امروز  30 فروردین 1397
اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
فضائل و کرامات امام صادق(ع) / امام جعفر صادق (ع) 11:20 - 29 / 10 / 1392 1574 بازدید
امام صادق (ع) از دیدگاه ائمه و علماء اهل سنت   


امام مالک بن انس
محمد بن زياد ازدي گفت: شنيدم که مالک بن انس مي گويد بر جعفر بن محمد الصادق (عليه السلام) وارد شدم به گونه اي که زياد از من قدرشناسي مي کرد و مي فرمود «اي مالک تو را دوست دارم» و من از اين بابت مسرور مي گشتم و خدا را سپاس مي گفتم و هيچگاه نشد که ايشان را ببينم مگر اينکه يا روزه داشتند و يا نماز مي خواندند و يا مشغول به ذکر خداوند تبارک و تعالي بودند» 
و نيز گفته اند: «هيچگاه نديدم ايشان را مگر بر سه خصلت نيک يا نماز مي خواند و يا روزه دار بود و يا به تلاوت قرآن مشغول بود و هيچگاه ايشان را بي وضو نديدم»[1] .
تهذیب التهذیب ج2ص104 ابن حجر عسلانی

امام ابوحنيفه
و ابوحنيفه فرموده است «فقيه تر از جعفر بن محمد به چشم نديده ام»[1] .
تذکرةالحفاظ ج1ص166

 

امام شافعي
ابن حجر عسقلاني گفته است: اسحاق بن را هويه گفت به شافعي گفتم: جعفر بن محمد نزد تو چگونه است؟ شافعي گفت: «ثقة»[1] . 
يعني «مورد اعتماد و اطمينان کامل من است»
تهذیب التهذیب ج2 ص 103

عمرو بن المقدام
ابونعيم اصفهاني در کتابش به نام حلية الاولياء از عمرو بن المقدام نقل مي کند که گفت «کنت اذا نظرت الي جعفر بن محمد علمت انه من سلالة النبيين» 
يعني «چون نگاه به جعفر بن محمد مي کردم مي دانستم که او از سلاله پيامبران است»[1] .

حلیة الاولیاء ج3 ص193

 

ابن حبان
و باز ابن حجر عسقلاني از قول ابن حبان درباره امام صادق(عليه السلام)مي گويد: 
ابن حبان گفته: «وي از سادات اهل بيت است که فقيه و عليم و فاضل بود و به سخنش نيازمند بوديم»[1] . 
و در روايت ديگري آمده است که وي تنها کسي بود که همه فقها و علما و فضلا محتاج و نيازمند سخنش بودند.

تهذیب التهذیب ج2 ص 104

ابوحاتم
و ذهبي در کتاب خود موسوم به تذکرة الحفاظ مي نويسد قال ابوحاتم «ثقة لايسأل عن مثله»[1] . 
يعني «امام صادق آنگونه مورد اطمينان است که از کسي همانند او سئوال نمي شود».
تذکرة الحفاظ ج1 ص166

ابن حجر هيثمي
وي که يکي ديگر از مؤلفين به نام اهل سنت بشمار مي آيد در کتاب خود موسوم به الصواعق المحرقه موضوعي را در رابطه به اينکه شش فرزند از سلاله پاک محمد بن علي(عليهما السلام) به دنيا آمدند که افضل و کاملتر از همه آنها امام جعفر صادق(عليه السلام) بودند که پس از وي خليفه و وصي ايشان شدند و مردم از علوم منتشره ايشان به تمامي شهرها سخن گفته اند و پيشوايان بزرگي از او حديث روايت کرده اند.[1] .
الصواعق المحرقه ص 120

شبلنجي
اين عارف بزرگ رباني نيز که يکي ديگر از مؤلفين مشهور اهل سنت است در کتاب معروفش به اسم نورالابصار نوشته است: «کان جعفر الصادق (رضي الله عنه) مستجاب الدعوة و اذا سأل الله شيئاً لم يتم قوله الا و هو بين يديه»[1] . 
يعني: جعفر صادق(رضي الله عنه) مستجاب الدعوه بود و دعايش هميشه مورد قبول حق تعالي واقع مي شد و چون از خداوند چيزي مي خواست هنوز قولش پايان نيافته بود چيز مورد نظر برايش مهيا بود.
نور الابصار ص170

ابن خلکان
اين مؤلف مشهور و بنام اهل سنت نيز در کتاب خود موسوم به وفيات الاعيان اظهار داشته است: «و کان من سادات اهل البيت و لقب بالصادق لصدقه في مقالته... و کان تلميذه ابوموسي جابر بن حيان الصوفي الطرسوسي قدألف کتاباً يشتمل علي ألف ورقة تتضمن رسائل جعفر الصادق وهي خمس مأة رسالة»[1] . 
يعني: حضرت امام جعفر صادق(عليه السلام) از سادات اهل بيت (عليهم السلام) به شمار مي رود و به دليل راستگويي در گفتارش ملقب به صادق شده است... و ابوموسي جابر بن حيان يکي از شاگردان اوست که کتابي مشتمل بر هزار برگ تأليف نموده که متضمن رساله هاي امام جعفر صادق (عليه السلام) است که مقدار آنها به پانصد رساله مي رسد.
وفیات الاعیان ج1 ص 291

خير الدين الزرکلي
وي يکي ديگر از مؤلفين بنام اهل سنت مي باشد که تأليفات ارزشمندي را از خود به يادگار گذاشته است او در کتاب الاعلام درباره امام جعفر صادق(عليه السلام) نوشته: «کان من أجلّاء التابعين و له منزلة رفيعة في العلم. أخذ عنه جماعة، منهم الإمامان ابوحنيفة و مالک و لقب بالصادق لأنه لم يعرف عنه الکذب قط له اخبار مع الخلفاء من بني العباس و کان جريئاً عليهم صداعاً بالحق»[1] . 
يعني: امام جعفر صادق(عليه السلام) از بزرگان تابعين بشمار مي رود و در علم و دانش داراي منزلتي رفيع است و جماعت زيادي از او کسب علم کرده اند که از جمله آنها دو نفر از پيشوايان اهل سنت امام ابوحنيفه و امام مالک هستند و لقبشان صادق است به خاطر اينکه هرگز کسي از او کذب نشنيده است و در خبرهاي مربوط به او آمده است که وي براي اعتلاء حق پيوسته عليه خلفاي بني عباس در ستيز بوده و به مبارزه پرداخته است.
الاعلام ج2 ص121

محمد فريد وجدي
اين نويسنده بنام نيز که يکي از انديشمندان بزرگ اسلام و صاحب تأليفات متعددي مي باشد در دائرة المعارف مشهور خود از امام جعفر صادق (عليه السلام) صحبت به ميان آورده و به عنوان يک سني مذهب مي نويسد: «ابوعبدالله جعفر الصادق بن محمدالباقر بن علي زين العابدين ابن الحسين بن علي ابن ابيطالب هو احد الأئمة الأثني عشر علي مذهب الامامية کان من سادات اهل البيت النبوي، لقب الصادق لصدقه في کلامه کان من افاضل الناس»[1] . 
يعني: ابوعبدالله جعفر الصادق فرزند محمد باقر فرزند علي زين العابدين فرزند حسين فرزند علي فرزند ابيطالب يکي از ائمه دوازده گانه مذهب اماميه است وي از سادات نبوي (صلي الله عليه وآله) مي باشد و به دليل صداقت در گفتارش به صادق ملقب شده است و يکي از بزرگان زمان خود در ميان مردم است.
دائرة المعارف ج3 ص109

ابو زهره
محمد ابوزهره از ديگر نويسندگان جهان اسلام و از انديشمندان بنام در کتابي که به نام الامام الصادق به رشته تحرير کشيده است درباره حضرت مي نويسد:«امام صادق (عليه السلام) در طول مدت زندگي پربرکتش هميشه در طلب حق بود و هرگز پرده اي از ريب و شک و ترديد بر قلب او مشاهده نشد و کارهايش به مقتضيات کج انديشي سياستمداران زمانش رنگ نباخت و لذا هنگامي که رحلت فرمود عالم اسلامي فقدان او را کاملاً حس کرد زيرا که ياد او هر زباني را عطرآگين مي ساخت و همه علماء و انديشمندان بر فضل او اجماعاً معترفند» 
و اضافه مي کند «علماء اسلام در هيچ مسأله اي آنگونه که بر فضل امام صادق و دانش او اجماع نموده اند عليرغم اختلاف طوائفشان در امري به اين شکل اجماع ننموده اند و تعداد زيادي از ائمه اهل سنت هستند که معاصر با ايشان بودند و هم عصر با ايشان زيسته و از محضر مبارکشان فيض برده اند و بدين سان وي به پيشوايي علمي زمانش کاملاً شايسته بوده همچنانکه اين شايستگي را قبل از او پدر و جدش و نيز عمويش زيد رضي الله عنهم اجمعين داشته اند. 
و همه پيشوايان راه هدايت به آنها اقتداء نموده و از حرفهاي آنها اقتباس نموده اند»[1] .
الامام الصادق ص 65 و68

عبدالله بن شبرمة
ابونعيم اصفهاني در کتاب معروفش به نام حلية الأولياء به نقل از ابن شبرمة در باب احتجاج امام صادق(عليه السلام)مي نويسد: «امام جعفر به هنگامي که من و ابوحنيفه به محضر ايشان وارد شديم به ابن ابي ليلي فرمودند چه کسي با شماست؟ پس از معرفي ابوحنيفه (رضي الله عنه) بين امام جعفر الصادق (عليه السلام) و ابوحنيفه سؤالاتي رد و بدل شد و در قسمتي از آن سؤالات امام جعفر صادق (عليه السلام) به ابوحنيفه گفت: «کداميک از جهت کيفر و عقاب عظيم تر است؟ آدم کشي يا زنا؟» ابوحنيفه جواب داد: آدم کشي. امام فرمود: «پس به درستي که خداوند عزّ و جلّ شهادت دو نفر در آدم کشي پذيرفته و در زنا نپذيرفته مگر اينکه چهار نفر باشند، سپس گفت: «کداميک از اين دو عبادت عظيم ترند. نماز يا روزه؟» ابوحنيفه جواب داد: نماز. فرمود:«پس چگونه است که حائض قضاي روزه دارد اما نمازهايش قضا نمي شود!» لذا به صراحت ابوحنيفه را از قياس دين با رأي خودش بازداشت و فرمود: «از خدا بترس و دين را به رأيت قياس مکن»[1] .
و باز ابونعيم اصفهاني در همين کتاب به نقل از ابن بسطام مي نويسد: «کان جعفر بن محمد يطعم حتي لايبقي لعياله شيءٌ»[2] . 
يعني: جعفر بن محمد به هنگام اطعام، فقيران را به گونه اي طعام مي داد که چيزي براي خانواده اش باقي نمي گذاشت. 
و در جلد سوم اين کتاب در صفحه 198 نوشته است: تعداد زيادي از تابعين از امام صادق (عليه السلام) حديث روايت نموده اند که از ميان آنها مي توان يحيي بن سعيد الأنصاري، و ايوب سختياني و أبان بن تغلب و ابوعمرو بن المعلاء و يزيد بن عبدالله بن بن الهاد را نام برد. مضافاً اينکه ائمه و أعلام اهل سنت مانند مالک بن انس و شعبة بن الحجاج و سفيان ثوري و ابن جريح و عبدالله بن عمر و روح بن القاسم و سفيان بن عيينة و سليمان بن بلال و اسماعيل بن جعفر و حاتم بن اسماعيل و عبدالعزيز بن مختار و وهب بن خالد و مسلم بن حجاج نيز از ايشان حديث روايت نموده اند. 
وي به گونه اي که ذهبي در کتاب تذکرة الحفاظ ياد کرده است فرزند محمد بن علي بن حسين بن علي بن ابي طالب(عليهم السلام) است. و از قبيله بني هاشم است. روز يکشنبه و بنا به روايت ديگري روز دوشنبه در حالي که سيزده شب از ماه ربيع الاول باقي بود در سال 83 هجري در مدينه منوره ديده به جهان گشود وهمزمان با روز ولادت رسول اعظم حضرت محمد بن عبدالله (صلي الله عليه وآله) مي باشد و در سال 148 هجري در سن 68 سالگي بدست منصور دوانيقي به شهادت رسيده و به ديار باقي شتافتند و در جنة البقيع در کنار قبري که پدر بزرگوارشان امام باقر(عليه السلام) و جدشان امام علي زين العابدين(عليه السلام) قرار داشتند مدفون گرديدند.
1-حلیة الاولیاء ج2 ص 196   2- حلیة الاولیاء ج2 ص 194

نظرات کاربران 0 نظر