انتظار یعنى آماده باش كامل

من اگر ظالم و ستمگرم چگونه ممكن است در انتظار كسى باشم كه طعمه شمشیرش خون ستمگران است! من اگر آلوده و ناپاكم چگونه مى توانم، منتظر انقلابى باشم كه شعله اوّلش دامان آلودگان را مى گیرد! ارتشى كه در انتظار جهاد بزرگى است آمادگى رزمى نفرات خود را بالا مى برد و روح انقلابى در آنها مى دمد، و هر گونه نقطه ضعفى را اصلاح مى كند.
بازدید : 215
زمان تقریبی مطالعه : 9 دقیقه
تاریخ : 08 اردیبهشت 1398
انتظار یعنى آماده باش كامل

 


چگونگى «انتظار» همواره متناسب با هدفى است كه در انتظار آن هستیم:
انتظار آمدن یك مسافر عادى از سفر
انتظار بازگشت یك دوست بسیار عزیز
انتظار فرا رسیدن فصل چیدن میوه از درخت و درو كردن محصول
انتظار فرا رسیدن فصل تحصیلى مدارس...
هر یك از این انتظارها آمیخته با یك نوع آمادگى است.
در یكى باید خانه را آماده كرده و وسایل پذیرایى فراهم ساخت; در دیگرى ابزار لازم و داس و كمباین و... در دیگرى كتاب و دفتر و قلم و لباس مدرسه و مانند آن.
اكنون فكر كنید آنها كه انتظار قیام یك مصلح بزرگ جهانى را مى كشند در واقع انتظار انقلاب و دگرگونى و تحوّلى را دارند كه وسیعترین و اساسى ترین انقلاب هاى انسانى در طول تاریخ بشر است.
انقلابى كه بر خلاف انقلابهاى اصلاحى پیشین جنبه منطقه اى نداشته و نه اختصاص به یك جنبه از جنبه هاى مختلف زندگى دارد; بلكه علاوه بر این كه عمومى و همگانى است، تمام شؤون و جوانب زندگى انسانها را شامل مى شود; انقلابى است سیاسى و فرهنگى و اقتصادى و اخلاقى.
فعلا كار به این موضوع نداریم كه دلیل ما بر تحقّق یافتن چنین انقلابى چیست؟
این را موكول به بحث دیگرى مى كنیم، زیرا هدف ما در این بحث تنها نتایج و آثار چنین عقیده و چنان انتظارى است كه آیا به راستى آنچنان كه بعضى از ماتریالیستها پنداشته اند جنبه تخدیرى دارد یا سازنده و حركت آفرین و اصلاحگر است.
سابقاً گفتیم كه «انتظار» همیشه از دو عنصر «نفى» و «اثبات» تشكیل مى شود; ناراحتى از وضع موجود و عشق و علاقه به وضع بهتر.
و در اینجا اضافه مى كنیم كه در هر انقلاب و تحوّل بنیادى نیز دو جنبه وجود دارد; جنبه نفى و جنبه اثبات.
جنبه نخستین انقلاب كه همان جنبه «نفى» است، از میان بردن عوامل اختلال و فساد و انحطاط و شستشو دادن لوح جامعه از نقشهاى مخالف است.
پس از انجام یافتن این مرحله، نوبت به جنبه اثبات یعنى جانشین ساختن عوامل اصلاح و سازندگى مى رسد.
تركیب دو مفهوم «انتظار» و «انقلاب جهانى» آنچه را قبلا گفتیم كاملا روشن مى كند; یعنى، كسانى كه در انتظار چنان انقلابى به سر مى برند اگر در دعوى خود صادق باشند (نه جزء منتظران دروغین خیالى) بطور مسلم آثار زیر در آنها آشكار خواهد شد:

- 1 خودسازى فردى

حكومت جهانى مهدى قبل از هر چیز نیازمند به عناصر آماده و با ارزش انسانى است كه بتوانند بار سنگین چنان اصلاحات وسیعى را در جهان بدوش بكشند; و این در درجه اوّل محتاج به بالا بردن سطح اندیشه و آگاهى و آمادگى روحى و فكرى براى همكارى در پیاده كردن آن برنامه عظیم است; تنگ نظرى ها، كوته بینیها، كج فكریها، حسادتها، اختلافات كودكانه و نابخردانه، و بطور كلّى هر گونه نفاق و پراكندگى با موقعیّت منتظران واقعى سازگار نیست.
نكته مهم اینجاست كه منتظر واقعى براى چنان برنامه مهمّى هرگز نمى تواند نقش تماشاچى را داشته باشد; باید حتماً در صف اصلاح طلبان واقعى قرار گیرد.
ایمان به نتایج و عاقبت این تحوّل هرگز به او اجازه نمى دهد كه در صف مخالفان باشد و قرار گرفتن در صف موافقان نیز محتاج به داشتن اعمالى پاك و روحى پاكتر، برخوردارى از شهامت و آگاهى كافى است.
من اگر ناپاك و آلوده ام چگونه مى توانم منتظر تحوّل و انقلابى باشم كه شعله اوّلش دامان مرا مى گیرد!
من اگر ظالم و ستمگرم چگونه ممكن است در انتظار كسى بنشینم كه طعمه شمشیرش خون ستمگران است و من اگر فاسد و نادرستم چگونه مى توانم در انتظار نظامى كه افراد فاسد و نادرست در آن هیچ گونه نقشى ندارند، بلكه مطرود و منفور خواهند بود، روزشمارى كنم!
آیا این انتظار براى تصفیه روح و فكر و شستشوى جسم و جان من از لوث آلودگیها كافى نیست!
ارتشى كه در انتظار جهاد آزادیبخش به سر مى برد، حتماً به حالت آماده باش كامل در مى آید; سلاحى كه براى چنین میدان نبردى شایسته است به دست مى آورد; سلاحهاى موجود را اصلاح مى كند; سنگرهاى لازم را مى سازد; آمادگى رزمى نفرات خود را بالا مى برد; روحیه افراد خود را تقویت مى كند; و شعله عشق و شوق براى چنان مبارزه اى را در دل فرد فرد سربازانش زنده نگه مى دارد; ارتشى كه داراى چنین آمادگى نیست هرگز در انتظار به سر نمى برد و اگر بگوید دروغ مى گوید; انتظار یك مصلح جهانى به معنى آماده باش كامل فكرى و اخلاقى، مادّى و معنوى، براى اصلاح همه جهان است.
فكر كنید چنین آماده باشى چقدر سازنده است! اصلاح تمام روى زمین و پایان دادن به همه مظالم و نابسامانیها شوخى نیست! كار ساده اى نمى تواند باشد! آماده باش براى چنین هدف بزرگى باید متناسب با آن باشد; یعنى باید به وسعت و عمق آن باشد.
براى تحقّق بخشیدن به چنین انقلابى مردانى بسیار بزرگ و مصمّم و بسیار نیرومند و شكست ناپذیر، فوق العاده، پاك و بلند نظر، كاملا آماده و داراى بینش عمیق، لازم است; و خودسازى براى چنین هدفى مستلزم به كار بستن عمیق ترین برنامه هاى اخلاقى و فكرى و اجتماعى است; این است معنى انتظار واقعى; آیا هیچ كس مى تواند بگوید چنین انتظارى سازنده نیست!

-2 خودیاریهاى اجتماعى

منتظران راستین در عین حال، وظیفه دارند كه علاوه بر اصلاح خویش، در اصلاح دیگران نیز بكوشند; زیرا برنامه عظیم و سنگینى كه انتظارش را مى كشند یك برنامه فردى نیست; برنامه اى است كه تمام عناصر تحوّل باید در آن شركت جوید; باید كار به صورت دستجمعى و همگانى باشد; كوششها و تلاشها باید هماهنگ گردد و عمق و وسعت این هماهنگى باید به عظمت همان برنامه انقلاب جهانى باشد كه انتظار آن را دارند.
در یك میدان وسیع مبارزه دستجمعى هیچ فردى نمى تواند از حال دیگران غافل بماند; بلكه موظّف است هر نقطه ضعفى را در هر كجا ببیند اصلاح كند; و هر موضع آسیب پذیرى را ترمیم نماید; و هر قسمت ضعیف و ناتوانى را تقویت كند; زیرا بدون شركت فعّالانه و هماهنگ تمام مبارزین، پیاده كردن چنان برنامه اى امكان پذیر نیست.
بنابراین منتظران واقعى علاوه بر این كه به اصلاح خویش مى كوشند، وظیفه خود مى دانند كه دیگران را نیز اصلاح كنند.
این است اثر سازنده دیگر براى انتظار قیام یك مصلح جهانى! و این است فلسفه آنهمه افتخارات و فضیلتها كه براى منتظران راستین شمرده شده است.

-3 حل نشدن در فساد محیط

هنگامى كه فساد فراگیر مى شود، و اكثریّت و یا جمع كثیرى را به آلودگى مى كشاند، گاهى افراد پاك در یك بن بست سخت روانى قرار مى گیرند، بن بستى كه از یأس از اصلاحات سرچشمه مى گیرد.
گاهى آنها فكر مى كنند، كار از كار گذشته و دیگر امیدى براى اصلاح نیست، و تلاش و كوشش براى پاك نگهداشتن خویش بیهوده است; این نومیدى و یأس ممكن است آنها را تدریجاً به سوى فساد و همرنگى با محیط بكشاند، و نتوانند خود را به صورت یك اقلّیّت صالح در برابر اكثریّت ناسالم حفظ كنند، و همرنگ جماعت نشدن را موجب رسوایى بدانند.
تنها چیزى كه مى تواند در آنها روح امید بدمد و به مقاومت و خویشتن دارى دعوت كند و نگذارد در محیط فاسد حل شوند، امید به اصلاح نهایى است; تنها در این صورت است كه آنها دست از تلاش و كوشش براى حفظ پاكى خویش و حتّى براى اصلاح دگران بر نخواهند داشت.
و اگر مى بینیم در دستورات اسلامى یأس از آمرزش. یكى از بزرگترین گناهان شمرده شده است و ممكن است افراد ناوارد، تعجّب كنند كه چرا یأس از رحمت خدا این قدر مهم تلقى شده ـ مهمتر از بسیارى از گناهان ـ فلسفه اش در حقیقت همین است كه گناهكار مأیوس از رحمت، هیچ دلیلى نمى بیند كه به فكر جبران بیفتد و یا لااقل دست از ادامه گناه بردارد، و منطق او این است:
«آب از سر من گذشته است، چه یك قامت چه صد قامت ـ من كه رسواى جهانم غم دنیا هیچ است ـ بالاتر از سیاهى، رنگ دگر نباشد; آخرش جهنّم است من كه هم اكنون آن را براى خود خریده ام; دیگر از چه چیز مى ترسم!»
امّا هنگامى كه روزنه امید براى او گشوده شود، امید به عفو پروردگار و امید به تغییر وضع موجود، نقطه عطفى در زندگى او پیدا مى شود و چه بسیار او را به توقّف كردن در مسیر گناه و بازگشت به سوى پاكى و اصلاح دعوت مى نماید.
به همین دلیل، امید را مى توان همواره به عنوان یك عامل مؤثّر تربیتى در مورد افراد فاسد شناخت; همچنین افراد صالحى كه در محیط هاى فاسد گرفتارند، بدون امید نمى توانند خویشتن را حفظ كنند.
نتیجه این كه، انتظار ظهور مصلحى كه هر قدر دنیا فاسدتر مى شود امید ظهورش بیشتر مى گردد اثر فزاینده روانى در معتقدان دارد، و آنها را در برابر امواج نیرومند فساد بیمه مى كند; آنها نه تنها با گسترش دامنه فساد محیط مأیوستر نمى شوند، بلكه به مقتضاى:
وعده وصل چون شود نزدیك *** آتش عشق تیزتر گردد
وصول به هدف را در برابر خویش مى بینند و كوششهایشان براى مبارزه با فساد و یا حفظ خویشتن با شوق و عشق زیادترى تعقیب مى گردد.
* * *
از مجموع بحثهاى گذشته چنین نتیجه مى گیریم كه اثر تخدیرى انتظار تنها در صورتى است كه مفهوم آن مسخ و تحریف شود ـ همان گونه كه جمعى از مخالفان، تحریفش كرده اند; و جمعى از موافقان مسخش ـ امّا اگر به مفهوم واقعى در جامعه و فرد پیاده شود، یك عامل مهمّ تربیت و خودسازى و تحرّك و امید خواهد بود.
از جمله مدارك روشنى كه این موضوع را تایید مى كند، این است كه در ذیل آیه:
«وعداللّه الّذین آمنوا منكم و عملوا الصّالحات لیستخلفنّهم فى الارض...; خداوند به آنها كه ایمان دارند و عمل صالح انجام مى دهند، وعده داده است حكومت روى زمین را در اختیارشان بگذارد...» از پیشوایان بزرگ اسلام نقل شده است كه منظور از این آیه «هوالقائم و اصحابه; مهدى و یاران او» هستند.
و در حدیث دیگرى مى خوانیم: «نزلت فى المهدى; آیه درباره مهدى نازل شده است» در حالى كه در این آیه مهدى و یارانش به عنوان «الّذین آمنوا منكم و عملوا الصّالحات» معرفى شده اند.
بنابراین تحقّق این انقلاب جهانى بدون یك ایمان مستحكم، كه هر گونه ضعف و زبونى و ناتوانى را دور سازند و بدون اعمال صالحى كه راه را براى اصلاح جهان بگشاید، امكان پذیر نیست و آنها كه در انتظار چنین برنامه اى هستند، هم باید سطح آگاهى و ایمان خود را بالا ببرند و هم در اصلاح خویش و اعمال خود بكوشند.
تنها چنین كسانى هستند كه مى توانند نوید زندگى در حكومت او به خود دهند، نه آنها كه با ظلم و ستم همكارى دارند!
و نه آنها كه از ایمان و عمل صالح بیگانه اند!
نه افراد ترسو و زبونى كه بر اثر ضعف ایمان از همه چیز حتّى از سایه خود مى ترسند!
و نه افراد سست و بیحال و بیكاره اى كه دست روى دست گذارده و در برابر مفاسد محیط زندگى و جامعه شان سكوت اختیار كرده و كمترین تلاشى در راه مبارزه با فساد ندارند.
آرى انتظار راستین این است!

منبع - کتاب  

حکومت جهانی مهدی(عج)

آیت الله ناصر مکارم شیرازی 

دیدگاه های کاربران

هیچ دیدگاهی برای این مطلب وارد نشده است!

ارسال دیدگاه