شیوه جنگیدن با زود باوران تاریخ

در زمانی که خود شعار مرگ بر آمریکا در راه پیمایی سیزده آبان92 ، به یک اهرم فشار در مذاکرات تبدیل شده بود، چرا باید اهرم فشار بیست درصد هم در همان زمان به گرو گذاشته شود، گرفتن حق بدون جدیت قابل وصول نیست، و شایستگی زیادی می خواهد، دولت اعتدال با اینکه نگران اقتصاد و پیشرفت ایران است، ولی رویه ای را در پیش گرفته که باعث شده دشمنان ایران بر ما طمع بیشتری بکنند، و گفتگوی تلفنی حسن روحانی و اوباما، و مذاکرات نسبتاً طولانی جواد ظریف با جان کری وزیر خارجه آمریکا، یک قبح ‌شکنی آشکار علیه نماد مبارزه با آمریکا و اس
بازدید : 1171
زمان تقریبی مطالعه : 10 دقیقه
تاریخ : 02 اردیبهشت 1393
شیوه جنگیدن با زود باوران تاریخ

بسم الله الرحمن الرحیم

 

به: سایت جامع فرهنگی مذهبی فلاح

 

شیوه جنگیدن با زود باوران تاریخ

 

شیوه جنگیدن و چگونگی آن اهمیت فراوانی برای بقای یک ملت دارد و در اصل جنگ مرگ و زندگی، شرافت و عزت و فرهنگ یک ملت در میان است، اینجاست که شیوه جنگیدن در صحنه مذاکرات، که همان صحنه واقعی جنگ است، باید به چشم یک جنگ واقعی و تمام عیار نگریسته شود.

بخش عظیمی از ارتباطات و تعهدات، مستند به گفتارها هستند، و ساختارهای بیانی آسان ترین راه، برای پیروزی در یک نبرد مذاکراتی و حیاتی ست، چرا ایران باید توافقنامه ای را امضا کند که دشمنانش را در باره ایران به طمع بیشتر بیاندازد؟ توافق نامه ژنو خیلی از مفاد آن محرمانه بود، حالا چه شده است که اتحادیه اروپا، در بیانیه حقوق بشری اش، ایران را ملزم به اجرای آن توافق نامه می کند.

همچنین آنان از ایران می خواهند، بیماری روحی روانی و شیطانی همجنس گرایی را هم به رسمیت بشناسد، مگر آنها در مذاکرات محرمانه چه چیزی شنیدند که با وقاحت تمام، این طور به مردم و نظام ایران توهین می کنند، چرا بعد از مذاکرات محرمانه و توافق نامه ژنو، آنها علنا سیاست تحقیر و تحمیل را در مقابل مردم ایران در پیش گرفته اند؟. 

در زمانی که ایران زبانش دراز است و برهانش قاطع، چرا باید امتیاز بدهد، آنها هیچ مدرکی از ساخت سلاح هسته ای در ایران نداشته و ندارند، و فقط به بهانه های سیاسی، سی و پنج سال است دشمنی خود را با مردم ایران شروع کرده اند و کتمان هم نمی کنند، آنها با سیاست و درایت استکباری شان، قرنهاست که بر سر بعضی از زودباوران تاریخ می کوبند و امتیاز می گیرند.

در زمانی که خود شعار مرگ بر آمریکا در راه پیمایی سیزده آبان92 ، به یک اهرم فشار در مذاکرات تبدیل شده بود، چرا باید اهرم فشار بیست درصد هم در همان زمان به گرو گذاشته شود، گرفتن حق بدون جدیت قابل وصول نیست، و شایستگی زیادی می خواهد، دولت اعتدال با اینکه نگران اقتصاد و پیشرفت ایران است، ولی رویه ای را در پیش گرفته که باعث شده دشمنان ایران بر ما طمع بیشتری بکنند، و گفتگوی تلفنی حسن روحانی و اوباما، و مذاکرات نسبتاً طولانی جواد ظریف با جان کری وزیر خارجه آمریکا، یک قبح ‌شکنی آشکار علیه نماد مبارزه با آمریکا و استکبار ستیزی بود.

در زمانی که آمریکا در اوکراین زمین خورده و در خاور میانه زمین گیر شده و در ناتوان ترین دوران تاریخ خور قرار گرفته، چرا دولت این را نمی پذیرد و به شدت از توافق نامه دفاع می کند؟ ، در اینجا ظاهرا راه هم برای برخی رفتارهای ضد ارزشی دیگر هموار شده است، و همه اینها در حالی اتفاق افتاده است که آنها در تحریم ها، همه قدرت و توان خود را به کار برده و چیزی کم نگذاشتند، و اگر تحریم های جدید می توانست به ایران ضربه بزند، محال بود آن را در دستشان نگه دارند، و با آن ایران را تهدید کنند، بلکه بلافاصله تحریم های جدید را علیه ایران اعمال می کردند، و بعد مذاکرات ژنو را انجام می دادند.

آمریکائیان علنا هدفشان را تضعیف نظام ایران قرار داده اند، و این را علنی در رسانه ها و تریبون ها اعلام می کنند، حالا چطور شده چنین چیزی را ، کسانی نمی خواهند در داخل ایران قبول کنند، آیا دولت با رنگ و لعاب دادن به حرفهای خود می تواند رفتارهای غلط و پر از اشتباه دولت آمریکا و اتحادیه اروپا را موجه جلوه بدهد؟، نیات پلید آنها حتی برای خوشبین ترین افراد در دولت ها، و در بین مردم ایران، منطقه و در جهان آشکار شده است.

مذاکرات آقای ظریف با طرف آمریکایی اگر چه حول محور موضوعات مربوط به انرژی هسته‌ای انجام شده است، ولی آمریکایی‌ ها و اتحادیه اروپا به طور مداوم اعلام می کنند که: خواهان از میان بردن برنامه ‌های استراتژیک دفاعی ایران در زمینه موشکی هستند، خواهان عدم حمایت ایران از حزب ‌الله لبنان هستند، آنها در تلاش برای هر چه سنگین ‌تر کردن پرونده ساختگی حقوق ‌بشری ایران هستند و می ‌کوشند تا با فتنه‌ گران داخل کشور ارتباط مستمر و فعال برقرار کنند، ساز و کار حکومت ایران را مردمی و دموکراتیک نمی ‌دانند، و طبق معمول همه گزینه ‌ها از جمله گزینه نظامی آنها روی میز است.

دشمنان ایران، به خاطر ناتوانی و شکست در جنگ های نیابتی و ناکارآمدی تحریم ها، همان جنگ ها را به صحنه های دیپلماسی کشیده اند، آنها اگر با اعمال تحریم های ظالمانه مشکلاتی در داخل ایجاد کرده اند، ولی به هیچ عنوان نتوانستند از طریق تحریم ها به نیات پلید شان علیه مردم ایران برسند.

تنها امیدواری آنها به این است که با رسانه های جهانی خود و با همراهی با عوامل داخلی شان، طوری به مردم ایران القا کنند که سیاست خارجی دولت ایران، منبع مشکلات اقتصادی مردم است، تا مردم را نسبت به مسئولان نظام بدبین کنند، و تقصیرات را گردن مسئولین بیاندازند و عامل اصلی مشکلات اقتصادی مردم را تصمیمات غلط دولت بدانند و این خیلی عجیب است که بعضی ها نمی خواهند این دشمنی آنها را قبول کنند و حتی به نوعی حرف های آنان را تایید می کنند.

کسانی که مدام و همیشه در صدر مجالس می نشستند، یک عمر الکی آقایی کرده اند، طوری حرف می زنند که فقط آنها بنده آگاه و روشنفکر خالص خدا و مردم هستند، بد عادت شده اند به شدت باورشان شده که بقیه مردم نمی فهمند و سیاست بی محلی را در مورد منتقدان خود به کار می برند، و چون زیادی مستظهر به پشتیبانی دویست و چهل هزار رای از نیمه بیشتر هستند، معتقدند که انتقاد کنندگانشان پیام انتخابات را درک نکرده اند.

پس چرا باید دولت آمریکا نماینده مورد اعتماد دولت اعتدال را به کشورش راه ندهد، این چه معنایی جز وقاحت آمریکایی‌ ها می تواند برای دولت ایران داشته باشد، و نتیجه اش هم این است که دولت باید تا آخر عمر خودش به لاک دفاعی برود، و فقط بتواند از ضایع شدن حق بیشترش جلوگیری کند، و راه دولت و ابتکار عمل او را برای جهش های بالاتر را می گیرند.

 آنها خوب می دانند که ایران به تعهداتش عمل می کند، و ما هم خوب می دانیم که محال است آنها به قراردادها و توافقات خود عمل کنند، مگر آنها زمانی که با ایران دوست بوده اند چه چیزی جز دخالت ها، کودتاها و تحقیرها در ایران انجام داده اند، چه قبل و بعد از انقلاب، که حالا بخواهند انجام دهند، آنها به کدام یک از قراردادشان با ایران به درستی عمل کردند؟.

و این همان وقاحت جهانی آمریکائی است که بعضی ها در داخل آن را اعتماد جهانی می نامیدند، و بعضی از آنها علنا آمریکا را محق هم می دانند، و اگر میدانش را داشته باشند، هر کاری، هر حرفی و هر نوعی از وادادگی و ذلت را توجیه می کنند.

اگر ایران مشکل اقتصادی دارد قیمت حریت، آزادگی، عزت و پیشرفت ایرانی هاست، آنها می خواهند با کند کردن پیشرفت ایران، و تحقیر مداوم ایران با تحریم های دوباره علیه افراد و مصادره ساختمانهای ایران در خارج از کشور، که به تازگی شروع کرده اند، از همه کشورها زهر چشم بگیرند، و در این اوضاع رفتار دولت شبه انگیز است.

آنها زبانشان قاصر است و برهان شان کند، و عمری است که به دروغ خود را مدعی حقوق بشر و غیره معرفی می کنند، و مدعی ارزش های انسانی هستند، و با اینکه هیچگونه صلاحیتی در این موارد ندارند، ولی قرنهاست که با چماق سیاست و مملکت داری، چنان بر سر روشنفکران غرب زده و واداده های بی هویت جهان سومی کوبیدند، که آنها را یا تهدید یا تطمیع یا خانه نشین و یا اکسیده کرده اند. 

مجلس وظیفه ورود به هر سندی که تعهدی برای کشور بیاورد را دارد، تعهدات داوطلبانه قبلا انجام گرفته بود و تعهدات داوطلبانه دوباره معنایی جز ذلت پذیری مدرن ندارد، همان تعهدات داوطلبانه بود که پرونده ایران را به شورای امنیت برد، سازمان انرژی هسته ای ابدالعمر این کلمات مضحک را برای ایران به کار خواهد برد: ما نسبت به مواد اعلام نشده ایران نمی توانیم نظر بدهیم و از این جهت نمی توانیم با قطع یقین نظر بدهیم که همه فعالیت های هسته‌ای ایران صلح آمیز است ، در حالی که اگر اینطور باشد این بد گمانی باید شامل همه کشورهای عضو و غیر عضو بشود.

چرا باید فقط به ایران بد گمان باشند، مگر انقلاب اسلامی چه هیزم تری به آنها فروخته که به ایران بد گمان هستند، جز اینکه خون پاک صدها هزار شهید ایرانی را به زمین ریخته اند، و چرا این افراد در توجیه اعمال استکبارگرانه آنها هستند.

امریکا و اتحادیه اروپا به خاطر نفوذ مستعمرات شان و حفظ منافع شان در مورد ایران، به یک استراتژی مشترک رسیده اند، و آن این است که با انقلاب اسلامی و نظام ایران مخالفند، آنها بارها گفته اند که ایرانی مرده را دوست دارند ،آنها دشمن علنی ایران هستند.

در توافق نامه آمده که رضایت آنها در مذاکرات ها باید جلب شود، و حتی آمده که باید اعمال حق غنی سازی در ایران مشروط به نیازهای عملی ایران شود، مگر مشکل ایران با مذاکره با گروه 5+1 در این سالها بر سر چه بود، به این خاطر بود که ایران حاضر به پذیرش قطعنامه های ظالمانه شورای امنیت، بر ضد برنامه هسته ای خود نبود، بنابراین ایران با آنها وارد مذاکره شد.

 ولی اکنون در گام میانی این توافقنامه آمده است، که ایران باید نگرانی های شورای امنیت سازمان ملل را از طریق پرداختن به قطعنامه های شورای امنیت مد نظر قرار بدهد، و این در حالی که هیچ کسی و هیچ سیاستمداری نمی تواند با بخشیدن، اعتماد کسی را به دست بیاورد و اصلا بخشیدن حق کسی برای دیگری اعتماد نمی آورد و نگرانی را هم بر طرف نمی کند، و آنها هم مدام خواستار بخشیدن دیگران برای اعتماد و نگرانی خودشان خواهند بود.

دیگر این حرفها خیلی آزار دهنده شده است، که بعضی ها تنها راه نجات اقتصاد کشور را مذاکره با امریکا بدانند، در حالی که آمریکائیان از سی پنج سال قبل به خاطر انرژی هسته ای با ملت ایران دشمن نشده بودند، و هر کسی می تواند به این مسئله پی ببرد.

اگر ایران همه برنامه هسته ای خود را تعطیل کند، از حزب الله حمایت نکند، و هر چه آنها بگویند را انجام بدهد، باز هم آنها تحریم های اصلی را برنخواهند داشت، و خواهند گفت برای این که دوباره ایران به طرف این موارد ممنوعه حرکت نکند، باید تحریم ها به قوت خود باقی بماند، و درک این مسئله بینش سیاسی زیادی نمی خواهد.

هزینه ای که احتمال داشت امریکا از این به بعد در دشمنی با ایران خرج کند، بسیار کمتر از چیزی بود که ادعا می کرد، و در موقعیتی نبود که بتواند به راحتی به موفقیتی بزرگ در مذاکرات ژنو دست یابد.

کسانی که شعارهای حفظ انرژی هسته ای، عزت و اقتدار بین المللی، دیپلماسی موفق و اعتدال و پرهیز از افراط و تدبیر را اعلام می کنند، در این صورت باید بتوانند از رقم خوردن باخت‌های بعدی پیرامون توافق نامه ژنو جلوگیری کنند.

 

http://bahmaneyar.blogfa.com/post-430.aspx

 

                                                                                     داریوش احمد رضا بهمنیار

 

دیدگاه های کاربران

هیچ دیدگاهی برای این مطلب وارد نشده است!

ارسال دیدگاه

مطالب و مقالات مرتبط

اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی