نقل از : ویکی شیعه
عالمان شیعه شجاعت، فصاحت و علاقه امالبنین به اهلبیت(ع) بهویژه امام حسین(ع) را ستوده و از او به نیکی یاد کردهاند. بهگفته شهید ثانی و عبدالرزاق مُقَرَّم، امالبنین به خاندان پیامبر(ص) محبت شدیدی داشت و خود را وقف خدمت به آنان کرده بود؛ بههمین دلیل اهلبیت نیز برای او احترام ویژه قائل بودند و در روزهای عید، نزد او میرفتند.
امالبنین در قبرستان بقیع دفن شده است.
عالمان شیعه، شجاعت، فصاحت و علاقه امالبنین به اهلبیت(ع) بهویژه امام حسین(ع) را ستوده و از او به نیکی و بزرگی یاد کردهاند.[۱] به گفته شهید ثانی فقیه شیعه قرن دهم و سید عبدالرزّاق مُقَرَّم مقتلنویس شیعه (درگذشته ۱۳۹۱ق)، امالبنین نسبت به خاندان پیامبر، محبت شدیدی داشت و خود را وقف خدمت به آنان کرده بود. اهلبیت(ع) نیز برای او احترام ویژه قائل بودند و در روزهای عید، نزد او میرفتند.[۲] باقر شریف قرشی تاریخپژوه شیعه (درگذشته ۱۴۳۳ق) نیز گفته است در تاریخ زنی همچون امالبنین دیده نشده که نسبت به فرزندانِ هم شوی (هَووی) خود محبتی خالصانه ورزد و آنان را بر فرزندان خویش مقدم بدارد.[۳]
سید محمود حسینی شاهرودی (درگذشته ۱۳۹۴ق) از مراجع تقلید شیعه گفته است من در مشکلات، برای امالبنین صد مرتبه صلوات میفرستم و حاجت میگیرم.[۴] برخی گزارش کردهاند که زنان ایرانی برای برآورده شدن حاجات خود و همچنین برای بالا بردن نیروی شکیبایی و تحمل مصائب به امالبنین متوسل شده و سفرههای نذری به نام او برگزار میکنند.[۵] همچنین در برخی از مناطق شیعی سفرههایی با نام «سفره مادر حضرت ابوالفضل» یا «سفره امالبنین» مرسوم است.[۶]
در ایران، ۱۳ جمادیالثانی روز وفات امالبنین بهعنوان «روز تکریم مادران و همسران شهدا» در تقویم رسمی کشور نامگذاری شده است.[۷]
امالبنین از قبیله بنیکلاب، پدرش حِزام بن خالد یا حرام بن خالد[۸] و مادرش لیلی یا ثمامه دختر سهل بن عامر بن مالک است.[۹] بهنقل تاریخنگاران، قبیله بنیکلاب به شهامت، رشادت و شجاعت و ویژگیهای نیکوی اخلاقی مشهور بودند و همین موضوع در ازدواج علی(ع) با امالبنین تأثیرگذار بود.[۱۰]
از تاریخ ولادت و درگذشت امالبنین اطلاع دقیقی در دست نیست. برخی با توجه به شواهد تاریخی، ولادت او را بین سالهای ۵ تا ۹ هجری قمری دانستهاند.[۱۱] در خصوص درگذشت امالبنین هم، برخی تاریخنگاران، تاریخ وفات او را ۱۳ جمادیالثانی ۶۴ق[۱۲] و برخی دیگر ۱۸ جمادیالثانی ۶۴ق دانستهاند.[۱۳] برخی نیز مدعیاند بر زندهبودن امالبنین پس از واقعه کربلا دلیل مستندی وجود ندارد.[۱۴] بنا بر نقل مورخان، محل دفن او قبرستان بقیع است.[۱۵]
سفره امالبنین یا سفره مادر حضرت عباس بزرگداشت و توسل به حضرت امالبنین بوده که با دعا خواندن و اطعام دیگران همراه است.[۱۶] خواندن زیارت عاشورا، دعای توسل، سوره یس، زیارت امالبنین، ذکر صلوات و توسل به حضرت عباس[۱۷] در سفره امالبنین انجام میشود.[۱۸] ثواب این دعاها به امالبنین هدیه میگردد. این سفره برای برآورده شدن حاجتها، بالا بردن صبر و تحمل مصیبتها است.[۱۹]
خوشنوسی نام امالبنین و چهار پسرش به خط رقاع اثر مسعود نجابتی به سال ۱۴۰۲ش.
کاچی، نان، پنیر، حلوا، سبزی و خرما از خوراکیهای این سفره است.[۲۰] توسل، نذر و تبرک از طریق سفره انداختن و اطعام را صحیح دانستهاند.[۲۱]
پس از شهادت حضرت فاطمه(س)، امام علی(ع) با برادرش عقیل که در نسبشناسی [یادداشت ۱]عرب خبره بود، دربارهٔ انتخاب همسری که اصیل و از خاندانی دلیر و نیرومند باشد و فرزندانی دلیر و جنگاور بیاورد، مشورت کرد. [یادداشت ۲] عقیل، فاطمه بنت حزام را پیشنهاد کرد و علی(ع) با او ازدواج کرد.[۲۳] گفته شده، امالبنین پیش از ازدواج با حضرت علی (ع)، با شخص دیگری ازدواج نکرده بود.[۲۴]
دربارهٔ اینکه او بعد از حضرت فاطمه(س) همسر دوم یا سوم امام علی(ع) بوده است اختلافنظر وجود دارد.[۲۵] بر اساس برخی نقلهای تاریخی امام علی(ع) بعد از شهادت حضرت فاطمه(س) و با توصیه او با امامه نوه پیامبر(ص) و دختر زینب ازدواج کرد[۲۶] با این حال برخی بر اساس روایتی از امام صادق(ع) معتقدند که امالبنین اولین همسر امام علی(ع) بعد از حضرت فاطمه(س) بوده است.[۲۷] برخی با استناد به اینکه اولین فرزند امالبنین در سال ۲۶ قمری به دنیا آمده است ازدواج امام علی(ع) با امالبنین را قبل از سال ۲۳ قمری میدانند، برخی دیگر سال ازدواج آنها را ۱۳ یا ۱۶ قمری میدانند چرا که معتقدند بین ازدواج آنها و تولد حضرت عباس(ع) بزرگترین فرزندشان ۱۰ سال فاصله بوده است.[۲۸] [یادداشت ۳]
گفته شده پس از گذشت مدتی از ازدواجشان، امالبنین به امام علی(ع) پیشنهاد کرد او را به نام اصلیاش که فاطمه بود، صدا نزند، تا حسنین(ع) با شنیدن نام فاطمه به یاد مادرشان نیفتند. از اینرو امام علی(ع) او را امالبنین [مادر پسران] نامید.[۲۹]
امالبنین چهار پسر به نامهای عباس (ع)، عبدالله، جعفر و عثمان به دنیا آورد.[۳۰]
بنا بر نقل سهل بن عبدالله بخاری، امالبنین بعد از شهادت امام علی(ع) با شخص دیگری ازدواج نکرد.[۳۱]
مکان دفن امالبنین در نقشه بقیع
امالبنین در واقعه کربلا حضور نداشت. اما چهار فرزندش در روز عاشورا در کربلا به شهادت رسیدند.[۳۲] هنگامی که کاروان اسیران کربلا وارد مدینه شد و او از شهادت فرزندانش باخبر شد، از سرنوشت امام حسین(ع) پرسید و وقتی خبر شهادت او را شنید، گفت: «ای کاش فرزندانم و تمامی آنچه در زمین است فدای حسین میشد و او زنده میماند.» این سخنِ او را برخی دلیل دلدادگی عمیق او به اهلبیت و امام حسین(ع) دانستهاند.[۳۳]
طبق نقل مقاتل الطالبیین، امالبنین پس از باخبر شدن از شهادت فرزندانش، هر روز با نوهاش عبیدالله (فرزند عباس) به قبرستان بقیع میرفت و در آنجا اشعاری که خود سروده بود، میخواند و میگریست. اهل مدینه گرد او جمع میشدند و همراه او گریه میکردند، گفته شده که مروان بن حکم یکی از حاکمان مدینه، نیز با آنان همراه میشد.[۳۴]
امالبنین را ادیب و شاعری فصیح و اهل فضل و دانش دانستهاند[۳۵] که در رثای حضرت عباس این اشعار را سروده بود و میخواند:
اشعار امالبنین در سوگ عباس (ع)
«ای که عباس را دیدی، بر انبوه دشمنان فرومایه حمله میکرد و در آن هنگام که فرزندان حیدر در کارزار چون شیران در پشت سر وی بودند. میگویند دست فرزندم قطع شده و بر سرش عمود فرود آمده. وای بر من، آیا بر فرق شیر شجاعِ من عمود فرود آمد و سر او را کج کرد؟ اگر شمشیرت را در دست داشتی کسی به تو نزدیک نمیشد»[۳۷]
دیگر مرا امالبنین نخوانید
«وای بر تو مرا دیگر مادر پسران مخوان که مرا به یاد شیران بیشهام میاندازی. من پسرانی داشتم که به خاطر آنان مرا ام البنین میخواندند ولی امروز دیگر پسری ندارم. چهار پسر که مانند عقابهای کوهسار بودند و با بریده شدن رگ حیات یکی پس از دیگری به مرگ پیوستند. بر سر نعش آنها نیزهها به ستیزه برخاستند و همه آنان از زخم نیزه به خاک افتادند. ای کاش میدانستم آیا چنانکه خبر دادند؛ عباس من دست راستش قطع شده بوده است! »[۳۹] [یادداشت ۴][۴۰]
محمدحسین غروی اصفهانی
ژولیده نیشابوری
غلامرضا سازگار