوري

ثُمَّ اخْتَرْ لِلْحُكْمِ بَيْنَ النَّاسِ أَفْضَلَ رَعِيَّتِكَ فِي نَفْسِكَ، مِمَّنْ لاَ تَضِيقُ بِهِ الاَُْمُورُ، وَلاَ تُمَحِّكُهُ الْخُصُومُ وَلاَ يَتَمادَىفِي الزَّلَّةِ وَلا

مآخذ----------------------------------------------------1و2و3- دشتي محمد ترجمه نهج البلاغه انتشارات شاكر به ترتيب صفحات 402-412-410

 يَحْصَرُمِنَ الْفَيْءِ، ؟ إِلَى الْحَقِّ إذَا عَرَفَهُ، وَلاَ تُشْرِفُ نَفْسُهُعَلَى طَمَعٍ، فَهْمٍ دُونَ أَقصَاهُ أَوْقَفَهُمْ فِي الشُّبُهَاتِ وَآخَذَهُمْ بِالْحُجَجِ، وَأَقَلَّهُمْ تَبَرُّماً بِمُرَاجَعَةِ الْخَصْمِ، وَأَصْبَرَهُمْ عَلَى تَكَشُّفِ الاَُْمُورِ، وَأَصْرَمَهُمْعِنْدَ اتِّضَاحِ الْحُكْمِ، مِمَّنْ لاَ يَزْدَهِيهِ إطْرَاءٌ وَلاَ يَسْتَمِيلُهُ إِغْرَاءٌ،أُولئِكَ قَلِيلٌ 1

‹‹سپس از ميان مردم،برترين فرد،در نزد خود را براى قضاوت برگزين‏از كسانيكه مراجعه فراوان آنها را در تنگنا قرار ندهد.و بر خورد مخالفان‏با يكديگر او را بخشم و كج‏خلقى وا ندارد. در اشتباهاتش پافشارى نكند. و باز گشت‏بحق،هنگامى كه براى آنها روشن شد،بر آنها سخت نباشد. طمع را از دل بيرون كرده،و در فهم مطالب باندك تحقيق،اكتفا نكند،ازكسانى كه در شبهات از همه محتاطتر،و در يافتن و تمسك به حجت و دليل از همه‏مصرتر باشند.با مراجعه مكرر شكايت كنندگان كمتر خسته شوند و در كشف امور شكيباتر،و بهنگام آشكار شدن حق در فصل خصومت ازهمه قاطعتر باشند.از كسانيكه ستايش فراوان آنها را فريب ندهد،و تمجيدهاى‏بسيار آنانرا متمايل بجانب مدح كننده نسازد،ولى البته اين افراد بسيار كمند.››

5-رفع نياز اقتصادي كاركنان

ثُمَّ أَسْبِغْ عَلَيْهِمُ الاََْرْزَاقَ فَإِنَّ ذلِكَ قُوَّةٌ لَهُمْ عَلَى اسْتِصْلاَحِ أَنْفُسِهِمْ، وَغِنىً لَهُمْ عَنْ تَنَاوُلِ مَا تَحْتَ أَيْدِيهِمْ، وَحُجَّةٌ عَلَيْهِمْ إِنْ خَالَفُوا أَمْرَكَ أَوْ ثَلَمُوا أَمَانَتَكَ 2

‹‹سپس روزي فراوان بر آنان ارزاني دار كه با گرفتن حقوق كافي در اصلاح خود بيشتر مي كوشند و با بي نيازي دست به اموال بيت المال نمي زنند .و اتمام حجتي است بر آنان اگر فرمانت را نپذيرند يا در امانت تو خيانت كنند .››

6-مساوي قرار ندادن افراد نيكو كار و بدكار

 وَلاَ يَكُونَنَّ الْـمُحْسِنُ وَالْمُسِيءُ عِنْدَكَ بِمَنْزِلَةٍ سَوَاءٍ، فَإِنَّ فِي ذلِكَ تَزْهِيداً لاََِهْلِ الاِِْحْسَانِ فِي الاِِْحْسَانِ،تَدْرِيباً لاََِهْلِ الاِِْسَاءَةِ عَلَى الاِِْسَاءَةِ، وَأَلْزِمْ كُلاًّ مِنْهُمْ مَا أَلْزَمَ نَفْسَهُ 3

‹‹هر گز نيكو كار و بدكار در نظرت يكسان نباشند . زيرا نيكوكاران در نيكو كاري بي رغبت و بدكاران در بدكاري تشويق مي گردند .پس هركدام از آنان را بر اساس كردارشان پاداش ده.››

مآخذ----------------------------------------------

 1و2و3- دشتي محمد ترجمه نهج البلاغه انتشارات شاكر به ترتيب صفحات 410-410-406

 

 

7-تشويق و تنبيه كاركنان

ثُمَّ اعْرِفْ لِكُلِّ امْرِىءٍ مِنْهُمْ مَا أَبْلى، وَلاَ تَضُمَّنَّ بَلاَءَ امْرِىءٍإِلَى غَيْرِهِ، وَلاَ تُقَصِّرَنَّ بِهِ دُونَ غَايَةِ بَلاَئِهِ، وَلاَ يَدْعُوَنَّكَ شَرَفُ امْرِىءٍ إِلَى أَنْ تُعْظِمَ مِنْ بَلاَئِهِ مَا كَانَ صَغِيراً، وَلاَضَعَةُ امْرِىءٍ إِلَى أَنْ تَسْتَصْغِرَ مِنْ يَلاَئِهِ مَاكَانَعَظيِم 1

‹‹ ودر يك ارزشيابي دقيق رنج وزحمات هريك از آنان را شناسايي كن و هر گزرنج و تلاش كسي را به حساب ديگري نگذاشته و ارزش خدمت اورا ناچيز مشمار . تا شرافت و بزرگي كسي موجب نگردد كه كار كوچكش را بزرگ شماري و يا گمنامي كسي باعث شود كه كار بزرگ اورا ناچيز بداني ››

حكمت 177 ازْجُرِ الْمُسِيءَ بِثوَابِ الْـمُحْسِنِ2 ‹‹ بدكار را با پاداش دادن به نيكوكار آزار ده .››

8-بازرسي ورسيدگي به كار كاركنان و مجازات افراد خيانتكار

ثُمَّ تَفَقَّدْ أَعْمَالَهُمْ، وَابْعَثِ الْعُيُونَمِنْ أَهْلِ الصِّدْقِ وَالوَفَاءِ عَلَيْهِمْ، فَإِنَّ تَعَاهُدَكَ فِي السِّرِّ لاَُِمُورِهِمْ حَدْوَةٌ لَهُمْعَلَى اسْتِعْمَالِ الاََْمَانَةِ، وَالرِّفْقِ بِالرَّعِيَّةِ. وَتَحَفَّظْ مِنَ الاََْعْوَانِ، فَإِنْ أَحَدٌ مِنْهُمْ بَسَطَ يَدَهُ إِلَى خِيَانَةٍ اجْتَمَعَتْ بِهَا عَلَيْهِ عِنْدَكَ أَخْبَارُ عُيُونِكَ، اكْتَفَيْتَ بِذلِكَ شَاهِداً، فَبَسَطْتَ عَلَيْهِ الْعُقُوبَةَ فِي بَدَنِهِ، وَأَخَذْتَهُ بِمَا أَصَابَ مِنْ عَمَلِهِ، ثُمَّ نَصَبْتَهُ بِمَقَامِ الْمَذَلَّةِ، وَ وَسَمْتَهُ بِالْخِيانَةِ، وَقَلَّدْتَهُ عَارَ التُّهَمَة3  ‹‹ سپس رفتار كارگزاران را بررسي كن و جاسوساني راستگو ووفاپيشه بر آنان بگمار كه مراقب و بازرسي پنهاني تو از كار آنان . سبب امانت داري و مهرباني با رعيت خواهد بود و از همكاران نزديكت سخت مراقبت كن واگر يكي از آنان دست به خيانت زد و گزارش جاسوسان تو هم آن خيانت را تاييد كرد. به همين مقدار گواهي قناعت كرده و اورا با تازيانه كيفر  كن و آنچه از اموال كه در اختيار دارد از او باز پس گير . سپس اورا خوار دار و خيانتكار بشمار و طوق بدنامي به گردنش بيفكن .››

دیدگاه های کاربران

هیچ دیدگاهی برای این مطلب وارد نشده است!

ارسال دیدگاه