امروز  30 آبان 1396
اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
داستانهایی از پیامبر (ص) / حضرت محمد (ص) 18:27 - 14 / 10 / 1393 674 بازدید
بيچاره شدن فرزندي ثروتمند   

بيچاره شدن فرزندي ثروتمند
امام حسن عسکري عليه السلام به نقل از اميرالمؤ منين عليّ عليه السلام حکايت فرمايد:
روزي پيرمردي به همراه فرزندش نزد رسول خدا صلّي اللّه عليه و آله شرفياب شد.
پيرمرد با گريه و زاري عرضه داشت: يا رسول اللّه! من پسرم را بزرگ کردم و هزاران رنج و زحمت برايش متحمّل شدم و از مال و ثروت خود، او را کمک کردم تا آن که مستقلّ و خودکفا گرديد، ولي امروز که من ضعيف و ناتوان گشته ام و تمام اموال و هستي خود را از دست داده ام، او از هر گونه کمکي به من دريغ مي کند و حتّي لقمه ناني هم به من نمي دهد.
حضرت رسول صلّي اللّه عليه و آله خطاب به فرزند کرد و فرمود: تو در اين مورد چه جوابي داري؟
گفت: يا رسول اللّه! من چيزي زايد بر مخارج خود و عائله ام ندارم.
حضرت به پدر فرمود: اکنون چه مي گوئي؟
گفت: يار سول اللّه! او داراي چندين انبار گندم و جو و کشمش مي باشد و نيز کيسه هائي پر از درهم و دينار دارد.
رسول خدا به فرزند فرمود: چه پاسخي داري؟
اظهار داشت: يا رسول اللّه! او اشتباه مي کند، چون من هيچ ندارم.
در اين هنگام، حضرت رسول خطاب به فرزند کرد و فرمود: از عذاب خداوند بترس و نسبت به پدرت که آن همه براي تو زحمت کشيده است، نيکي و احسان کن.
پسر گفت: يا رسول اللّه! من چيزي ندارم.
حضرت فرمود: اين ماه از بيت المال به او کمک مي کنيم؛ ولي از ماه آينده بايد پدرت را کمک نمائي و به يکي از اصحاب خود به نام اُسامة بن زيد دستور داد تا صد درهم به آن پير مرد بپردازد.
در پايان ماه، پدر دو مرتبه به همراه پسر خود نزد رسول خدا آمد وعرضه داشت: يا رسول اللّه! فرزندم چيزي به من نداد و پسر همچنين گفت: من چيزي ندارم.
حضرت به فرزند اشاره نمود: که تو داراي ثروت بسياري هستي؛ ولي با اين برخوردي که نسبت به پدرت داري، همين امروز فقير و تهي دست خواهي شد.
همين که فرزند از نزد حضرت برگشت متوجّه شد که داد و فرياد افرادي که در همسايگي انبارهاي آذوقه او هستند، بلند است.
و هنگامي که چشمشان به پسر پيرمرد افتاد فرياد زدند: بوي گنديده انبارهاي تو به همه ما اذيّت و آزار مي رساند.
و او را مجبور کردند تا اجناس فاسد شده انبارهايش را تخليه کند؛ او نيز چندين کارگر گرفت و با پرداخت پولي بسيار، آن اجناس فاسدشده را در بيابان هاي شهر تخليه کرد.
و چون به کيسه هاي طلا و نقره اندوخته شده مراجعه کرد، آن ها را چيزي جز سنگ و ريگ نديد و تمام زندگي و ثروت او تباه گرديد وسخت در تنگ دستي قرار گرفت، به طوري که حتّي محتاج لقمه ناني براي شام خود گرديد و در نهايت مريض و رنجور شد.
سپس حضرت رسول صلّي اللّه عليه و آله، در رابطه با اداء حقوق والدين چنين فرمود: مواظب باشيد که پدر و مادر خود را ناراحت و غضبناک نکنيد و راضي نباشيد که آنان نيازمند و محتاج گردند؛ وگرنه بدانيد که غير از عذاب دنيا نيز در قيامت به عقاب دردناک الهي مبتلا خواهيد شد.[1] .

نظرات کاربران 0 نظر