گذرى بر زندگى امام ششم حضرت صادق (ع)

نابغه و فقيه بزرگ علامه حلى
بازدید : 2204
زمان تقریبی مطالعه : 7 دقیقه
تاریخ : 18 شهریور 1391
گذرى بر زندگى امام ششم حضرت صادق (ع)

گذرى بر زندگى امام ششم حضرت صادق (ع)
ويژگيهاى زندگى امام صادق (ع)
جعفر بن محمد، امام صادق (ع) در ميان برادرانش جانشين و وصى پدرش بود و بعد از پدر، عهده دار مقام امامت گرديد. او از نظر فضايل ، برترين آنان بود و در مقام و منزلت در نزد شيعه و سنى از همه برادرانش ، برتر و بلندمقام تر و نامدارتر بود. و به قدرى از علوم او نقل كرده اند كه در همه جا پخش شده و از مسافر و غير مسافر از گفتار آن حضرت بهره مند مى شدند و آن اندازه كه علما و دانشمندان از او نقل حديث كرده اند، از هيچكس از افراد خاندان آن حضرت ، آن اندازه نقل نكرده اند و راويان و اهل آثار، به قدرى كه از او بهره مند شده اند از ديگران بهره مند نشده اند، چرا كه دانشمندان حديث شناسى كه نام راويان مورد اطمينان از علوم آن حضرت را برشمرده اند - با همه اختلاف در عقيده و گفتار - به ((چهار هزار نفر)) مى رسد و دلايل صدق امامت امام صادق (ع) آنچنان آشكار است كه قلبها را حيران كرده و زبان دشمن را از اشكال تراشى و خرده گيرى لال نموده است . امام صادق (ع) به سال 83 هجرت (17 ربيع الاول ) در مدينه چشم به جهان گشود و در (25) ماه شوال ، سال 148 هجرى در سن 56 سالگى به شهادت رسيد.
قبر شريفش در قبرستان بقيع (واقع در مدينه ) در كنار قبر پدر و جد و عمويش امام حسن مجتبى (ع) مى باشد. مادرش ((ام فروه )) نام داشت كه دختر قاسم بن محمد بن ابوبكر است .
آن حضرت 34 سال امامت كرد، پدرش امام باقر (ع) او را وصى خود قرار داد و به طور آشكار، به امامت او تصريح كرد.
دلايل امامت امام صادق (ع)
1 - ((ابوالصباح كنانى )) مى گويد: روزى امام باقر (ع) به پسرش امام صادق (ع ) نگاه كرد و فرمود: آيا اين شخص را مى نگريد؟ اين شخص از كسانى است كه خداوند در شاءن آنان فرموده است :
و نريد ان نمن على الذين استضعفوا فى الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثين .(154)
((اراده ما بر اين قرار گرفته كه به مستضعفين نعمت بخشيم و آنان را پيشوايان و وارثين روى زمين قرار دهيم )).
2 - ((جابر بن يزيد جعفى )) مى گويد: از امام باقر (ع) درباره امام صادق (ع) سؤ ال شد، فرمود: ((سوگند به خدا او قيام كننده آل محمد (ص) است )).
3 - ((على بن حكم )) از طاهر (يكى از ياران امام باقر) نقل مى كند كه گفت : من در حضور امام باقر (ع) بودم ، جعفر (امام صادق ) به پيش آمد، امام باقر (ع) فرمود:((هذا خير البرية ؛ اين شخص (از) برترين آفريدگان است )).(155)
4 - در ((حديث لوح )) (كه قبلا در شرح حال امام سجاد و امام باقر (عليهماالسلام ) ذكر شد كه از طرف خداوند به پيامبر (ص) رسيده و توسط جابر بن عبدالله انصارى به امام باقر (ع) نقل يافته ) تصريح به امامت امام صادق (ع) بعد از پدرش ، شده است .
5 - و همچنين دلايل عقلى (كه قبلا ذكر شد) بيانگر صدق امامت آن حضرت است ؛ زيرا به حكم عقل ، امام بايد برترين فرد امت باشد و امام صادق (ع) برترين فرد بود؛ چون برترى او در علم و زهد و عمل ، بر همه مردم و بر برادران و پسرعموهايش ‍ آشكار بود.
و نيز به حكم عقل ، امامت براى كسى كه داراى مقام عصمت ، همچون عصمت پيامبران نيست ، باطل و بى اساس است و همچنين كسى كه در علم و دانش ، كامل نيست شايستگى مقام امامت را ندارد.
و پرواضح بود كه مدعيان امامت در عصر آن حضرت ، نه داراى مقام عصمت بودند و نه به كمال علم در جهت دين رسيده بودند و همين مطلب دليل انحصار امامت به وجود امام صادق (ع) مى باشد؛ زيرا در هر زمانى به وجود امام معصوم (رهبرى كه گناه و اشتباه نكند) نياز است ، طبق آنچه كه قبلا ذكر شد.
6 - و نيز معجزاتى كه مطابق نقل راويان به وسيله امام صادق (ع) بروز كرده ، بيانگر صدق امامت او و حقانيت اوست و حاكى از بطلان ادعاى ديگر مدعيان امامت مى باشد.
به عنوان نمونه
((ابوبصير)) مى گويد: ((به مدينه رفتم و با كنيزك خود همبستر شدم ، سپس ‍ از خانه بيرون آمدم كه به حمام (براى غسل جنابت ) بروم ، عده اى از دوستان را ديدم كه به ديدار امام صادق (ع) مى روند، ترسيدم كه آنان از من پيشى گيرند و من توفيق ديدار آن حضرت را نداشته باشم لذا با آنان (در حال جنابت ) به راه افتادم تا به محضر امام صادق (ع) رسيديم ، وقتى در برابرش قرار گرفتم ، نگاهى به من كرد و فرمود:
((اى ابابصير! آيا نمى دانى كه براى شخص جنب روا نيست به خانه هاى پيامبران يا به خانه هاى فرزندان پيامبران بروند؟!))
شرمگين شدم و عرض كردم : ((اى فرزند رسول خدا (ص) جمعى از دوستان به محضر شما مى آمدند آنان را ملاقات كردم ديدم اگر با آنان به خدمت شما نيايم ، از ديدار شما محروم خواهم شد و ديگر هرگز چنين كارى نمى كنم ، سپس از محضر آن حضرت بيرون آمدم )).
و روايات بسيارى مانند روايت فوق نقل شده كه بيانگر معجزات و اخبار آن حضرت از غيب است كه ذكر آنها در اينجا به طول مى انجامد و در اينجا به همين مقدار اكتفا مى شود.
فرزندان امام صادق (ع)
امام صادق (ع) داراى ده فرزند بود:
1 - اسماعيل .
2 - عبدالله .
3 - ام فروه (كه مادرشان فاطمه دختر حسين پسر امام سجاد (ع) بود).
4 - موسى (ع).
5 - اسحاق .
6 - محمد.
7 - عباس .
8 - على .
9 و 10 - اسماء و فاطمه - كه از مادران مختلف بودند.
((اسماعيل )) بزرگترين فرزند امام صادق (ع) بود و امام صادق (ع) بسيار او را دوست داشت و به او علاقه نشان مى داد.
گروهى از شيعيان ، گمان مى كردند كه امام بعد از حضرت صادق (ع) اسماعيل است ؛ زيرا سن او از همه برادرانش بيشتر بود و امام صادق (ع) علاقه خاصى به او داشت و او را بسيار احترام مى كرد.
سرگذشت اسماعيل اولين پسر امام صادق (ع)
اسماعيل در زمان حيات امام صادق (ع) در ((عريض )) (دره اى در يك فرسخى مدينه ) از دنيا رفت ، اصحاب امام او را به مدينه به حضور امام صادق (ع) آوردند و جنازه او در قبرستان بقيع به خاك سپرده شد.
نقل شده است كه امام صادق (ع) در مرگ اسماعيل بسيار ناراحت و اندوهگين شد و دنبال جنازه او با پاى برهنه و بدون ((ردا)) حركت مى كرد و دستور داد چند بار تابوت او را به زمين گذاردند و سپس بلند كردند و مكرر روپوش او را كنار مى زد و به صورت او نگاه مى كرد و با اين كار مى خواست به گروهى از اصحابش كه به امامت اسماعيل بعد از پدر معتقد بودند، بفهماند كه او مرده است و ديگر شبهه اى در مورد زنده بودن او بجاى نماند.
وقتى كه اسماعيل از دنيا رفت ، آنان كه معتقد به امامت او بعد از پدرش بودند، از اين عقيده دست كشيدند، تعداد اندكى از اصحاب امام صادق (ع) كه نه از اصحاب نزديك و نه از روايت كنندگان از جانب او بودند، بلكه از افراد دور و اطراف بودند، بر عقيده خود به امامت اسماعيل باقى ماندند!
بعد از شهادت امام صادق (ع) گروهى از اصحاب او، به امامت امام موسى بن جعفر (عليهماالسلام ) بعد از پدرش ، اعتقاد داشتند و بر همين عقيده باقى ماندند. ولى افراد ديگر (فرقه اسماعيليه ) بر دو گروه تقسيم شدند:
الف : گروهى از عقيده به زنده بودن اسماعيل دست برداشتند و به امامت پسر او((محمد بن اسماعيل )) معتقد شدند، بر اين اساس كه گمان كردند، امامت حق پدر او (اسماعيل ) بود و فرزند اسماعيل سزاوارتر به مقام امامت است تا برادر اسماعيل .
ب : گروه ديگر همچنان معتقدند كه اسماعيل زنده است و امام هفتم مى باشد، اين گروه اكنون بسيار اندكند كه نمى توان كسى را به اين نام ، نشان داد و اين دو گروه را به عنوان ((اسماعيليه )) مى نامند، ولى آنچه امروز از فرقه اسماعيليه معروف است ، همان گروه اولندكه مى گويند: ((امامت بعد از اسماعيل در ميان فرزندان او تا روز قيامت ادامه دارد)).

دیدگاه های کاربران

هیچ دیدگاهی برای این مطلب وارد نشده است!

ارسال دیدگاه