تحریفهای معنوی در قیام امام حسین (ع)

بازدید : 6350
زمان تقریبی مطالعه : 7 دقیقه
تاریخ : 12 آبان 1390
تحریفهای معنوی در قیام امام حسین (ع)

استاد شهید مرتضی مطهری

کتاب حماسه حسینی ج1

تحريف معنوی :

متاسفانه اين حادثه تاريخی در دست ما تحريف معنوی شده است و تحريف‏ معنوی بسيار خطرناكتر از تحريف لفظی است . آنچه سبب شده است كه اين‏ حادثه بزرگ برای ما از اثر و خاصيت بيفتد ، تحريفات معنوی است نه‏ تحريفات لفظی ، يعنی اثر سوء تحريفات معنوی از تحريفات لفظی بيشتراست تحريف معنوی يعنی چه ؟ در يك جمله ممكن است ما از لفظ ، نه كم كنيم‏ و نه زياد ، ولی وقتی كه می‏خواهيم آن را توجيه و تفسير كنيم ، طوری توجيه‏ و تفسير كنيم كه درست برخلاف و بر ضد معنی واقعی آن جمله باشد . برای‏ اين موضوع فقط يك مثال كوچك عرض می‏كنم تا مطلب روشن شود . در روزی كه مسجد مدينه را بنا می‏كردند ، عمارياسروق‏العاده تلاش‏ صادقانه می‏كرد ، نقل كرده‏اند ( از نقلهای مسلم است ) كه پيغمبر اكرم‏فرمود : « يا عمار ! تقتلك الفئة الباغية » ( 1 ) ای عمار ! ترا آن‏  دسته‏ای می‏كشند كه سركشند . اشاره به آيه قرآن است كه می‏فرمايد اگر دو دسته از مسلمانان با يكديگر جنگيدند و يك دسته سركشی كرد ، شما به نفع آن دسته ديگر عليه دسته سركش وارد شويد و اصلاح كنيد . اين جمله را كه‏ پيغمبراكرم ( ص ) درباره عمارفرمود : شخصيت بزرگی به او داد . لهذا عمار كه در صفين در خدمت اميرالمؤمنين ( ع ) بود ، وزنه بزرگی در لشكر علی عليه‏السلام شمرده می‏شد ، حتی افراد ضعيف‏الايمانی بودند كه تا وقتی كه عمار كشته نشده بود هنوزمطمئن نبودند عملی كه در ركاب علی ( ع ) می‏كنند ، بحق است ، يعنی كشتن معاويه و سپاهيان او جايز است . روزی كه عمار به دست اصحاب معاويه در لشكر اميرالمؤمنين ( ع ) كشته شد ، ناگهان فرياد از همه جا بلند شد كه حديث پيغمبر صادق آمد . بهترين دليل برای اينكه معاويه و يارانش بر باطل‏اند اين است كه اينها قاتل عمار هستند و پيغمبر اكرم ( ص ) در گذشته خبر داد : « يا عمار ! تقتلك الفئة الباغية » ( 1 ) كه اشاره است‏ به آيه « و ان طائفتان من المؤمنين اقتتلوا فاصلحوا بينهما فان بغت احديهما علی الاخری فقاتلوا التی تبغی حتی تفی‏ء الی امرالله »( 2 ) . امروز مثل آفتاب روشن شد كه لشكر معاويه ، لشكر " باغی " يعنی سركش و ظالم و ستمگر است و حق با لشكريان علی است . پس به نص قرآن بايد به‏ نفع لشكريان علی ( ع ) ، عليه لشكريان معاويه وارد جنگ شد . اين قضيه‏ تزلزلی در لشكر معاويه ايجاد كرد . معاويه كه هميشه با حيله و نيرنگ كار  خود را پيش می‏برد ، اينجا دست به يك تحريف معنوی زد ، چون نمی‏شد انكار كرد و گفت پيغمبر ( ص ) درباره عمار چنين چيزی نگفته است ، زيرا اقلا شايد پانصدنفر در آنجا بودند كه شهادت می‏دادند كه ما اين جمله را از پيغمبر ( ص ) شنيديم و يا از كسی شنيديم كه او از پيغمبر شنيده بود . بنابراين ، اين جمله پيغمبر درباره عمار قابل انكار نبود . شاميها به معاويه اعتراض می‏كردند كه عمار را ما كشتيم و پيغمبر فرمود : « تقتلك الفئة الباغية » ، گفت اشتباه كرديد ! درست است كه پيغمبر فرمود عمار را آن فئه‏سركش ، طائفه‏سركش ، لشكرسركش می‏كشند ، ولی عمار را ما نكشتيم ! گفتند لشكريان ما كشتند . گفت نه ! عمار را علی كشت كه او را به اينجا آورد و موجبات كشته شدنش‏ را فراهم كرد ! عمروعاص دو پسر داشت ، يكی مانند خودش دنيادار و دنياپرست و ديگری‏  نسبتا جوان مؤمن و با ايمانی بود و با پدرش هماهنگی نمی‏كرد . اسم او عبدالله بود . در يك جلسه‏ای كه عبدالله حاضر بود ، همين مغلطه معنوی را بكار بردند . عبدالله گفت اين چه حرفی است كه می‏زنيد ، اين چه‏ مغلطه‏كاری است كه می‏كنيد ؟ ! چون عمار در لشكر علی بود پس علی او ر ا كشت ؟ ! گفتند بله ! گفت پس بنابراين حمزه‏سيدالشهدا را هم پيغمبر كشت‏ ، چون حمزه‏سيدالشهداء در لشكر پيغمبر بود و كشته شد . معاويه ناراحت و عصبانی شد به عمروعاص گفت چرا جلوی اين پسر بی‏ادبت را نمی‏گيری ؟ ! اين‏  را می‏گويند تحريف معنوی . اگر بخواهيم حوادث و قضايا را تحريف معنوی كنيم ، چگونه تحريف‏ می‏كنيم ؟ حوادث و قضايای تاريخی از يك طرف علل و انگيزه‏ها و از طرف ديگر منظور و هدفهايی دارند . تحريف يك حادثه تاريخی اين است كه يا علل و انگيزه‏های آن حادثه را بگونه‏ای غير از آنچه كه بوده است بگوئيم ، يا هدف و منظور آن را بگونه‏ای غير از آنچه كه بوده است‏ تفسير كنيم مثال : شما به منزل يك شخصی كه از مكه آمده است می‏رويد . انگيزه شما اين است كه زيارت كردن حاجی مستحب است ، لذا به ديدن او می‏رويد . يك‏
نفر می‏گويد می‏دانی چرا فلان كس به خانه فلان شخص رفت ؟ ديگری می‏گويد چرا ؟ می‏گويد منظور او از رفتن به منزل فلانی اين است كه دختر او را برای‏ پسرش خواستگاری كند ، موضوع مكه را بهانه كرده است . منظور شما را اين‏ چنين تحريف می‏كنند . اين را تحريف معنوی می‏گويند  حادثه تاريخی عاشورا از يك طرف علل و انگيزه‏هايی دارد و از طرف ديگر هدفها و منظورهای عالی . ما مسلمانان ، ما شيعيان حسين‏بن‏علی ( ع ) اين‏ حادثه را تحريف كرديم همان‏طور كه معاوية بن ابوسفيان جمله پيغمبر درباره عمار « تقتلك الفئة الباغية » را تحريف كرد . يعنی حسين عليه‏السلام در نهضت خود انگيزه‏ای داشت ، ما چيز ديگری برای آن تراشيديم ! حسين يك‏ هدف و منظور خاصی داشت ، ما يك هدف و منظور ديگری برای او تراشيديم  اباعبدالله عليه‏السلام نهضتی فوق‏العاده با عظمت و مقدس كرده است  .  تمام شرائط تقدس يك نهضت ، در نهضت اباعبدالله هست كه نظيرش در دنيا وجود ندارد . آن شرائط چيست ؟ اولين شرط يك نهضت مقدس اين است‏
كه منظور و هدف آن ، شخصی و فردی نباشد بلكه كلی ، نوعی و انسانی باشد . يك وقت كسی نهضت می‏كند بخاطر شخص‏ خودش و يك وقت كسی نهضت می‏كند بخاطر اجتماع ، بخاطر انسانيت ، بخاطر حقيقت ، بخاطر حق ، بخاطر توحيد ، بخاطر عدالت ، بخاطر مساوات ، نه‏ بخاطر خودش ، در واقع آن وقتی كه او نهضت می‏كند ديگر خودش به عنوان‏ يك فرد نيست ، اوست و همه انسانهای ديگر . به همين جهت كسانی كه در
دنيا ، حركاتشان ، اعمالشان ، نهضتهايشان بخاطر شخص خودشان نبوده است ،  بخاطر بشريت بوده است ، بخاطر انسانيت بوده است ، بخاطر حق و عدالت‏  و مساوات بوده است ، بخاطر توحيد و خداشناسی و ايمان بوده است ، همه‏ افراد بشر آنها را دوست دارند . همان طور كه پيغمبر ( ص ) فرمود  « حسين منی و انا من حسين » ( 1 ) ، ما هم می‏گوئيم : حسين منا و نحن من حسين چرا می‏گوئيم ؟ برای اينكه حسين عليه السلام در 1328 ( 2 ) سال پيش برای ما و بخاطر ما و بخاطر همه انسانهای عالم قيام  كرد . قيامش ، قيام مقدس بود ، قيام پاك بود ، از منظورهای شخصی بيرون‏ بود شرط دوم برای اينكه قيامی مقدس باشد ، اين است كه آن قيام با يك‏ بينش و درك و بصيرت قوی توام باشد . يعنی چه ؟ يعنی يك وقت مردم اجتماعی ، خودشان در غفلتند ، بی‏خبرند ، نمی‏فهمند ، جاهلند . يك‏ فرد بصير ، چيز فهم و با درك پيدا می‏شود كه درد اين مردم را صددرجه از خودشان بهتر می‏فهمد . دوای اين مردم را از خود اين مردم بهتر می‏فهمد . در وقتی كه ديگران هيچ چيز را نمی‏فهمند و درك نمی‏كنند و در ظاهر هم‏ نمی‏بينند . يك فرد بصير و چيز فهم كه باصطلاح ، آنچه را كه مردم ديگر در آئينه نمی‏بينند او در خشت خام می‏بيند ، پيدا می‏شود كه قيام و نهضت‏  می‏كند . بيست سال ، سی سال ، پنجاه سال می‏گذرد تازه ملت بيدار می‏شود كه‏ فلان شخص كه قيام كرد ، حركت كرد ، نهضت كرد ، چه منظورهای مقدسی داشت‏ . پدران ما در بيست سال ، سی سال ، چهل سال ، پنجاه سال پيش ، ارزش‏
اين را درك نمی‏كردند ! مثلا مرحوم سيدجمال‏الدين اسدآبادی در حدود شصت ، هفتاد سال پيش ( فوت‏
اين مرد در سال 1310 قمری بوده است ، چهارده سال قبل از مشروطيت ) قيام  كرد و يك نهضت اسلامی در كشورهای اسلامی بپا كرد ، شما امروز كه تاريخ‏  اين مرد را می‏خوانيد ، می‏بينيد واقعا غريب و تنها بوده است ، درد و دوای ملت مسلمان را احساس می‏كرد ولی خود ملت نمی‏فهميد ، خود ملت به‏
او دهن‏كجی می‏كرد ، خود ملت او را مسخره می‏كرد ، ملت از او حمايت‏ نمی‏كرد . حالا كه شصت ، هفتاد سال گذشته است ، وقتی كه زوايای تاريخ‏

دیدگاه های کاربران

هیچ دیدگاهی برای این مطلب وارد نشده است!

ارسال دیدگاه

مطالب و مقالات مرتبط

نظر امام خمینی (ره) ذر باره قیام امام حسین (ع)
پاسخ به شبهات وهابیت درباره قیام امام حسین (ع)/تفکر وهابیت تفکر اموی و سفیانی است
زیارت ناحیه مقدسه : اشکواره امام زمان (علیه السلام) بر امام حسین (علیه السلام)
ولادت امام حسین علیه السلام
کرامات امام حسین علیه السلام بعد از شهادت
شهادت امام حسین
نگاهی گذرا به سیره قرآنی امام حسین«ع»
میلاد سراسر نور ولادت امام حسین (ع) مبارک باد
پاسخ به تعدادی از شبهات مطرح شده در فیسبوک پیرامون امام حسین و عاشورا
شهادت امام حسین(ع) عملی اختیاری یا مقدّر شده ؟
احادیث فضیلت زیارت امام حسین (ع)
تربت امام حسین (ع)وزیارت کربلا
گریه بر امام حسین (ع)
امام حسین علیه السلام و دفاع از جایگاه رفیع امامت
امام حسین علیه السلام ، گنجینه اسرار وحی
امام حسین علیه السلام و حکومت اسلامی
مرثیه امام حسین بن علی علیه التحیة والثناء
آیاتی که در شأن امام حسین (ع) نازل شده است
منابعی ارزشمند در باره امام حسین (ع) عاشورا و محرم
آخرین وصیت امام حسین(ع) چه بود؟

اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی