امروز  4 مرداد 1393
اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
اشعاردر باره امام زمان (عج) / امام زمان (عج) 15:15 - 9 / 8 / 1390 14254 بازدید
مجموعه اشعار در مدح امام زمان (عج)   
مجموعه اشعار در باره امام زمان (عج)

تمناى وصال

شاعر : محمد بن‏ حسين عاملى (شيخ بهائى)


تاکى به تمناى وصال تو يگانه

اشکم شود، از هر مژه چون سيل روانه

خواهد به سر آيد، شب هجران تو يانه؟

اى تير غمت را دل عشاق نشانه

جمعى به تو مشغول و تو غايب ز ميانه

رفتم به در صومعه‌ى عابد و زاهد

ديدم همه را پيش رخت، راکع و ساجد

در ميکده، رهبانم و در صومعه، عابد

گه معتکف ديرم و گه ساکن مسجد

يعنى که تو را مى طلبم خانه به خانه

روزى که برفتند حريفان پى هر کار

زاهد سوى مسجد شد و من جانب خمار

من يار طلب کردم و او جلوه‌گه يار

حاجى به ره کعبه و من طالب ديدار

او خانه همى جويد و من صاحب خانه

هر در که زنم، صاحب آن خانه تويى تو

هر جا که روم،پرتو کاشانه تويى تو

در ميکده و دير که جانانه تويى تو

مقصود من از کعبه و بتخانه تويى تو

مقصود تويي، کعبه و بتخانه بهانه

بلبل به چمن، زان گل رخسار نشان ديد

پروانه در آتش شد و اسرار عيان ديد

عارف صفت روى تو در پير و جوان ديد

يعنى همه جا عکس رخ يار توان ديد

ديوانه منم، من که روم خانه به خانه

عاقل، به قوانين خرد، راه تو پويد

ديوانه، برون از همه، آيين تو جويد

تا غنچه‌ى بشکفته‌ى اين باغ که بويد

هر کس به زباني، صفت حمد تو گويد

بلبل به غزلخوانى و قمرى به ترانه

بيچاره بهايى که دلش زار غم توست

هر چند که عاصى است، زخيل خدم توست

اميد وى از عاطفت دم به دم توست

تقصير خيالى به اميد کرم توست

يعنى که گنه را به از اين نيست بهانه

روز وصل

شاعر : امام خمينى (ره)


غم مخور، ايام هجران رو به پايان مى رود

اين خمارى از سر ما مى گساران مى رود

پرده را از روى ماه خويش بالا مى زند

غمزه را سر مى دهد، غم از دل و جان مى رود

بلبل اندر شاخسار گل هويدا مى شود

زاغ با صد شرمسارى از گلستان مى رود

محفل از نور رخ او، نورافشان مى شود

هرچه غير از ذکر يار، از ياد رندان مى رود

ابرها، از نور خورشيد رخش پنهان شوند

پرده از رخسار آن سرو خرامان مى رود

وعده‏ ديدار نزديک است ‏ياران مژده باد

روز وصلش مى رسد، ايام هجران مى رود

خورشيد من بر آى

شاعر: سيد على خامنه اى


دل را ز بيخودى سر از خود رميدن است

جان را هواى ز قفس تن پريدن است

از بيم مرگ نيست که سر داده‏ام فغان

بانگ جرس به شوق به منزل رسيدن است

دستم نمى رسد که دل از سينه بر کنم

بارى علاج شکر گريبان دريدن است

شامم سيه ترست ز گيسوى سرکشت

خورشيد من بر آى که وقت دميدن است

سوى تو اى خلاصه گلزار زندگى

مرغ نگه در آرزوى پر کشيدن است

بگرفته آب و رنگ ز فيض حضور تو

هر گل در اين چمن که سزاوار ديدن است

با اهل درد شرح غم خود نمى کنم

تقدير غصه دل من ناشنيدن است

آن را که لب به دام هوس گشت آشنا

روزى " امين‏" (1) سزا لب حسرت گزيدن است

1- تخلص شعرى مقام معظم رهبرى

مدح امام زمان (عج)

شاعر : امام خمينى (ره)


مصطفى سيرت، على فر، فاطمه عصمت، حسن خو

هم حسين قدرت، على زهد و محمد علم مه رو

شاه جعفر فيض و کاظم حلم و هشتم قبله گيسو

هم تقى تقوا، نقى بخشايش و هم عسکرى مو

مهدى قائم که در وى جمع، اوصاف شهان شد

پادشاه ‏عسکرى طلعت، نقى حشمت، تقى فر

بوالحسن فرمان و موسى قدرت و تقدير جعفر

علم باقر، زهد سجاد و حسينى تاج و افسر

مجتبى حلم و رضيه عفت و صولت چو حيدر

مصطفى اوصاف و مجلاى خداوند جهان شد

يار مى آيد

شاعر : شمس الدين محمد حافظ شيرازى


زهى خجسته زمانى که يار باز آيد

به کام غمزدگان غمگسار باز آيد

به پيش خيل خيالش کشيدم ابلق چشم

بدان اميد که آن شهسوار باز آيد

اگر نه در خم چوگان او رود سر من

ز سر نگويم و سر خود چه کار باز آيد

مقيم بر سر راهش نشسته ام چون گرد

بدان هوس که بدين رهگذار باز آيد

دلى که با سر زلفين او قرارى داد

گمان مبر که بدان دل قرار باز آيد

چه جورها که کشيدند بلبلان از دي

به بوى آنکه دگر نوبهار باز آيد

ز نقش بند قضا هست اميد آن حافظ

که همچو سرو به دستم نگار باز آيد

صبح بى تو

شاعر : قيصر امين پور


صبح بى تو رنگ بعد از ظهر يک آدينه دارد

بى تو حتي مهربانى حالتى از کينه دارد

بى تو مي گويند تعطيل است کار عشقبازي

عشق اما کى خبر از شنبه و آدينه دارد

جغد بر ويرانه مي خواند به انکار تو، اما

خاک اين ويرانه ها بويى از آن گنجينه دارد

خواستم از رنجش دوري بگويم يادم آمد

عشق با آزار خويشاوندى ديرينه دارد

روى آنم نيست تا در آرزو دستى برآرم

اى خوش آن دستى که رنگ آبرو از پينه دارد

در هواى عاشقان پر مى کشد با بيقراري

آن کبوتر چاهى زخمي که او در سينه دارد

ناگهان قفل بزرگ تيرگى را مى گشايد

آنکه در دستش کليد شهر پر آيينه دارد

سپيده مى آيد

شاعر : نصرالله  مردانى


صداى سم سمند سپيده مى آيد

يلى كه سينه ظلمت دريده مى آيد

گرفته بيرق تابان عشق را بر دوش

كسى كه دوش به دوش سپيده مى آيد

طلوع بركه خورشيد تابناك دل است

ستاره اى كه ز آفاق ديده مى آيد

بهار آمده با كاروان لاله به باغ

به دشت ژاله گل نودميده مي آيد

به سوى قله بي انتهاى بيداري

پرنده اى كه به خون پر كشيده مى آيد

درآن كران كه بود خون عاشقان جوشان

شهيد عشق سر از تن بريده مى آيد

به پاسدارى آيين آسمانى ما

گزيده اى كه خدا برگزيده مى آيد

خوشا دردى كه درمانش تو باشى

شاعر : فخرالدين عراقى


خوشا دردى! كه درمانش تو باشى

خوشا راهى! كه پايانش تو باشى

خوشا چشمي! كه رخسار تو بيند

خوشا ملكي! كه سلطانش تو باشى

خوشا آن دل! كه دلدارش تو گردى

خوشا جاني! كه جانانش تو باشى

خوشى و خرمى و كامرانى

كسى دارد كه خواهانش تو باشى

چه خوش باشد دل اميدوارى

كه اميد دل و جانش تو باشى

همه شادى عشرت باشد، اي دوست

در آن خانه كه مهمانش تو باشى

گل و گلزار خوش آيد كسى را

كه گلزار و گلستانش تو باشى

چه باك آيد زكس ! آن را كه او را

نگهدار و نگهبانش تو باشى

مپرس ازكفر و ايمان بى دلى را

كه هم كفر و هم ايمانش تو باشى

براى آن به ترك جان بگويد

دل بيچاره، تا جانش تو باشى

" عراقى " طالب درد است دايم

به بوى آنكه درمانش تو باشى

آتش نهان

شاعر : محمد محسن فيض کاشانى


هر دل كه عشق ورزد از ما و من برآيد

كوشم بجان در اين كار تا جان ز تن برآيد

از عشق نيست خوشتر گشتم جهان سراسر

سوى يقين گر آيد از شك و ظن برآيد

زهر فراق نوشم، بهر وصال كوشم

حكمش بجان نيوشم تا كام من برآيد

گر سر دهم نفس را آتش فتد در افلاك

گر در چمن كشم آه، دود از چمن برآيد

گر آتش نهانم پيدا شود به محشر

دوزخ بسوزد از رشك دودش زتن برآيد

گر روى تو ببينم هنگام جان سپردن

قبرم بهشت گردد نور از كفن برآيد

بر باد بوى زلفت ار جان شود زقالب

سنبل ز خاك قبرم مشك از بدن برآيد

حمد تو مى نگارم بر لوح هر هوايي

شكر تو مى گذارم هر جا سخن برآيد

گر شعر " فيض " خواند واعظ فراز منبر

بس آه آتش افروز از مرد و زن برآيد

نظرات کاربران 1 نظر
عبدالرسول ظریف :
لطفا از اشعار مرحوم آغاسی هم گفته شود البته اگر بصورت تصویری و با صدای خودشان باشد خیال بهتر است.
43 : 13  -  26 - 3 - 1392