
عن اسحاق بن راهويه، قال لما وافي ابوالحسن الرضا عليهالسلام نيسابور و اراد أن يخرج الي المامون اجتمع عليه اصحاب الحديث، فقالوا له يا ابنرسول الله، ترحل عنا و لا تحدثنا بحديث فنستفيده منک؟ و کان قد قعد في العمارية، فأطلع رأسه و قال: سمعت ابيموسي بن جعفر يقول: سمعت ابيجعفر بن محمد يقول: سمعت ابيمحمد بن علي يقول: سمعت ابيعلي بن الحسين يقول: سمعت ابيالحسين بن علي يقول: سمعت ابي اميرالمؤمنين علي بن أبيطالب عليهمالسلام يقول: سمعت النبي صلي الله عليه و آله يقول: سمعت الله عزوجل يقول: لا اله الا الله حصني، فمن دخل حصني امن من عذابي. قال فلما مرت الراحلة نادانا: بشروطها و انا من شروطها.
عيون أخبار الرضا 135:2
[ صفحه 11]
اسحاق بن راهويه ميگويد: چون امام ابوالحسن الرضا عليهالسلام به نيشابور نزول اجلال فرمود، وقتي آهنگ خروج به سوي مأمون کرد، علماي حديث گرد آن حضرت اجتماع کرده عرضه داشتند: اي فرزند رسول خدا! آيا نقل مکان مينماييد و ما را از بيان حديثي بهرهمند نميکنيد؟ در اين هنگام امام که در کجاوه نشسته بود سر خويش را بيرون آورد و فرمود: از پدرم موسي بن جعفر شنيدم، که گفت از پدرم جعفر بن محمد شنيدم، که گفت از پدرم محمد بن علي شنيدم، که گفت از پدرم علي بن حسين شنيدم، که گفت از پدرم حسين بن علي شنيدم، که گفت از پدرم اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب عليهالسلام شنيدم، که گفت از رسول خدا صلي الله عليه و آله شنيدم که گفت از خداي عزوجل شنيدم که گفت:
«لا اله الا الله دژ استوار من است، هر کس در اين دژ در آيد از عذاب من ايمن باشد».
راوي ميگويد: چون مرکب حرکت نمود حضرت ما را مخاطب نموده [در تکميل آن پيام] فرمود: به شرطهاي آن، و من از جمله آن شرطهايم. [1] .