
به سوي عدالت اقتصادي
عدالت، جاذبهاي فطري دارد. محبوب قلبها و عقلهاست. عدالت، واژهاي آسماني است كه از اعتبار و محبوبيت فراوان همانند واژه«حق» برخوردار است. همان گونه كه«حق» در«ذهن» و«زبان» همه محترم و محبوب است،«عدالت» محبوب و مطلوب همه انسانهاست.
رعايت عدالت در ميدان عمل و اجرا، بسيار دشوار است ولي در صحنهشعار و سخن، همه كم و بيش از حق و عدل سخن ميگوييم و خود را طرفدار و حامي و پايبند به آن ميشماريم.
نظام تكوين بر اساس عدالت استوار است. نظام تشريع و قانونگزاري الهي هم بر پايه عدل بنا شده است. تمام بندگان خدا در نهاد خويش شيفته و شيداي عدالتاند.
در برابر واژههاي حق و عدالت، مفاهيم باطل و ظلم، قرار ميگيرد. به همان اندازه كه حق و عدالت دلپذير و شيرين و دوست داشتني است، باطل و ظلم منفور و نامطلوب و مطرود است.
ظلم و ستم، انحراف از نظام الهي و اخلال آگاهانه يا ناآگاهانه و خواسته يا نخواسته در نظم جهان است.
«امامت» برنامه الهي براي هماهنگي انسان با«شريعت» و نظام«خلقت» است.
امامت و رهبري، عهد و ميثاقي الهي است كه ظالمان، توفيق دستيابي به آن را ندارند و نميتوانند اين مسئوليت بزرگ را برعهده گيرند.
عدالت، محبوب خدا و خلق و گمشده تاريخي انسان در جهان است. پيامبران و معصومان(ع) و شهيدان و صالحان براي رسيدن و رساندن انسان به اين محبوب جاودانه و گمشده تاريخي«جهاد» كردهاند و سرانجام آخرين امين خدا و ذخيره الهي، حضرت مهدي موعود ـ عجل الله تعالي فرجه ـ عدالت را در كل جهان برقرار ميسازد و ريشههاي ظلم و جور را ميسوزاند. نظام مهدوي، الگوي جهاني«پيشرفت» در جامعه اسلامي است كه هيچ گونه ظلم فرهنگي، سياسي و اقتصادي در آن ديده نشود.
ظلم در نگاه قرآن و احاديث اهل بيت(ع) بزرگترين مانع در برابر پيشرفت علمي و عملي و سعادت دنيا و آخرت افراد و جوامع انساني است. قرآن مجيد، سعادتجاودانه و دستيابي به بهشت الهي را در گرو«تزكيه و تقوا» ميداند و ظلم را مانع بزرگ«فلاح» و رستگاري ميشمارد. در چهار آيه قرآن، اين عبارت آمده است:
(إِنّهُ لا يُفْلِحُ الظّالِمُونَ)(1) ؛«به راستي ستمگران رستگار نميشوند».
در قرآن حدود سيصد و پنجاه بار واژه ظلم در شكلهاي گوناگون به كار رفته، و اين پيام آسماني و ابعاد و انواع و آثار و خطرهاي دنيوي و اخروي انديشهها و اخلاق و رفتار ظالمانه را يادآوري كرده و ساحت مقدس الهي را از هر گونه ستم منزّه دانسته است.
واژههاي عدل، قسط، ظلم، حيف، جور، حق، باطل، بغي، عنف و انصاف، كليدهاي پژوهش درباره ظلم و عدل در قرآن و سنت نبوي و احاديث معصومين(ع) است. صدها موضوع مربوط به عدل و ظلم با جستجوي اين كليد واژهها، در اختيار پژوهشگران قرار ميگيرد و راه و انديشه و عمل را روشن ميسازد.
در زمينه عدل و ظلم، هزاران مسأله شناخته و ناشناخته وجود دارد كه قرآن كريم و سخنان اهل بيت(ع) پاسخگوي نيازهاي اجتماعي و سؤالات ذهني انسان درباره ابعاد گوناگون آن است.
راستي، عدالت چيست؟ چه انواع و ابعادي دارد؟ چگونه ميتوان آن را شناخت و به آن دست يافت؟ رابطه عدالت و توحيد، عدالت و نبوت، عدالت و امامت، عدالت و اتحاد اجتماعي، عدالت و امنيت اجتماعي، عدالت و رفاه چيست؟
عدالت، مولود چيست؟ و چه آثار و پيامدهايي دارد؟ رابطه عدالت با دوستي و دشمني چيست؟
عدالت با تداوم حكومتها چه ارتباطي دارد؟ چرا گروهي با تحقق عدالت مخالفاند؟ موانع تحقق عدالت چيست؟ راهكار استقرار عدالت چيست؟ عدالت در اخلاق و اقتصاد و سياست چه نشانههايي دارد؟
اگر حسن و زيبايي عدالت فطري است، چرا انسانها از عدالت ميگريزند؟ اگر زشتي ظلم از بديهيات عقلي و فطري است، چرا برخي گرفتار ستم ميشوند؟
ترازوي سنجش و ارزيابي عدالت در انديشه و اخلاق و رفتار چيست؟
عدالت در نظام خانواده، در نظام داوري، در نظام اقتصادي، در مديريت اجرائي، در قانونگزاري آيا امكان دارد؟ و راهكار تحقق هر يك چيست؟ چه كساني ميتوانند عدالت را در جهان برقرار سازند؟ مدعيان دروغين حمايت از حق و عدل كياناند و چگونه ميتوان آنان را شناخت؟ وضعيت عدل و ظلم در هر نقطه جغرافيايي جهان چگونه است و تاريخ آن چيست؟
عدالت در نظام سياسي، در نظام آموزشي، در نظام اقتصادي در حقوق اجتماعي و نظام كيفري چگونه محقق ميشود؟
قرآن در زمينه عدالت چه ميگويد؟ نهج البلاغه چه رهنمودهايي دارد؟ عدالت جهاني مهدوي چگونه محقق ميشود؟
ديدگاههاي ديگران در زمينه عدل و ظلم چيست؟ شرائط تحقق عدالت در فرد و جامعه چه اموري است؟
مسؤوليت حاكمان در برابر ظلم چيست؟ وظايف عالمان دين در برابر مظالم سياسي و اقتصادي چيست؟
وظيفه دنياي اسلام در برابر ظالمان بين المللي چيست؟ مسلمانان با ظالمان داخلي و منافقان و سازشكاران با ستمگران جهاني چگونه بايد رفتار كنند؟
در انديشه اسلامي و تفكر اهل بيت(ع) مهمترين و فوري ترين نياز جامعه بشري، حاكميت توحيد و عدالت است.
توحيد، نياز معرفتي و قلبي و دروني تمام انسانها و عالي ترين جلوگاه ايمان است. عدالت، نياز عملي و رفتاري در زندگي فرد و جامعه و عاليترين تجلي عمل صالح در زندگي انسان است.
دولت هاي اسلامي و افراد مسلمان نه تنها خود بايد از هر گونه ظلم و ستمگري پاك و منزه باشند، بلكه بايد تمام توان و امكانات خويش را براي مبارزه با انواع ظلم و ستم بسيج كنند و براي استقرار عدل سراسري و حكومت امام عصر(عج) بكوشند.
ظلم، ابعاد و انواع گوناگوني دارد: 1. ظلم فرهنگي؛ 2. ظلم اقتصادي؛ 3. ظلم سياسي؛ 4.ظلم بهداشتي، درماني؛ 5. ظلم...
دولت و امت اسلامي وظيفه دارند، با تمام توان در برابر ظالمان داخلي و خارجي مقاومت كنند.
ظلم از ديدگاههاي مختلف قابل دسته بندي است:
ـ به اعتبار افرادي كه مورد ظلم قرار ميگيرند، ظلم سه گونه است:
1. ظلم بر افراد. 2.ظلم بر گروهها. 3.ظلم بر عموم.
ـ به اعتبار زمان تداوم ظلم، به سه گروه قابل دسته بندي است:
1. ظلم كوتاه مدت. 2. ظلم ميان مدت. 3.ظلم مداوم.
ـ به اعتبار آگاهي عامل ظلم، در دو بخش قابل توضيح است:
1.ظلم آگاهانه. 2.ظلم ناآگاهانه.
ـ بر اساس اختيار و اراده ظالمان، به دو قسم تقسيم ميشود:
1.ظلم عمدي. 2.ظلم ناخواسته و سهوي.
ـ بر پايه شروع رفتار ظالمانه، در دو بخش شايستهبررسي است:
1. ظلم ابتدايي. 2.ظلم انعكاسي.
ـ بر پايه افراد مورد ظلم و ستم، به شش بخش تقسيم ميشود:
1. ظلم بر انبيا و اولياي الهي. 2. ظلم بر مؤمنان و صالحان. 3.ظلم بر منافقان. 4.ظلم بر مستضعفان. 5. ظلم بر حيوانات و طبيعت. 6.ظلم بر كفار ستمگر.
ـ ظلم از نظر بزرگي و كوچكي، در روايات اسلامي بر سه گروه تفكيك شده است:
1. ظلمهاي بخشش ناپذير(شرك به خدا). 2.ظلمهاي بخشودني(ظلم به خويشتن). 3. ظلمهاي مشروط(ظلم در روابط بندگان خدا با يكديگر).(2)
ملت و دولت اسلامي، رهبري و تك تك افراد امت اسلام در برابر هر نوع ظلم و ستم در پيشگاه خدا و پيامبر بزرگ اسلام و پيشوايان اهل بيت(ع) مسؤولاند. نه تنها خود بايد عادل باشيم و بر كسي ظلم و ستم روا نداريم، بلكه در برابر هر گونه ظلم و ستم مقاومت كنيم و توان خويش را براي حاكميت«عدل جهاني» بسيج نماييم. بنابراين برنامهريزي و سازمان دهي براي پيشگيري از مفاسد اقتصادي و حبس بيت المال و بازگرداندن اموال غارت شده از آن، وظيفه هر سه قوه و وظيفه عموم امت اسلامي است.
عوامل پيدايش ظلم و ستم چيست؟
1. نشناختن قوانين الهي.
2. بيتقوايي در ميدان عمل.
3. عدم مشورت در مراحل شناخت و اجراي قانون الهي.
4. سلطه اقوام و خويشان حاكمان.
5. سستي و كمكاري مديران.
6. جهل و بيخبري از روش جريانكارها و افتادن فاصله بين مردم و مسؤولان.
7. رفاه مسؤولان و مديران.
8. دنيازدگي و عشق به مظاهر ثروت و قدرت و زر و زيور زندگي.
9. پيدايش فتنهها و غبارهاي فكري و فرهنگي.
10. كينهها و سوءظنهاي بيجا.
11. بدعت و اديان و مذاهب ساختگي.
12. حسن ظنها و خوشبينيهاي بيمورد.
قرآن و احاديث معصومين(ع) به نقش اين عوامل در پيدايش و گسترش انواع ظلم اشارهها دارد، كه در اين مقاله جاي بيان آن نيست.
قرآن كريم بارها از شدت عذاب ظالمان، چنين سخن ميگويد:
(وَ لَوْ أَنّ لِكُلِّ نَفْسٍ ظَلَمَتْ ما فِي اْلأَرْضِ لاَفْتَدَتْ بِهِ وَ أَسَرّوا النّدامَةَ لَمّا رَأَوُا الْعَذابَ وَ قُضِيَ بَيْنَهُمْ بِالْقِسْطِ وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ)؛(3) ؛«و اگر ظالمان هر آنچه در زمين است را مالك باشند، براي نجات از عذاب فديه ميدهند و وقتي عذاب را ميبينند، پشيماني خويش را نهان ميدارند و در ميان ايشان بر اساس عدالت داوري ميشود و نسبت به آنان ظلمي نميشود».
(...وَ الّذينَ لَمْ يَسْتَجيبُوا لَهُ لَوْ أَنّ لَهُمْ ما فِي اْلأَرْضِ جَميعًا وَ مِثْلَهُ مَعَهُ لاَفْتَدَوْا بِهِ...)(4) ؛«... و اگر دو برابر دنيا را هم در اختيار داشتند، براي رهايي از كيفر ظلم خويش ميبخشيدند...».
(وَ يَوْمَ يَعَضّ الظّالِمُ عَلي يَدَيْهِ يَقُولُ يا لَيْتَنِي اتّخَذْتُ مَعَ الرّسُولِ سَبيلاً)؛(5) «روزي كه ستمگر از ناراحتي و پشيماني دو دست خويش را به دندان ميگزد و ميگويد: اي كاش راهي به همراه پيامبر برگزيده بودم!».
ستم بر اولياي الهي، ستم بر ايتام و محرومان، ستم بر بينوايان و كارگران، ستم بر مؤمنان و صالحان و حتي ستم بر حيوانات، كفار و منافقان هم در فرهنگ قرآن و عترت(ع) محكوم است. از باب نمونه، گرفتن ماليات از توليدگران و كارگران و كارمندان و تخصيص و اهداي آن به اموري چون: ميراث فرهنگي و مسابقات ورزشي و ورزشكاران، جاي گفتگوي فراوان دارد!
در زندگي فردي، دو عامل«تقوا» و«بصيرت» شرط عدالت و فلاح و رستگاري انسان است.
در نظام اقتصادي، رسالتي بزرگ بر عهده دولت مردان امت اسلامي است كه براي تحقق«عدالت اقتصادي» برنامهريزي و تلاش كنند؛«هدفمندي يارانهها»، گامي مقدس در اين مسير است. تحقق عدالت اقتصادي بدون توجه به مسائل زير، امكانپذير نيست:
1. رباخواري، بزرگترين ظلم اقتصادي است. دولت اسلامي وظيفه دارد براي حل اين مشكل، تمام توان فكري و عملي و امكانات امت اسلامي را به كار بگيرد و براي اسلامي شدن بانكها برنامهريزي كند.
2. انحصارات توليد و توزيع و خدمات، زمينه بسياري از مظالم اقتصادي است. دولت اسلامي وظيفه دارد حق آزادي توليد و توزيع و خدمترساني را براي همه پاسداري كند.
3. استفاده از اضطرار و ناچاري مردم، زمينه بسياري از گرانفروشيها، استثمارها و فقر و تبعيضهاست. دولت اسلامي با كار فرهنگي و كار اقتصادي بايد باتلاقهاي غارت اموال مردم را بخشكاند.
4. فعاليتهاي موازي بسياري از دستگاههاي دولتي، بخش زيادي از بودجه كشور را به تباهي ميكشد و كارآيي نهادها را كاهش ميدهد. نظام اسلامي وظيفه دارد با تقسيم دقيق مسؤوليتها، از اتلاف نيرو و امكانات كشور جلوگيري كند.
5. اختلاف طبقاتي و تفاوت درآمدها، با لايحه برنامه و بودجه كشور پيوند نزديك دارد؛ حمايت بيمرز مالي و تبليغاتي از بخش ورزش، ريشه بسياري از مفاسد ورزشي و تبعيض طبقاتي و انحراف اخلاقي است. دولت و مجلس بايد اولويتها را در تخصيص بودجه رعايت كنند و نيازهاي راستين جامعه را در نظر بگيرند و به تبليغات كاذب خارجي و داخلي گوش نسپارند. به اميد دستيابي به«پيشرفت همه جانبه اسلامي».