برگرداندن گردنبند عاريتي

بازدید : 2119
زمان تقریبی مطالعه : 2 دقیقه
تاریخ : 23 اردیبهشت 1393
برگرداندن گردنبند عاريتي

برگرداندن گردنبند عاريتي

در يکي از روزهاي عيد قربان، يکي از دختران امام علي‏ عليه السلام از ابورافع، خزانه دار بيت‏المال اجازه گرفت که گردن بندي قيمتي از غنائم بصره را به عاريت سه روز در اختيار داشته باشد و سپس تحويل دهد.
وقتي علي‏ عليه السلام متوجّه گردن‏بند شد، ابورافع را نکوهش کرده و فرمود:
آيا به بيت‏المال مسلمين خيانت روا مي‏داري؟
ابورافع گفت: من از مال خود ضمانت کردم.
حضرت اميرالمؤمنين علي‏ عليه السلام فرمود:
همين امروز آن را به بيت‏المال باز گردان، و مواظب باش ديگر تکرار نشود.
اگر دخترم بدون اجازه آن را بر مي‏داشت، دست او را قطع مي‏کردم.
سپس به دخترش فرمود:
«آيا همه زنان مهاجر وانصار مي‏توانند خود را بيارايند؟ و از وسائل زينتي بيت‏المال استفاده کنند؟» [1] .
و در نقل ديگري علي بن ابي رافع مي‏گويد:
مسئول بيت المال و حسابدار علي بن ابيطالب‏ عليه السلام بودم. در بيت المال گردنبند مرواريدي بود که در جنگ به دست آمده بود.
يکي از دختران آن حضرت به من سفارش کرد که در بيت المال اميرالمؤمنين‏ عليه السلام گردنبند مرواريدي در اختيار توست، من دوست دارم آنرا به طور عاريه به من بدهي که در عيد قربان از آن استفاده کنم.
گردنبند را براي او فرستادم و گفتم:
اي دختر اميرالمؤمنين عاريه مضمونه است که بعد از سه روز بايد برگرداني.
فرداي آن روز، اميرالمؤمنين‏ عليه السلام آنرا بر گردن دخترش ديد، فرمود:
اين را از کجا به دست آورده‏اي؟
گفت:
از ابن ابي رافع عاريه گرفته‏ام تا در عيد قربان از آن استفاده کرده سپس برگردانم.
امام علي‏ عليه السلام مرا به حضور خود خواند و فرمود:
پسر ابي رافع آيا به مسلمانان خيانت مي‏کني؟
گفتم: معاذ اللَّه که بر مسلمانان خيانت کنم.
فرمود:
آن گردنبند را چطور بدون اذن من و بدون رضاي مسلمين به دختر من عاريه دادي؟
گفتم:
يا اميرالمؤمنين دخترت به من سفارش کرد که آنرا به وي عاريه بدهم، من نيز به طور عاريه مضمونه داده و خودم ضامن شده‏ام که در صورت تلف شدن پول آنرا از مال خودم بدهم و متعهّد هستم که آنرا به جاي اوّل باز گردانم.
حضرت اميرالمؤمنين علي‏ عليه السلام فرمود:
همين امروز آن را به جايش برگردان، مبادا ديگر چنين کاري کني که از من عقوبت مي‏بيني.
بعد فرمود:
اگر دخترم بطور عاريه مضمونه نگرفته بود، اوّلين زن هاشمي بود که دستش در سرقت بريده مي‏شد.
چون دختر آن حضرت از اين کلام امام علي‏ عليه السلام مطلّع شد، آمد و عرض کرد:
يا اميرالمؤمنين‏ عليه السلام من دختر تو و پاره تن تو هستم، چه کسي از من براي پوشيدن آن مرواريد لايِق‏تر بود؟
اميرالمؤمنين‏ عليه السلام پاسخ داد:
دخترم، از حق کناره گيري نکن، آيا همه زنان مهاجرين در عيد قربان مي‏توانستند از اين نوع مرواريد زينت کنند؟
ابن ابي رافع مي‏گويد:
گلوبند را گرفته به بيت المال باز گرداندم. [2] .
...............................

1-تهذیب ج10 ص151

2-بحار الانوارج40ص338

دیدگاه های کاربران

هیچ دیدگاهی برای این مطلب وارد نشده است!

ارسال دیدگاه