مناظره

خاطره ای خواندنی از گفتگوی علامه امینی با عالم اهل سنت

یکی از دلایل خدشه ناپذیر بر لزوم شناخت امام زمان حدیثی متواتر از پیامبر گرامی اسلام است که فرمودند: (مَن مٰاتَ وَلَمْ يَعرِفْ اِمامَ زَمانِه مٰاتَ ميتةً جاهليةً) هر کس بمیرد و امام زمان خود را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است. این حدیث را شیعه و سنی نقل نموده اند و هیچ تردیدی در انتساب آن به رسول خدا صلی الله علیه و آله وجود ندارد. بر اساس این حدیث باید در هر زمان امامی در زمین وجود داشته باشد تا مردم با اقتدا به او راه یابند و هدایت شوند. دانشمندان شیعه بارها با استدلال به این حدیث در مناظراتشان با اهل سنت
بازدید : 380
زمان تقریبی مطالعه : 4 دقیقه
تاریخ : 13 مرداد 1399
خاطره ای خواندنی از گفتگوی علامه امینی با عالم اهل سنت

خاطره ای خواندنی از گفتگوی علامه امینی با عالم اهل سنت

 

یکی از دلایل خدشه ناپذیر بر لزوم شناخت امام زمان حدیثی متواتر از پیامبر گرامی اسلام است که فرمودند: (مَن مٰاتَ وَلَمْ يَعرِفْ اِمامَ زَمانِه مٰاتَ ميتةً جاهليةً) هر کس بمیرد و امام زمان خود را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است. این حدیث را شیعه و سنی نقل نموده اند و هیچ تردیدی در انتساب آن به رسول خدا صلی الله علیه و آله وجود ندارد. بر اساس این حدیث باید در هر زمان امامی  در زمین وجود داشته باشد تا  مردم با اقتدا به او راه یابند و هدایت شوند.  دانشمندان شیعه بارها با استدلال به این حدیث در مناظراتشان با اهل سنت پیروز شده اند. خاطره ای از علامه امینی در این زمینه شنیدنی است:

 

يكى از ائمه جماعات تهران نقل می کند که: علامۀ امينى از نجف به تهران آمده بود. من به ديدن ايشان رفتم و تقاضا نمودم كه شبى به منزل ما تشريف بياورند. آقاى امينى اجابت نمودند، وعدّه‌اى از علماء را هم به افتخار ايشان دعوت نمودم. شب موعود فرا رسيد و از ايشان تقاضا كردم مطلبى را بيان فرمايند، ايشان فرمودند: براى مطالعات بعضى از كتب، مدتى در حلب به سر مى‌بردم يكى از تجارِ فهميده و منطقى از اهل سنت با من آشنا شد و شبى از من دعوت به‌عمل آورد. علماء طراز اول شهر و قضات عالى رتبه و بعضى از اساتيد دانشگاه و عدّه‌اى از تجّار نيز در آنجا حضور داشتند. پس از شام، عالم بزرگ و مفتى أعظم شهر گفت:

 

    آقاى امينى اين بحث امامت چه ريشه و اساسى در اسلام دارد كه شيعيان و علماى تشيّع آن‌را رها نمى‌كنند؟

 

من به ايشان گفتم:

 

    آيا اين حديث را كه از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل شده (مَن مٰاتَ وَلَمْ يَعرِفْ اِمامَ زَمانِه مٰاتَ ميتةً جاهليةً) قبول دارى؟ گفت: بلى. به او گفتم: براى پى‌گيرى و بررسى بحث امامت همين حديث بس است، وى ساكت شد و چيزى نگفت.

 

از او سؤال كردم:

 

    فاطمۀ زهراء عليها السلام چگونه بانوئى است؟ وى گفت: (إنّها مَطهّرةٌ بِنَصّ الْكِتٰاب) (به صراحت) قرآن مطهره و معصوم است چون در شأن اهل بيت آيۀ تطهير نازل شده و حضرت زهراء از بزرگ‌ترين مصاديق أهل بيت رسول اللّٰه صلى الله عليه و آله است.

 

به او گفتم:

 

    چرا فاطمۀ زهراء عليها السلام در حال خشم و غضب از حاكمان وقت از دنيا رفت؛ آيا آنان امام امت و خليفۀ به‌حق رسول خدا نبودند يا حضرت زهراء امام خود را نشناخت و فوت كرد؟ عالم بزرگ حلب ديد اگر بگويد غضب و خشم حضرت زهراء عليها السلام كار صحيحى بوده بايد خط بطلان به جبين حاكمان آن وقت بكشد و اين برخلاف اعتقاداتشان مى‌باشد و اگر بگويد كار حضرت زهراء عليها السلام خطا بوده و او بدون معرفت به امام خويش از دنيا رفته، با مقام عصمت و طهارت ايشان كه مورد قبول قرآن است منافات دارد، به همين دليل، براى خلط بحث گفت: آقاى امينى بحث ما چه ربطى به موضوع غضب و خشم حضرت زهراء نسبت به حكام زمان خودش دارد؟ افرادى كه در مجلس حضور داشتند از حيث علم و دانش اشخاص برجسته و فهيمى بودند، و متوجه شدند كه آقاى امينى با طرح اين سؤال چه ضربۀ محكمى به عقايد آنان وارد ساخت، و گفت كه شما نه فقط امام زمان خود را نشناخته‌ايد بلكه در حقانيّت افرادى كه آنان را خليفۀ رسول خدا صلى الله عليه و آله مى‌دانيد نيز در شك و ترديد به‌سر مى‌بريد، صاحب منزل كه كنارى ايستاده بود رو به عالم بزرگ حلب كرد و گفت: شيٖخُنٰا اُسْكُتْ قَدِ افْتَضَحْنٰا ، يعنى ديگر ساكت شو كه ما را رسوا كردى.

 

بحث تا نزديك سحر به‌طول انجاميد وعدّه‌اى از اساتيد دانشگاه و قضات و تجّار به سجده افتادند و مستبصر شدند و از راهنمائى علامۀ امينى تشكر نمودند.

 

منبع: دوازده گفتار درباره دوازدهمین حجت خدا حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف , حسین اوسطی،

دیدگاه های کاربران

هیچ دیدگاهی برای این مطلب وارد نشده است!

ارسال دیدگاه