اشعار و سرودهاي زيبا درمدح حضرت زينب (س)

بازدید : 9451
زمان تقریبی مطالعه : 8 دقیقه
تاریخ : 07 فروردین 1391
اشعار و سرودهاي زيبا درمدح حضرت زينب (س)
میلاد با سعادت اسوه صبر و استقامت حضرت زینب کبری (سلام الله علیها ) گرامی باد .


 

اشعار و سرودهاي زيبا حاج محمود كريمي

بارون بهار گوهر آورده (سرود)

بارون بهار گوهر آورده

کوثر از بهشت کوثر آورده

مادر حسین دختر آورده

هنوز نیومده دل داداششو برده

بذار پلک دلت، تا ابرها بپره

ببار پای چشا، بهار خوش خبره

این شوق طراوت بهاره

بارون، خبرای خوش بیاره

بارون بهار گوهر آورده، کوثر از بهشت کوثر آورده

مادر حسین دختر آورده، هنوز نیومده دل داداششو برده

حالا دونه دونه دونه،دلای دیوونه، می ریزه به پای اونی، که دلارا تا خدا می رسونه

می بره یکی یه دونه، دل برادری، که داره می خونه، شعرای عاشقونه

بارون بهار گوهر آورده، کوثر از بهشت کوثر آورده

مادر حسین دختر آورده، هنوز نیومده دل داداششو برده

اومد تا دلارو، پرستاری کنه

توی عشق حسین، علمداری کنه

شاگرد اوله باباشه

قوت دله برادراشه

تو عشق و وفا کوه احساسه

تو صبر و وقار مثل الماسه

عطر چادرش یک سبد یاسه

توی مرام و ادب مرجع عباسه

بارون بهار گوهر آورده، کوثر از بهشت کوثر آورده

مادر حسین دختر آورده، هنوز نیومده دل داداششو برده

اگه دلمو ببینی خود خدا زده

سند دلمو به نام اونی که دلیله بندگیمه

اگه یه سری بزنه

یه نگاهی کنه

به دل خرابه منه دیوونه

اون لحظه ی خوبه خوبه زندگیمه

بارون بهار گوهر آورده، کوثر از بهشت کوثر آورده

مادر حسین دختر آورده، هنوز نیومده دل داداششو برده

مگه دسته دله، که آروم بگیره

کبوتر آخرش، باید پر بگیره

اون دل که تو مرادش هستی

دنبال بهونه ست واسه مستی

گریونه چشات، دلا بی تابه

امشب آسمون پر مهتابه

تو ساغر عشق می نایابه

شب رسیدن دارو نداره اربابه

بارون بهار گوهر آورده، کوثر از بهشت کوثر آورده

مادر حسین دختر آورده، هنوز نیومده دل داداششو برده

مگه خونه ی عاشقا، نداره نشونی،چرا پریشونی، مگه نمی دونی،خدای عاشقا کریمه

اگه برسه یه شبی پای من گدا به در خونه ی علی و فاطمه اول عاشقیمه

شب ولادته خدای عشقه (سرود)

شب دل و پروازه                        پروازه پروازه

خدا برام می سازه                    می سازه می سازه

شب ولادته خدای عشقه

فدای عشقه، پیمبرِ کربلای عشقه

شب دیدن رو نمای عشقه

بهای عشقه، صدای زینب، صدای عشقه

عروس دریایی خلقت، روی دستای علی

علی تو چشماشه و عکسش تو چشمای علی

امِّ ابیهای علی، امِّ ابیهای علی

شب ولادته خدای عشقه، فدای عشقه، پیمبرِ کربلای عشقه

شب دیدن رو نمای عشقه،بهای عشقه، صدای زینب، صدای عشقه

زینب پیمبر عشقه                     عشقه عشقه

شکوه و داور عشقه                 عشقه عشقه

امیر و رهبر عشقه                    عشقه عشقه

دلدار و دلبر عشقه                    عشقه عشقه

شب ولادته خدای عشقه، فدای عشقه، پیمبرِ کربلای عشقه

شب دیدن رو نمای عشقه،بهای عشقه، صدای زینب، صدای عشقه

با لبهامون خندونیم                    خندونیم خندونیم

با چشامون گریونیم                    گریونیم گریونیم

کسی که باب السلام عشقه

تمام عشقه، طلوع و حُسن ختام عشقه

همه نفسش کلام عشقه

پیام عشقه، خلاصه زینب امام عشقه

بدون زینب عاشقیمون نا تمومه بخدا

بی عشقه زینب همه ی عشقا حرومه بخدا

دل یک کلومه بخدا

شب ولادته خدای عشقه، فدای عشقه، پیمبرِ کربلای عشقه

شب دیدن رو نمای عشقه،بهای عشقه، صدای زینب، صدای عشقه

تو آغوشه اربابه                         اربابه اربابه

خنده به لب، می خوابه              می خوابه می خوابه

رو دامن خورشیده                      خورشیده خورشیده

گهواره ی مهتابه                        مهتابه مهتابه

خونه ی علی مثل باغ نوره

یا کوه طوره، برگ گُلش از جنس بلوره

دل رسول خدا غرق شوره

شب سروره، چشم تموم حسودا کوره

لالایی فاطمه آروم، شده امشب یا حسین

به دور گهواره ی زینب، همه بر لب یا حسین

گریه ی زینب یا حسین

شراب و ساغر عشقه               عشقه عشقه

زهرای اطهر عشقه                   عشقه عشقه

طنین حیدر عشقه                     عشقه عشقه

خدایی آخر عشقه                     عشقه عشقه

شب ولادته خدای عشقه، فدای عشقه، پیمبرِ کربلای عشقه

شب دیدن رو نمای عشقه،بهای عشقه، صدای زینب، صدای عشقه

ذکر فلک یا مولا                         یا مولا یا مولا

ذکر مَلک یا زهرا                        یا زهرا یا زهرا

شب سرور صاحب الزمونه

شب جنونه، تو دست مهدی، عیدیامونه

دلارو تا مدینه می کشونه، خدا می دونه

نخورده مستم، شدم دیوونه

می گیرم امشب حاجت از دست ابالفضل حسین

زینب حیدر، شده پا بست ابالفضل حسین

مستِ ابالفضل حسین

شب ولادته خدای عشقه، فدای عشقه، پیمبرِ کربلای عشقه

شب دیدن رو نمای عشقه،بهای عشقه، صدای زینب، صدای عشقه

بارونی از ستاره ها، از آسمون می باره

بارونی از ستاره ها، از آسمون می باره

هر کی دلش زینبیه، یه شاخه گل بیاره

وِرد زبون ما همه یا زینب

هر چی بگم بازم کمه یا زینب

دوستت دارم یه عالمه یا زینب

یارِ حسن، یارِ حسین

عشق علی و فاطمه، یا زینب

****

شکر خدا، فاطمه را، مُزهر و مظهر اومد

مثل علی شیر خدا، دختر حیدر اومد

خلق جهان، بنده ی تو یا زینب

بنده ی پاینده ی تو یا زینب

هم از حسن، هم از حسین

دل می بره خنده ی تو، یا زینب

****

دلم شده دیوونه از، رایحه ی گل یاس

مَلک میگه، فلک میگه، اومده عشق عباس

دلی که بی تابه تو اِ، یا زینب

تو جون احبابِ تو اِ، یا زینب

دست حسن، دست حسین

گهواره ی خوابه تو اِ، یا زینب

مادر بهشت

سروده ی علی شکاری

دوباره آمده از ره بهار عاطفه ها

گلی شکفته شده از یل و تبار عاطفه ها

به آسمان علی ماه روی زینب بین

حلول عشق نگر در مدار عاطفه ها

چه کودکی که به والله هیبت الله است

از اوست شان بلند وقار عاطفه ها

مقام صبر خدا داد بر علی و بتول

درود بر نصب بردبار عاطفه ها

رسید در بغل یار و با کنایت گفت

همیشه عشق بوده در حصار عاطفه ها

 

مرا اسیر دو لبخند زینبم کردند

هزار شکر که در بند زینبک کردند

 

عزیز خانه ی حق ماده شیر آورده

امیره ای زبرای امیر آورده

به روی دست علی آنچنان نمایان که

خدا دلیل دگر بر غدیر آورده

پیام وحی برای پیمبر خاتم

خبر زعالمه ای بی نظیر آورده

شب ولادت گریه است فاطمه امشب

که غم به قلب تو درد کثیر آورده

امیر زاده همیشه امیر می ماند

در این میانه که نام اسیر آورده

 

ولادت گل خیر النسا مبارکباد

طلوع زین اب مرتضی مبارکباد

 

تویی که جلوه ی نامت مرا به بالا برد

مرا به سوی خداوند حی یکتا برد

کنار ساحل و جامانده بودم از کشتی

هوای تو ما را به سمت دریا برد

ببین چگونه اسیر نگار گردیدم

خودم جدا و دلم را جدا به یغما برد

به عقل پا زده مجنون یار گشتم تا

مرا به خاک نشینی شهر لیلا برد

سلام جانب او دادم و به جای جواب

چقدر ساده دلم را به سوی آقا برد

 

ستاره ی سحر شام کربلا بانو

نگاه می کنی و می کُشی مرا بانو

 

مقیم زلف تو حالی خراب می خواهد

چو شمع سوخته جانی مذاب می خواهد

تمام لشکر شب را به دست صبح بکُش

ببین که خانه ما آفتاب می خواهد

بلند می شود آری درفش دین خدا

رسول دیگری این انقلاب می خواهد

دلا زسینه می روی به شهر حسین

یقین بدار که این شهر باب می خواهد

برای آن که بماند وقار زینبییش

شبیه زانوی سقا رکاب می خواهد

 

غروب علقمه اقتدار عباس است

عقیله خواهر محمل سوار عباس است

 

تمام نیزه نشینان تو را دعا کردند

میان دشت بلا تو در غمت رها کردند

دمی که بر رگ حلقوم عشق بوسه زدی

تو را به کعب نی کینه ها جدا کردند

عزیز خانه زهد و عفاف بودی که

حرامیان عرب معجر تو وا کردند

به کوفه رفتی و بازار چشم نامحرم

تو را حقیر سرانگشتشان نما کردند

نگاه خسته ی یک ناقه سخت می گریید

تو را دمی که خارجیان خارجی صدا کردند

 

زدیده گریهی باران نم نم آمده است

شب تولد تو یا محرم آمده است

 

دیدگاه های کاربران

هیچ دیدگاهی برای این مطلب وارد نشده است!

ارسال دیدگاه

مطالب و مقالات مرتبط

اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی