به سوي عدالت اقتصادي

بازدید : 2765
زمان تقریبی مطالعه : 10 دقیقه
تاریخ : 04 دی 1390
به سوي عدالت اقتصادي

به سوي عدالت اقتصادي

محمود مهدي پور

عدالت، جاذبه‌اي فطري دارد. محبوب قلب‌ها و عقل‌هاست. عدالت، واژه‌اي آسماني است كه از اعتبار و محبوبيت فراوان همانند واژه«حق» برخوردار است. همان گونه كه«حق» در«ذهن» و«زبان» همه محترم و محبوب است،«عدالت» محبوب و مطلوب همه انسان‌هاست.

رعايت عدالت در ميدان عمل و اجرا، بسيار دشوار است ولي در صحنه‌شعار و سخن، همه كم و بيش از حق و عدل سخن مي‌گوييم و خود را طرفدار و حامي و پايبند به آن مي‌شماريم.

نظام تكوين بر اساس عدالت استوار است. نظام تشريع و قانون‌گزاري الهي هم بر پايه عدل بنا شده است. تمام بندگان خدا در نهاد خويش شيفته و شيداي عدالت‌اند.

در برابر واژه‌هاي حق و عدالت، مفاهيم باطل و ظلم، قرار مي‌گيرد. به همان اندازه كه حق و عدالت دلپذير و شيرين و دوست داشتني است، باطل و ظلم منفور و نامطلوب و مطرود است.

ظلم و ستم، انحراف از نظام الهي و اخلال آگاهانه يا ناآگاهانه و خواسته يا نخواسته در نظم جهان است.

«امامت» برنامه الهي براي هماهنگي انسان با«شريعت» و نظام«خلقت» است.

امامت و رهبري، عهد و ميثاقي الهي است كه ظالمان، توفيق دست‌يابي به آن را ندارند و نمي‌توانند اين مسئوليت بزرگ را برعهده گيرند.

عدالت، محبوب خدا و خلق و گمشده تاريخي انسان در جهان است. پيامبران و معصومان(ع) و شهيدان و صالحان براي رسيدن و رساندن انسان به اين محبوب جاودانه و گمشده تاريخي«جهاد» كرده‌اند و سرانجام آخرين امين خدا و ذخيره الهي، حضرت مهدي موعود ـ عجل الله تعالي فرجه ـ عدالت را در كل جهان برقرار مي‌سازد و ريشه‌هاي ظلم و جور را مي‌سوزاند. نظام مهدوي، الگوي جهاني«پيشرفت» در جامعه اسلامي است كه هيچ گونه ظلم فرهنگي، سياسي و اقتصادي در آن ديده نشود.

ظلم در نگاه قرآن و احاديث اهل بيت(ع) بزرگ‌ترين مانع در برابر پيشرفت علمي و عملي و سعادت دنيا و آخرت افراد و جوامع انساني است. قرآن مجيد، سعادت‌جاودانه و دست‌يابي به بهشت الهي را در گرو«تزكيه و تقوا» مي‌داند و ظلم را مانع بزرگ«فلاح» و رستگاري مي‌شمارد. در چهار آيه قرآن، اين عبارت آمده است:
(إِنّهُ لا يُفْلِحُ الظّالِمُونَ)(1) ؛«به راستي ستمگران رستگار نمي‌شوند».

در قرآن حدود سيصد و پنجاه بار واژه ظلم در شكل‌هاي گوناگون به كار رفته، و اين پيام آسماني و ابعاد و انواع و آثار و خطرهاي دنيوي و اخروي انديشه‌ها و اخلاق و رفتار ظالمانه را يادآوري كرده و ساحت مقدس الهي را از هر گونه ستم منزّه دانسته است.

واژه‌هاي عدل، قسط، ظلم، حيف، جور، حق، باطل، بغي، عنف و انصاف، كليد‌هاي پژوهش درباره ظلم و عدل در قرآن و سنت نبوي و احاديث معصومين(ع) است. صدها موضوع مربوط به عدل و ظلم با جستجوي اين كليد واژه‌ها، در اختيار پژوهشگران قرار مي‌گيرد و راه و انديشه و عمل را روشن مي‌سازد.

مباحث عدالت

در زمينه عدل و ظلم، هزاران مسأله شناخته و ناشناخته وجود دارد كه قرآن كريم و سخنان اهل بيت(ع) پاسخگوي نيازهاي اجتماعي و سؤالات ذهني انسان درباره ابعاد گوناگون آن است.

راستي، عدالت چيست؟ چه انواع و ابعادي دارد؟ چگونه مي‌توان آن را شناخت و به آن دست يافت؟ رابطه عدالت و توحيد، عدالت و نبوت، عدالت و امامت، عدالت و اتحاد اجتماعي، عدالت و امنيت اجتماعي، عدالت و رفاه چيست؟

عدالت، مولود چيست؟ و چه آثار و پيامدهايي دارد؟ رابطه عدالت با دوستي و دشمني چيست؟

عدالت با تداوم حكومت‌ها چه ارتباطي دارد؟ چرا گروهي با تحقق عدالت مخالف‌اند؟ موانع تحقق عدالت چيست؟ راهكار استقرار عدالت چيست؟ عدالت در اخلاق و اقتصاد و سياست چه نشانه‌هايي دارد؟

اگر حسن و زيبايي عدالت فطري است، چرا انسان‌ها از عدالت مي‌گريزند؟ اگر زشتي ظلم از بديهيات عقلي و فطري است، چرا برخي گرفتار ستم مي‌شوند؟

ترازوي سنجش و ارزيابي عدالت در انديشه و اخلاق و رفتار چيست؟

عدالت در نظام خانواده، در نظام داوري، در نظام اقتصادي، در مديريت اجرائي، در قانون‌گزاري آيا امكان دارد؟ و راهكار تحقق هر يك چيست؟ چه كساني مي‌توانند عدالت را در جهان برقرار سازند؟ مدعيان دروغين حمايت از حق و عدل كيان‌اند و چگونه مي‌توان آنان را شناخت؟ وضعيت عدل و ظلم در هر نقطه جغرافيايي جهان چگونه است و تاريخ آن چيست؟

عدالت در نظام سياسي، در نظام آموزشي، در نظام اقتصادي در حقوق اجتماعي و نظام كيفري چگونه محقق مي‌شود؟

قرآن در زمينه عدالت چه مي‌گويد؟ نهج البلاغه چه رهنمودهايي دارد؟ عدالت جهاني مهدوي چگونه محقق مي‌شود؟

ديدگاه‌هاي ديگران در زمينه عدل و ظلم چيست؟ شرائط تحقق عدالت در فرد و جامعه چه اموري است؟

مسؤوليت حاكمان در برابر ظلم چيست؟ وظايف عالمان دين در برابر مظالم سياسي و اقتصادي چيست؟

وظيفه دنياي اسلام در برابر ظالمان بين المللي چيست؟ مسلمانان با ظالمان داخلي و منافقان و سازشكاران با ستمگران جهاني چگونه بايد رفتار كنند؟

وظايف دولت‌هاي اسلامي در برابر انواع ظلم و بيداد

در انديشه اسلامي و تفكر اهل بيت(ع) مهم‌ترين و فوري ترين نياز جامعه بشري، حاكميت توحيد و عدالت است.

توحيد، نياز معرفتي و قلبي و دروني تمام انسان‌ها و عالي ترين جلوگاه ايمان است. عدالت، نياز عملي و رفتاري در زندگي فرد و جامعه و عالي‌ترين تجلي عمل صالح در زندگي انسان است.

دولت هاي اسلامي و افراد مسلمان نه تنها خود بايد از هر گونه ظلم و ستمگري پاك و منزه باشند، بلكه بايد تمام توان و امكانات خويش را براي مبارزه با انواع ظلم و ستم بسيج كنند و براي استقرار عدل سراسري و حكومت امام عصر(عج) بكوشند.

ظلم، ابعاد و انواع گوناگوني دارد: 1. ظلم فرهنگي؛ 2. ظلم اقتصادي؛ 3. ظلم سياسي؛ 4.ظلم بهداشتي، درماني؛ 5. ظلم...

دولت و امت اسلامي وظيفه دارند، با تمام توان در برابر ظالمان داخلي و خارجي مقاومت كنند.

ظلم از ديدگاه‌هاي مختلف قابل دسته بندي است:
ـ به اعتبار افرادي كه مورد ظلم قرار مي‌گيرند، ظلم سه گونه است:
1. ظلم بر افراد. 2.ظلم بر گروه‌ها. 3.ظلم بر عموم.

ـ به اعتبار زمان تداوم ظلم، به سه گروه قابل دسته بندي است:
1. ظلم كوتاه مدت. 2. ظلم ميان مدت. 3.ظلم مداوم.

ـ به اعتبار آگاهي عامل ظلم، در دو بخش قابل توضيح است:
1.ظلم آگاهانه. 2.ظلم ناآگاهانه.

ـ بر اساس اختيار و اراده ظالمان، به دو قسم تقسيم مي‌شود:
1.ظلم عمدي. 2.ظلم ناخواسته و سهوي.

ـ بر پايه شروع رفتار ظالمانه، در دو بخش شايسته‌بررسي است:
1. ظلم ابتدايي. 2.ظلم انعكاسي.

ـ بر پايه افراد مورد ظلم و ستم، به شش بخش تقسيم مي‌شود:
1. ظلم بر انبيا و اولياي الهي. 2. ظلم بر مؤمنان و صالحان. 3.ظلم بر منافقان. 4.ظلم بر مستضعفان. 5. ظلم بر حيوانات و طبيعت. 6.ظلم بر كفار ستمگر.

ـ ظلم از نظر بزرگي و كوچكي، در روايات اسلامي بر سه گروه تفكيك شده است:
1. ظلم‌هاي بخشش ناپذير(شرك به خدا). 2.ظلم‌هاي بخشودني(ظلم به خويشتن). 3. ظلم‌هاي مشروط(ظلم در روابط بندگان خدا با يكديگر).(2)

ملت و دولت اسلامي، رهبري و تك تك افراد امت اسلام در برابر هر نوع ظلم و ستم در پيشگاه خدا و پيامبر بزرگ اسلام و پيشوايان اهل بيت(ع) مسؤول‌اند. نه تنها خود بايد عادل باشيم و بر كسي ظلم و ستم روا نداريم، بلكه در برابر هر گونه ظلم و ستم مقاومت كنيم و توان خويش را براي حاكميت«عدل جهاني» بسيج نماييم. بنابراين برنامه‌ريزي و سازمان دهي براي پيشگيري از مفاسد اقتصادي و حبس بيت المال و بازگرداندن اموال غارت شده از آن، وظيفه هر سه قوه و وظيفه عموم امت اسلامي است.

عوامل پيدايش ظلم و ستم چيست؟

1. نشناختن قوانين الهي.
2. بي‌تقوايي در ميدان عمل.
3. عدم مشورت در مراحل شناخت و اجراي قانون الهي.
4. سلطه اقوام و خويشان حاكمان.
5. سستي و كم‌كاري مديران.
6. جهل و بي‌خبري از روش جريان‌كارها و افتادن فاصله بين مردم و مسؤولان.
7. رفاه مسؤولان و مديران.
8. دنيازدگي و عشق به مظاهر ثروت و قدرت و زر و زيور زندگي.
9. پيدايش فتنه‌ها و غبارهاي فكري و فرهنگي.
10. كينه‌ها و سوءظن‌هاي بي‌جا.
11. بدعت و اديان و مذاهب ساختگي.
12. حسن ظن‌ها و خوش‌بيني‌هاي بي‌مورد.

قرآن و احاديث معصومين(ع) به نقش اين عوامل در پيدايش و گسترش انواع ظلم اشاره‌ها دارد، كه در اين مقاله جاي بيان آن نيست.

سختي عذاب ستمگران

قرآن كريم بارها از شدت عذاب ظالمان، چنين سخن مي‌گويد:
(وَ لَوْ أَنّ لِكُلّ‏ِ نَفْسٍ ظَلَمَتْ ما فِي اْلأَرْضِ لاَفْتَدَتْ بِهِ وَ أَسَرّوا النّدامَةَ لَمّا رَأَوُا الْعَذابَ وَ قُضِيَ بَيْنَهُمْ بِالْقِسْطِ وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ)؛(3) ؛«و اگر ظالمان هر آنچه در زمين است را مالك باشند، براي نجات از عذاب فديه مي‌دهند و وقتي عذاب را مي‌بينند، پشيماني خويش را نهان مي‌دارند و در ميان ايشان بر اساس عدالت داوري مي‌شود و نسبت به آنان ظلمي نمي‌شود».

(...وَ الّذينَ لَمْ يَسْتَجيبُوا لَهُ لَوْ أَنّ لَهُمْ ما فِي اْلأَرْضِ جَميعًا وَ مِثْلَهُ مَعَهُ لاَفْتَدَوْا بِهِ...)(4) ؛«... و اگر دو برابر دنيا را هم در اختيار داشتند، براي رهايي از كيفر ظلم خويش مي‌بخشيدند...».

(وَ يَوْمَ يَعَضّ الظّالِمُ عَلي‏ يَدَيْهِ يَقُولُ يا لَيْتَنِي اتّخَذْتُ مَعَ الرّسُولِ سَبيلاً)؛(5) «روزي كه ستمگر از ناراحتي و پشيماني دو دست خويش را به دندان مي‌گزد و مي‌گويد: اي كاش راهي به همراه پيامبر برگزيده بودم!».

ستم بر اولياي الهي، ستم بر ايتام و محرومان، ستم بر بينوايان و كارگران، ستم بر مؤمنان و صالحان و حتي ستم بر حيوانات، كفار و منافقان هم در فرهنگ قرآن و عترت(ع) محكوم است. از باب نمونه، گرفتن ماليات از توليدگران و كارگران و كارمندان و تخصيص و اهداي آن به اموري چون: ميراث فرهنگي و مسابقات ورزشي و ورزشكاران، جاي گفتگوي فراوان دارد!

عدالت اقتصادي

در زندگي فردي، دو عامل«تقوا» و«بصيرت» شرط عدالت و فلاح و رستگاري انسان است.

در نظام اقتصادي، رسالتي بزرگ بر عهده دولت مردان امت اسلامي است كه براي تحقق«عدالت اقتصادي» برنامه‌ريزي و تلاش كنند؛«هدفمندي يارانه‌ها»، گامي مقدس در اين مسير است. تحقق عدالت اقتصادي بدون توجه به مسائل زير، امكان‌پذير نيست:
1. رباخواري، بزرگ‌ترين ظلم اقتصادي است. دولت اسلامي وظيفه دارد براي حل اين مشكل، تمام توان فكري و عملي و امكانات امت اسلامي را به كار بگيرد و براي اسلامي شدن بانك‌ها برنامه‌‌ريزي كند.

2. انحصارات توليد و توزيع و خدمات، زمينه بسياري از مظالم اقتصادي است. دولت اسلامي وظيفه دارد حق آزادي توليد و توزيع و خدمت‌رساني را براي همه پاسداري كند.

3. استفاده از اضطرار و ناچاري مردم، زمينه بسياري از گران‌فروشي‌ها، استثمارها و فقر و تبعيض‌هاست. دولت اسلامي با كار فرهنگي و كار اقتصادي بايد باتلاق‌هاي غارت اموال مردم را بخشكاند.

4. فعاليت‌هاي موازي بسياري از دستگاه‌هاي دولتي، بخش زيادي از بودجه كشور را به تباهي مي‌كشد و كارآيي نهادها را كاهش مي‌دهد. نظام اسلامي وظيفه دارد با تقسيم دقيق مسؤوليت‌ها، از اتلاف نيرو و امكانات كشور جلوگيري كند.

5. اختلاف طبقاتي و تفاوت درآمدها، با لايحه برنامه و بودجه كشور پيوند نزديك دارد؛ حمايت بي‌مرز مالي و تبليغاتي از بخش ورزش، ريشه بسياري از مفاسد ورزشي و تبعيض طبقاتي و انحراف اخلاقي است. دولت و مجلس بايد اولويت‌ها را در تخصيص بودجه رعايت كنند و نيازهاي راستين جامعه را در نظر بگيرند و به تبليغات كاذب خارجي و داخلي گوش نسپارند. به اميد دست‌يابي به«پيشرفت همه جانبه اسلامي».

پي‌نوشت‌ها:

1. انعام/21و 135؛ يوسف/23؛ قصص/37.
2. بحارالانوار، ج75، ص174.
3. يونس/54.
4. رعد/18.
5. فرقان/27.

دیدگاه های کاربران

هیچ دیدگاهی برای این مطلب وارد نشده است!

ارسال دیدگاه