آیین همسر داری

آیین همسر داری - ابراهیم امینی

پيغمبر اسلام فرمود:مردى كه زن نداشته باشد مسكين و بيچاره‏است،گر چه ثروتمند باشد. و زنى كه شوهر نداشته باشد مسكين و بيچاره‏است گر چه ثروتمند باشد. (2)
بازدید : 122
زمان تقریبی مطالعه : 23 دقیقه
تاریخ : 08 خرداد 1399
آیین همسر داری - ابراهیم امینی

بسم الله الرحمن الرحيم

 

هر پسر و دخترى كه به سن رشد و بلوغ مى‏رسند بزرگترين‏آرزويشان اينست كه ازدواج كنند،با تاسيس زندگى مشترك زناشويى،استقلال و آزادى بيشترى بدست آورند،يار و مونس مهربان و محرم رازى‏داشته باشند.آغاز زندگى سعادتمندانه خويش را از زمان ازدواج حساب‏مى‏كنند و برايش جشن مى‏گيرند.زن براى مرد آفريده شده و مرد براى زن،و مانند مغناطيسى يكديگر را جذب مى‏كنند.زناشويى و تاسيس زندگى‏مشترك خانوادگى يك خواسته طبيعى است كه غرائزش در وجود انسانهانهاده شده است.و اين خود يكى از نعمتهاى بزرگ الهى است.راستى به‏غير از كانون گرم خانوادگى كجا را سراغ داريد كه براى جوانان پناهگاه‏مطمئنى باشد؟علاقه به خانواده است كه جوانان را از افكار پراكنده واضطرابهاى درونى نجات مى‏دهد.در آنجاست كه مى‏توانند يار و مونس‏با وفا و مهربانى پيدا كنند كه در شدائد و گرفتاريها يار و غمگسارشان‏باشد.پيمان مقدس زناشويى رشته‏اى است آسمانى كه دلها را بهم پيوندمى‏زند،دلهاى پريشان را آرامش مى‏دهد افكار پراكنده را به يك هدف متوجه مى‏سازد.خانه،جايگاه عشق و محبت،كانون انس و مودت وبهترين آسايشگاه است.

 

خداوند بزرگ در قرآن مجيد از اين نعمت‏بزرگ ياد كرده‏مى‏فرمايد:

 

يكى از آيات خدا اينست كه از خود شما برايتان همسران آفريد تابا آنها انس بگيريد و آرامش خاطر پيدا كنيد،و در ميانتان دوستى ومهربانى افكند.و در اين موضوع براى انديشمندان آيات و نشانه‏هايى‏است. (1)

 

پيغمبر اسلام فرمود:مردى كه زن نداشته باشد مسكين و بيچاره‏است،گر چه ثروتمند باشد. و زنى كه شوهر نداشته باشد مسكين و بيچاره‏است گر چه ثروتمند باشد. (2)

 

حضرت صادق عليه السلام از مردى پرسيد:همسر دارى؟عرض‏كرد:نه.فرمود:

 

دوست ندارم يك شب بى‏همسر بمانم گر چه مالك تمام دنيا باشم. (3)

 

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:بنائى در اسلام پايه گذارى‏نشده كه نزد خدا محبوبتر و عزيزتر از ازدواج باشد. (4)

 

آرى خداى مهربان يك چنين نعمت گرانبهايى را به بشر عطا كرده‏است ليكن افسوس و صد افسوس كه از اين نعمت‏بزرگ قدردانى نمى‏كند و چه بسا،بواسطه نادانى و خودخواهى، همين كانون مهر و مودت‏را به صورت يك زندان تاريك بلكه جهنم سوزانى تبديل مى‏سازد. در اثرجهالت و نادانى بشر است كه محيط نورانى و با صفاى خانواده به صورت‏زندان دردناكى تبديل مى‏شود كه اعضاء خانواده ناچارند تا آخر عمر در آن‏زندان تاريك بسر برند يا پيمان مقدس زناشويى را متلاشى سازند.

 

آرى اگر زن و شوهر به وظيفه خويش آشنا باشند و عمل كنندمحيط خانه مانند بهشت‏برين با صفا و نورانى مى‏گردد.و اگر اختلاف وكشمكشهاى خانوادگى به ميان آمد محيط خانه به صورت يك زندان‏حقيقى تبديل خواهد شد.

 

اختلافات خانوادگى علل و عوامل مختلفى دارد.از قبيل عوامل‏اقتصادى،تربيت‏خانوادگى زن يا شوهر،محيط زندگى،دخالتهاى بيجاى‏پدر و مادر زن و شوهر يا ساير بستگان آنها.و دهها چيز ديگر.

 

ليكن به عقيده نگارنده،مهمترين عامل ناسازگارى و اختلافات‏داخلى،آشنا نبودن زن و شوهر به وظائف زناشويى و عدم آمادگى براى‏زندگى مشترك خانوادگى است،براى تصدى هر مقام و انجام هر كارى،تخصص و آمادگى يك شرط اساسى محسوب مى‏شود.و كسى كه‏اطلاعات كافى و آمادگى قبلى نداشته باشد نمى‏تواند كارى را بخوبى‏انجام دهد.بهمين جهت،براى تصدى هر مقامى كلاسهاى كارآموزى‏تاسيس مى‏شود.

 

براى ازدواج و تاسيس زندگى مشترك خانوادگى نيز تخصص وآمادگى و اطلاعات كافى لازم است.پسر بايد از طرز تفكر همسرش وخواسته‏هاى درونى او و مشكلات زناشوئى و راه علاج آنها و آداب معاشرت اطلاعات كافى داشته باشد.بايد توجه داشته باشد كه زن گرفتن‏به معناى جنس خريدن يا كلفت گرفتن نيست،بلكه به معناى پيمان وفا وصداقت و محبت و همكارى و شركت در زندگى مشترك خانوادگى است.

 

زن نيز بايد به طرز تفكر شوهرش و خواسته‏هاى درونى او توجه‏داشته باشد و بداند كه شوهر كردن به معناى نوكر گرفتن و تامين بدون قيدو شرط خواسته‏ها و آرزوهاى درونى نيست. بلكه پيمان همكارى وتشريك مساعى است.و براى رسيدن به اين هدف مقدس،گذشت وفداكارى و همكارى و تفاهم لازم است.

 

با اينكه سرنوشت پسر و دختر با ازدواج روشن مى‏شود واطلاعات لازم و آمادگى اخلاقى برايش ضرورى است متاسفانه اجتماع مانسبت‏به اين موضوع حياتى غفلت دارد.

 

نسبت‏به جهاز و مهر و زيبائى و شخصيت پدر و مادر كاملا عنايت‏دارند.ليكن آمادگى براى زندارى و شوهردارى و تاسيس زندگى مشترك‏خانوادگى را اصلا شرط نمى‏دانند.

 

دختر را به خانه بخت مى‏فرستند با اينكه شوهردارى و كدبانوگرى‏را نياموخته است.پسر را زن مى‏دهند با اينكه از زندارى و سرپرستى‏خانواده اطلاع ندارد.

 

دو نوجوان بى‏اطلاع و كم تجربه وارد زندگى نوين مى‏شوند.بدين‏جهت صدها مشكل بوجود مى‏آيد.اختلافات و ناسازگاريها و قهر ودعواها شروع مى‏شود.دخالت پدر و مادرها هم چون از روى عقل و تدبيرنيست،نه تنها مشكلى را حل نمى‏كند بلكه اختلافات را عميق‏تر وريشه‏دارتر مى‏سازد.دوران اول ازدواج يك دوران پر آشوب و بحرانى است.بسيارى از زندگيها در همين دوران بواسطه طلاق متلاشى مى‏گردد.

 

بعضى از آنها هم با حفظ ازدواج،تا آخر عمر به كشمكش و زورآزمايى‏ادامه مى‏دهند و عذاب در اين زندان اختيارى را بر طلاق مقدم مى‏دارند.

 

بعضى از خانواده‏ها هم پس از مدتى،كوتاه يا دراز،با اخلاق و رفتاريكديگر آشنا مى‏شوند و آسايش و آرامش نسبى پيدا مى‏كنند.

 

اى كاش براى پسران و دخترانى كه در صدد ازدواج بودندكلاسهايى به عنوان‏«آموزش ازدواج‏»تاسيس مى‏شد و بعد از اينكه يك‏دوره راهنمايى مى‏ديدند و براى زندگى مشترك خانوادگى آماده مى‏شدند وبرگ صلاحيت‏برايشان صادر مى‏شد اقدام به ازدواج مى‏كردند. (به اميدآنروز انشاء اله) .

 

نگارنده چون بدين نياز اجتماعى توجه داشته و ضرورت آن رااحساس نموده كتاب حاضر را نگاشته است.در اين كتاب مشكلات‏زناشويى مورد بررسى قرار گرفته و با استفاده از قرآن شريف و احاديث‏پيغمبر و ائمه عليهم السلام و گاهى با استفاده از آمار عمومى و تجربه‏هاى‏شخصى،تذكراتى داده شده و راهنماييهاى لازم بعمل آمده است.

 

نگارنده مدعى نيست كه با خواندن اين كتاب تمام مشكلات‏خانوادگى حل و فصل خواهد شد.زيرا عوامل ديگرى نيز بدون شك‏دخالت دارند.ليكن اميدوار است كه خواندن اين كتاب و بكار بستن آن،در حل بسيارى از مشكلات به خانواده‏ها كمك كند.از دانشمندان وخيرخواهان ملت انتظار مى‏رود كه ضرورت اين موضوع را دريابند و بااقدامات جدى و مؤثر خانواده‏ها را از پريشانى و بدبختى نجات دهند (به‏اميد آن روز) . در اين كتاب وظائف هر يك از زن و مرد بطور جداگانه مورد بررسى قرار گرفته و كتاب به دو بخش تقسيم شده است: بخش اول،وظيفه‏زن نسبت‏به شوهرش.بخش دوم،وظيفه مرد نسبت‏به همسرش.

 

ليكن لازم‏است كه زن و شوهر هر دو بخش را بخوانند تا به وظائف مشترك آشناشوند و بينايى بهترى پيدا كنند.وقتى يكى از دو بخش كتاب را مى‏خوانيدممكن است‏خيال كنيد كه از يك طرف جانبدارى شده و وظيفه ديگرى‏مورد غفلت واقع شده است،ليكن چنين نيست،وقتى بخش ديگر رابخوانيد تصديق خواهيد كرد كه تعصبى در كار نبوده و بيطرفانه قضاوت‏شده است.

 

قم،حوزه علميه ابراهيم امينى

 

تير ماه 1354

 

هدف ازدواج

 

ازدواج براى انسان يك نياز طبيعى است و فوائد مهمى را در بردارد كه اهم آنها عبارت است از:

 

1-نجات از سرگردانى و بى‏پناهى و تشكيل خانواده.دختر وپسرى كه ازدواج نكرده‏اند بمنزله كبوترانى بى‏آشيانه هستند،كه بوسيله ‏ازدواج خانه و آشيانه و پناهگاه مى‏يابند.شريك در زندگى و مونس ومحرم راز و غمخوار و مدافع و كمك بدست مى‏آورند.

 

2-ارضاى غريزه جنسى،غريزه جنسى در وجود انسان غريزه‏بسيار نيرومند و ارزنده‏اى است. و بهمين جهت نياز دارد به وجود همسرى‏كه در يك محيط امن و آرامش،در مواقع احتياج،از وجودش بهره بگيردو لذت ببرد.تامين صحيح خواسته ‏هاى غريزه جنسى يك نياز طبيعى است‏ كه بايد اجابت‏ شود و الا ممكن است پى‏آمدهاى بد روانى و جسمانى واجتماعى داشته باشد.كساني كه از ازدواج امتناع مى‏ورزند غالبا به ‏بيماريهاى روانى و جسمانى مبتلا مى‏گردند.

 

3-توليد و تكثير نسل،بوسيله ازدواج انسان فرزند پيدا ميكند.

 

وجود فرزند ثمره ازدواج و باعث تحكيم بنياد خانواده و آرامش و دلگرمى‏ زن و شوهر ميباشد. و بهمين جهت در قرآن و احاديث نسبت‏ به ازدواج تاكيدات ‏فراوانى بعمل آمده است.از باب نمونه:خدا در قرآن مى‏فرمايد:و از آيات‏ خدا اينست كه براى شما همسرانى را آفريد تا با آنها انس بگيريد (5) رسول‏ خدا صلى الله عليه و آله فرمود:در اسلام بنائى بر پا نشده كه بهتر از تزويج‏ باشد. (6)

 

امير المؤمنين عليه السلام فرمود:تزويج كنيد كه سنت رسول‏ خداست.پيامبر صلى الله عليه و آله مى‏فرمود:هر كسى مى‏ خواهد از سنت ‏من پيروى كند بايد ازدواج نمايد.بوسيله ازدواج فرزند بياوريد (و تعداد مسلمانها را زياده گردانيد) كه من در قيامت‏ با كثرت شما به امتهاى ديگرمباهات و افتخار مى‏كنم. (7)

 

امام رضا عليه السلام فرمود:هيچكس فائده‏اى بدست نياورد كه ‏بهتر از همسر شايسته باشد. همسرى كه وقتى به او نگاه مى‏كند شادمانش ‏ميگرداند و در غياب او نفس خودش و مال او را نگهدارى مي نمايد. (8)

 

مطالب مذكور آثار و منافع دنيوى و حيوانى ازدواج بود،كه‏ حيوانات نيز برخى از آنها را دارند اين قبيل امور را نمى‏توان هدف اصلى‏ ازدواج انسان باعتبار اينكه انسان است،محسوب داشت. انسان در اين‏ جهان نيامده تا مدتى بخورد و بياشامد و بخوابد و شهوترانى و لذتجوئى ‏كند آنگاه بميرد و نابود شود.مقام انسان عالى‏تر از اينهاست.انسان آمده تا با علم و عمل و اخلاق نيك نفس خويش را پرورش دهد و در راه كمال وصراط مستقيم انسانيت‏ سير و صعود كند تا به مقام خوب پروردگار جهان‏ نائل گردد.

 

انسان موجودى است عالى كه با تهذيب و تزكيه نفس و اجتناب ‏از بديها و پرورش فضائل و مكارم اخلاق و انجام كارهاى نيك،مى‏تواند به مقام شامخى نائل گردد كه فرشتگان بدان مقام راه ندارند.انسان‏ موجودى است جاودانه و در اين جهان آمده تا با راهنمائيهاى پيامبران وبكار بستن قوانين و برنامه‏هاى دين،سعادت دنيا و آخرت خويش را تامين‏ كند و در جهان آخرت،در جوار حق،در خوشى و آسايش تا ابد زندگى ‏كند.

 

بنابراين هدف اصلى ازدواج انسان را در اين برنامه بايد جستجوكرد.هدف ازدواج يك انسان ديندار بايد اين باشد كه با تعاون و همكارى ‏همسرش بتواند نفس خويش را از گناهان و بديها و اخلاق زشت تهذيب ‏نمايد و با عمل صالح و اخلاق نيك پرورش دهد تا به مقام شامخ  انسانيت‏ و تقرب به خدا نائل گردد.و همسر شايسته و خوب و موافق براى رسيدن ‏به چنين هدف مهمى ضرورت دارد.

 

دو انسان مؤمن كه با ازدواج تشكيل خانواده ميدهند،از انس ومحبت و آرامش و كاميابي هاى مشروع جنسى برخوردار ميشوند،و درنتيجه از انحراف و تمتعات غير مشروع و راه يافتن به مراكز فساد واعتيادهاى خطرناك و ولگرديها و شب نشيني هاى خانمان سوز محفوظ و درامان خواهند بود.و بهمين جهت پيامبر اكرم و ائمه اطهار عليهم السلام‏ نسبت ‏به ازدواج بسيار تاكيد نموده‏اند.رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:هر كس كه ازدواج كند نصف دينش را حفظ نموده است. (9)

 

امام صادق عليه السلام فرمود:دو ركعت نمازى را كه افراد متاهل ‏بخوانند، از هفتاد ركعت نمازى كه افراد غير متاهل بخوانند افضل ‏مي باشد. (10)

 

 

همسر ديندار و مؤمن همسرش را بخوبى و صلاح دعوت ميكند وهمسر لاابالى و بد اخلاق همسرش را به فساد و بد اخلاقى ميكشد و ازهدف مقدس انسانيت دور ميگرداند.و بهمين جهت ‏به مرد و زن سفارش ‏شده كه بهنگام ازدواج موضوع ايمان و ديندارى و اخلاق را شرط اساسى‏ محسوب بدارند.

 

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:خداوند عز و جل فرموده‏ است وقتى اراده كنم كه تمام خوبيهاى دنيا و آخرت را براى شخص‏ مسلمانى جمع كنم به او قلبى خاشع و زبانى ذاكر و بدنى كه بر بلاها صابرباشد عطا ميكنم.و همسر مؤمنى به او ميدهم كه هر گاه باو نگاه كند خوشنودش سازد و در غياب،حافظ نفس خويش و مال او باشد. (11)

 

شخصى خدمت رسول خدا صلى الله عليه و آله عرض كرد:

 

همسرى دارم كه بهنگام ورود به خانه باستقبالم مى‏آيد و بهنگام خروج‏ بدرقه‏ام ميكند. هنگامى كه مرا اندوهناك يافت در تسليت من ميگويد:اگردرباره رزق و روزى مى‏انديشى غصه نخور كه خدا ضامن روزى است.واگر در امور آخرت مى‏انديشى خدا انديشه و اهتمام ترا زياده گرداند.پس ‏رسول خدا فرمود:خداى را در اين جهان عمال و كارگزارانى است و اين‏ زن از عمال خدا ميباشد.چنين همسرى نصف اجر يك شهيد را خواهدداشت. (12)

 

امير المؤمنين عليه السلام نيز چنين هدف بزرگى را در نظر داشته‏ كه درباره حضرت زهرا عليها السلام فرمود:بهترين كمك است در راه‏اطاعت‏ خدا.در تاريخ چنين آمده كه رسول خدا صلى الله عليه و آله روزبعد از عروسى حضرت على و حضرت زهرا براى تبريك و احوالپرسى، به منزل آنها تشريف فرما شد.از حضرت على عليه السلام پرسيد:همسرت‏ را چگونه يافتى؟ گفت:زهرا را بهترين كمك براى اطاعت ‏خدا يافتم.

 

آنگاه از حضرت زهرا پرسيد:شوهرت را چگونه يافتى؟گفت:بهترين شوهر است. (13)

 

امير المؤمنين عليه السلام در اين جمله كوتاه هم بانوى شايسته ونمونه اسلام را معرفى نمود،هم هدف اساسى و اصلى ازدواج را بيان كرد.

ادامه مطالب قبل

آیین  همسر داری

بخش اول:وظائف بانوان

شوهردارى

 

شوهردارى يعنى مواظبت و نگهدارى شوهر.شوهردارى كار سهل ‏و آسانى نيست كه از هر زن بى‏لياقت و نادانى ساخته باشد،بلكه كاردانى وذوق و سليقه و زيركى مخصوص لازم دارد، زنيكه بخواهد شوهردارى كند.

 

بايد دل او را بدست آورد،اسباب رضايت ‏خاطرش را فراهم سازد.مواظب ‏اخلاق و رفتارش باشد،به كارهاى نيك تشويقش كند،از كارهاى بدنگهداريش كند،مواظب بهداشت و حفظ الصحه و تغذيه او باشد.سعى كنداو را به صورت يك شوهر آبرومند و محبوب و مهربان در آورد تا براى ‏خانواده‏اش بهترين سرپرست و براى فرزندانش بهترين پدر و مربى باشد.

 

خداوند حكيم قدرت فوق العاده‏اى به زن عطا فرموده است.

 

سعادت و خوشبختى خانواده در دست اوست،بدبختى خانواده نيزدر دست اوست.

 

زن ميتواند خانه را به صورت بهشت‏ برين در آورد،و ميتواند به ‏صورت جهنم سوزانى تبديلش سازد،ميتواند شوهرش را به اوج ترقى‏ برساند و ميتواند به خاك سياهش بنشاند.زن اگر به فن شوهردارى آشناباشد و وظائفى را كه خدا برايش مقرر فرموده انجام دهد ميتواند از يك‏ مرد عادى بلكه از يك مرد بى‏عرضه و بى‏لياقت‏ يك شوهر لائق و آبرومند بسازد. يكى از دانشمندان مينويسد:زن قدرت عجيبى دارد،مثل قضا وقدر است،هر چه بخواهد همانست.

 

اسمايلز ميگويد:اگر زن با تقوى و خوش خلق و كدبانويى در خانه‏ محقر و فقيرى باشد آن خانه را محل آسايش و فضيلت و خوشبختى ‏مي سازد.

 

ناپلئون ميگويد:اگر ميخواهيد اندازه تمدن و پيشرفت ملتى رابدانيد به زنان آن ملت ‏بنگريد.

 

بالزاك ميگويد:خانه بى‏ زن عفيف، قبرستان است.

 

شوهردارى به قدرى در نظر اسلام اهميت داشته كه آنرا در رديف‏ جهاد در راه خدا قرار داده، حضرت على (ع) مي فرمايد:جهاد زن باين‏ است كه خوب شوهردارى كند.

با توجه باين دكه جهاد در راه خدا براى ‏ترقى و عظمت اسلام و دفاع از كشورهاى اسلامى و اجراى عدالت‏اجتماعى بزرگترين عبادت است ارزش شوهردارى معلوم مي شود.

رسول خدا (ص) فرمود:هر زني كه بميرد در حاليكه شوهرش‏ راضى باشد داخل بهشت ميشود.

 

رسول خدا (ص) فرمود:زن نمي تواند حق خدا را ادا كند مگر اين كه‏ حق شوهرش را ادا كند .

این مطلب ادامه دارد

ادامه مطالب قبل

آیین  همسر داری

بخش اول:وظائف بانوان

محبت :

 

همه مردم تشنه دوستى و محبتند.دوست دارند محبوب ديگران‏ باشند.دل انسان به محبت زنده است.كسي كه بداند محبوب كسى نيست ‏خودش را بي كس و تنها مي شمارد.هميشه پژمرده و افسرده است.

خانم‏ محترم،شوهر شما نيز از اين احساس غريزى خالى نيست.او هم تشنه‏ عشق و محبت است.قبلا از محبتهاى بى‏ شائبه پدر و مادر برخوردار بوداما از آن هنگام كه پيمان زناشويى بستيد خودش را در اختيار تو قرار داد.

 

انتظار دارد محبتهاى آنها را جبران كنى و از صميم قلب دوستش بدارى.

رشته دوستى را از همه بريده و به تو پيوند كرده انتظار دارد تو تنها،باندازه ‏همه دوستش بدارى.شب و روز براى آسايش و رفاه تو زحمت مي كشد وحاصل دسترنج‏ خويش را در طبق اخلاص نهاده تقديم تو ميكند.شريك ‏زندگى و مونس دائمى و غمخوار واقعى تو است.حتى از پدر و مادرت ‏بيشتر به سعادت و خوشى تو عنايت دارد.قدرش را بدان و از صميم قلب ‏دوستش بدار.اگر او را دوست‏ بدارى او هم بتو علاقه‏ مند خواهد شد.زيرامحبت ‏يك پيوند دو طرفى است و دل به دل راه دارد.مهربانى و اظهارمحبت واقعا اعجاز ميكند.

 

اگر محبت دو طرفه شد بنيان زناشويى استوار ميشود و خطرجدايى برطرف مي گردد.

 

مغرور مشو كه شوهرم با يك نگاه دوستم داشت و عشق او هميشه‏ پايدار خواهد ماند،زيرا عشقى كه با يك نگاه بيايد دوامى نخواهد داشت.

 

اگر ميخواهى عشق او پايدار بماند با رشته محبتهاى دائمى آنرا نگهدارى ‏كن.اگر شوهرت را دوست ‏بدارى هميشه دلش شاداب و خرم است.دركسب و كار دلگرم و به زندگى علاقه ‏مند است.و در همه كارها موفقيت‏ خواهد داشت.اگر بداند محبوب واقعى همسرش مي باشد حاضر است‏ براى تامين سعادت و رفاه خانواده‏اش تا سر حد فداكارى كوشش كند،مردي كه كسرى محبت نداشته باشد كمتر اتفاق مي افتد به امراض روحى وضعف اعصاب مبتلا گردد.

خانم گرامى اگر شوهرت بداند دوستش ندارى‏از تو دلسرد مي شود،به زندگى و كسب و كار بي علاقه مي گردد،به پريشانى وبيماريهاى روانى گرفتار مي شود،از خانه و زندگى فرار مي كند،و در ميدان‏ زندگى سرگردان مي گردد.ممكن است از ناچارى به مراكز فساد پناه ببرد.

 

پيش خود فكر ميكند چرا زحمت‏ بكشم و حاصل دسترنجم را بافرادى‏ تقديم كنم كه دوستم ندارند.بهتر است دنبال عياشى و خوشگذرانى بروم وبراى خودم دوستهاى واقعى پيدا كنم.

 

خانم محترم رشته محبت را بگردن شوهرت بينداز و بدينوسيله‏ بخانه و خانواده جلبش كن. ممكن است‏ شوهرت را قلبا دوست‏ بدارى‏ ليكن اظهار نكنى اما اين مقدار كافى نيست.بايد آنرا به زبان بياورى بلكه‏ بايد از رفتار و گفتار و حركاتت آثار عشق و علاقه نمايان باشد.چه مانع‏ دارد گاه گاه بگويى:عزيزم واقعا ترا دوست دارم؟

در غياب او نزد دوستان و خويشان از او تعريف كن.بگو:واقعا چه ‏شوهر خوبى دارم،دوستش دارم.اگر كسى خواست ‏بدگويى كند دفاع كن،هر چه بيشتر اظهار عشق و علاقه كنى بيشتر به تو علاقه ‏مند مي شود.درنتيجه پيمان زناشويى شما استوارتر و خانواده خوشبخت‏ ترى خواهيد بود.

 

شكسپير ميگويد:چيزي كه در زن قلب مرا تسخير مي كند مهربانى‏اوست نه روى زيبايش.من زنى را بيشتر دوست دارم كه مهربانتر باشد.

 

خداوند بزرگ در قرآن شريف به محبت و علاقه ‏ايكه در بين زن وشوهر وجود دارد اشاره فرموده آنرا يكى از آيات قدرت خويش شمرده‏ مي فرمايد:

 

يكى از آيات خدا اينست كه همسرانى برايتان آفريده تا بدانهاآرامش پيدا كنيد و ميان شما دوستى و مهربانى نهاد.

 

حضرت رضا عليه السلام فرمود:بعض زنها براى شوهرشان ‏بهترين غنيمت هستند:زناني كه به شوهرشان اظهار عشق و محبت كنند.

 

پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود:بهترين زنان شما،زنهايى ‏هستند كه داراى عشق و محبت ‏باشند.

 

امام صادق عليه السلام فرمود:وقتى كسى را دوست دارى باو خبر بده.

 

آیین  همسر داری

بخش اول:وظائف بانوان

احترام شوهر

هر كسى به شخصيت‏ خويش علاقه‏ مند است.خودش را دوست‏ دارد.دلش مي خواهد ديگران به شخصيت او احترام بگذارند.هر كس‏ شخصيت او را محترم بشمارد محبوبش واقع مي شود.از توهين كنندگان‏ متنفر است.

خانم محترم حب ذات و علاقه به احترام يك امر غريزى است‏ ليكن همه كس حاضر نيست احساس درونى شوهر شما را اشباع كند و به ‏وى احترام بگذارد.در خارج منزل با صدها افراد گوناگون و بى‏ادب ‏برخورد مي كند و بسا اوقات مورد توهين قرار مي گيرد.و به شخصيتش لطمه‏ وارد مي شود.از شما كه يار و غمخوارش هستيد انتظار دارد اقلا در خانه ‏احترامش كنيد و شخصيت تحقير شده‏اش را زنده گردانيد. بزرگداشت اوشما را كوچك نمي كند ليكن به او نيرو و توانايى مى‏بخشد و براى كوشش‏و فعاليت آماده‏اش مي گرداند.خانم گرامى به شوهرت سلام كن.هميشه بالفظ شما او را مخاطب قرار بده.موقع سخن گفتن كلامش را قطع نكن. جلو پايش برخيز و به او احترام كن.با ادب حرف بزن.بر سرش داد نزن. اگر با هم به مجلسى مي رويد او را مقدم بدار.او را با اسم صدا نزن بلكه بانام فاميل و لقب مخاطب قرار بده.در حضور ديگران از او تجليل و تعريف‏ كن.به فرزندانت ‏سفارش كن به  پدرشان احترام كنند.و اگر بى‏ادبى كردندتوبيخشان كن.در حضور مهمان ها نيز احترامش بگذار و باندازه آنها بلكه‏ زيادتر از او پذيرايى كن.مبادا در مجلس مهمانى وجود شوهرت را ناديده بگيرى و تمام توجهت ‏به مهمانها معطوف باشد.وقتى درب منزل را ميزند سعى كن خودت درب را باز نموده با لب خندان و چهره باز به استقبالش‏ بروى.آيا ميدانى همين عمل كوچك چه اثر نيكويى در روح شوهرت‏ خواهد گذاشت؟شايد در خارج منزل با دهها مشكل مواجه بوده و با روح‏ پژمرده وارد منزل شود.استقبال كردن شما با لب خندان روح تازه‏اى دركالبد خسته او دميده دلش را آرامش مي دهد.ممكن است‏ خانمها از اين‏سخن تعجب نموده بگويند:چه پيشنهاد عجيبى!زن باستقبال شوهر برود وخوش آمد بگويد!شخص بيگانه و غريبى نيست تا احتياجى باستقبال وخوش آمد داشته باشد.

 

تسقط الآداب بين الاحباب.البته اين طرز تفكر از تربيت غلط ماپيدا شده،كى گفته كه دوستان و خويشان لازم نيست ادب و احترام رارعايت كنند.مهمانى بمنزل شما وارد ميشود از او استقبال ميكنيد،خوش آمد ميگوئيد،احترام ميكنيد،پذيرائى مي نمائيد.

 

و اين عمل را يك رفتار عقلائى و يكى از اداب و رسوم زندگى‏مي شماريد.البته چنين است،از مهمان بايد احترام كرد ليكن از شماانصاف مي خواهم مردى كه از صبح تا شب براى تامين زندگى و رفاه وآسايش شما تلاش مي كند،و در اين راه با صدها مشكل روبرو شده،آنگاه‏ حاصل دسترنج‏ خويش را در طبق اخلاص نهاده درب خانه را مي كوبد كه ‏برايگان در اختيار شما بگذارد،آيا ارزش آنرا ندارد كه براى خوشنودى واحترام او تا درب خانه قدم رنجه فرماييد و با لب خندان يك خوش آمد گفته ‏دلش را شاد گردانيد؟

 

نگو:چون با هم مانوس و خصوصى هستيم انتظار احترام ندارد، بلكه از شما بيشتر از ديگران انتظار احترام دارد.اگر احترام نكرديد وسكوت كرد دليل آن نيست كه توقع ندارد،بلكه براى رعايت‏ شما ازخواسته درونى خويش صرف نظر نموده است.

 

خانم محترم،اگر به شوهرت احترام نمودى او هم در مقابل به شمااحترام خواهد گذاشت. رشته محبت در ميانتان استوارتر و پيمان زناشويى ‏با دوام‏تر خواهد شد.به خانه و زندگى و كسب و كار دلگرم ميشود،ونتيجه‏ اش عائد شما مى‏گردد.

 

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:وظيفه زن اين است كه تادرب خانه به پيشواز شوهرش برود و به وى خوش آمد بگويد.

 

امام صادق عليه السلام فرمود:هر زنى كه از شوهرش احترام كند وآزارش نرساند خوشبخت و سعادتمند خواهد بود.

 

پيغمبر اسلام فرمود:زن موظف است‏ براى شوهرش طشت و حوله‏ حاضر كند و دست هايش را بشويد.

 

مواظب باش به شوهرت توهين و بى‏ادبى نكنى،ناسزا نگوئى،دشنام ندهى،بى‏اعتنائى نكنى، بر سرش داد نزنى،نزد ديگران آبرويش رانريزى،با لقبهاى زشت صدايش نزنى.اگر به او توهين كردى او نيز به توتوهين خواهد نمود.قلبا از هم مكدر مي شويد،عقده روحى و كينه پيدامي كنيد،صفا و محبت از ميانتان برطرف مي شود،دائما در حال نزاع وكشمكش خواهيد بود.اگر به زندگى ادامه بدهيد بطور يقين زندگى خوشى نخواهيد داشت.كينه‏هاى روحى و عقده‏هاى روانى ممكن است توليد خطركند و باعث جنايت ‏شود.از داستانهاى زير عبرت بگيريد:

 

مرد 22 ساله‏اى بنام...همسر 19 ساله خود را به علت اينكه وى راخر كور خطاب كرده بود با 15 ضربه چاقو بقتل رسانيد.وى در دادگاه‏گفت:يكسال پيش با...ازدواج كردم.در آغاز زندگى مرا شديدا دوست ‏مي داشت.ولى بزودى تغيير رويه داد و بناى ناسازگارى را گذاشت.بر سرهر مساله كوچكى به من فحاشى ميكرد و حتى مرا بخاطر اينكه يكى ازچشم هايم كمى چپ است‏«خر كور»خطاب ميكرد.در روز حادثه شوهرخود را خر كور خطاب ميكند.او چنان خشمگين مي شود كه به جان‏همسرش افتاده او را با 15 ضربه چاقو از پاى در ميآورد.

 

مرد 71 ساله‏اى كه زنش را كشته در علت قتل او ميگويد:ناگهان‏رفتار...نسبت‏به من تغيير كرد.بى‏اعتنا شد.يك بار هم مرا پيرمرد غيرقابل تحمل صدا كرد.با اين حرف نشان داد كه دوستم ندارد.دچارسوءظن شدم و با دو ضربه تبر او را كشتم.

 

این مطلب ادامه دارد

دیدگاه های کاربران

هیچ دیدگاهی برای این مطلب وارد نشده است!

ارسال دیدگاه