مقدمه مؤلف ......................................................9
سخن ناشر .....................................................10
فصل اول: سیمای معلم
سیمای معلم.....................................................15
معلمّی هنری خدایی.........................................18
رسالت معلم...................................................20
فصل دوم: آداب معلمی
بایسته های معلمی...........................................25
بصیرت:..........................................................25
خلوص نیت:..................................................27
احراز صلاحیت و شایستگی در امر تعلیم............30
خودسازی....................................................30
استقامت در هدف..........................................33
ص: 5
حلم و بردباری..................................................34
محبت و حسن ظن............................................36
مخاطب شناسی...............................................37
آشنایی با مهارت های ارتباطی............................38
تقویت بعد علمی و تخصصی................................39
هنر خوب شنیدن...............................................40
رعایت ظواهر.....................................................41
تواضع............................................................42
پرهیز از غرور علمی..........................................44
عالمانه سخن گفتن.........................................45
انتقال معلومات..............................................48
خطر درکمین است...........................................50
حقوق شاگرد از نگاه امام سجاد (علیه السلام).......50
معلم و تربیت دینی کودکان.................................51
یک کلاس معنوی............................................58
هر چه می خواهی بپرس!................................61
محبوبیت معلم..................................................63
نقش معلّم در بالا بردن کیفیت آموزشی.................66
معلم باوقار..........................................................67
معلم با اخلاق.....................................................69
بیان و شیوه انتقال مطالب...................................72
معلمین و رعایت چند نکات ظریف............................76
معلمین و خصوصیات اجتماعی...............................78
ص: 6
معلمین و خصوصیات اجتماعی..............................80
کلاس داری موفق...............................................82
فصل سوم: احکام معلمان و استادان
احکام معلمان و استادان......................................87
وظایف عبادی معلمان.......................................89
کلاس های مختلط و استاد غیر همجنس..............102
امر به معروف ونهی از منکر..............................107
بیت المال و لوازم مدرسه و دانشگاه..................109
مواد درسی................................................110
کم کاری...................................................120
مکان تدریس..............................................127
حق التدریس و وظایف مالی...........................130
با معلمان..................................................132
تنبیه شاگردان..........................................143
ارفاق و تقلب..............................................148
همکاری آموزشی با مؤسسات بیگانه.............150
فهرست منابع.................................................153
ص: 7
ص: 8
تعلیم و تربیت از نظر اسلام اساسی ترین کار و رسالت معلمی اساسی ترین و سنگین ترین مسئولیت است. تزکیه، تربیت و آموزش انسانها و در نتیجه تعالی و رشد جامعه اسلامی اصول و اهداف مقدسی هستند که هر معلم و استادی باید در پی آن باشد و با جهد و تلاش، اشتیاق و رغبت و عشق وافر تشنگان علم و معرفت را سیراب سازد. تجلیل از معلم، تجلیل از علم است و سپاس از انسانی است که نهایت آفرینش را تأمین می کند و رشد و تعالی فرزندان این مرز و بوم را رقم می زند. معلم انسانی است که همچون شمع آب می شود تا مشتاقان هدایت و پروانگان وصل را در آسمان خوبی ها و فضیلت ها به پرواز درآورد.آنچه در پی می آید اشارتی است به جایگاه، آداب و احکام معلمی و استادی که در سه فصل تقدیم حضور معلمان و استادان گرانقدر می گردد:
فصل اول: سیمای معلم، فصل دوم: آداب معلمی، فصل سوم: احکام معلمان و استادان؛ باشد که مقبول افتد.
مسعود صفی یاری
ص: 9
از دیدگاه اسلام، همان گونه که دین راهنمای اندیشه و اخلاق و عبادات است، راهنمای انتخاب ها و بایدها و نبایدها در همه شؤون زندگی است. طرح پژوهشی – فرهنگی «فقه و زندگی» با این عقیده شکل گرفت که اسلام پاسخ گوی نیازهای بشر در همه عرصه های زندگی است. رفتار و اعمال روزمره هر انسان صدها حکم واجب و مستحب و شرایط حقوقی و اخلاقی دارد که دانستن آن در سلامت روابط اجتماعی و تکامل اخلاقی و معنوی انسان اثر
ص: 10
می گذارد، همچنین صدها حرام و مکروه دارد که انجام آن فضای زندگی فردی و اجتماعی را تیره و تار می سازد.
از آنجا که بسیاری از مشکلات اجتماعی، ناشی از ندانستن احکام الهی و عمل نکردن به قوانین فقهی است، اگر دولت ها و مردم احکام و دستورهای حیات بخش الهی را بشناسند و به آن عمل کنند زندگی هر روز شیرین و شیرین تر می شود و زمینه برای رشد معنوی و سعادت جاودانی فراهم می گردد.
نویسنده محترم این اثر، همچون سایر نویسندگان مجموعه کتب فقه و زندگی، با بهره گیری از قرآن، سنت، فقه اهل بیت:، اخلاق اسلامی و اصول مسلم عقلی، سعی کرده که وظیفه و تکلیف الهی و دینی استادان و معلمان محترم را، در رابطه با مسائل مورد نیاز تبیین کرده و آن ها را برای عمل به واجبات و مستحبات الهی راغب و نزدیک تر و از مکروهات و محرمات دور نماید؛ که جا دارد از قلم شیوا و تلاش محققانه ایشان تشکر و قدردانی شود.
ص: 11
همچنین از تمام مسئولان و دست اندرکاران ، به ویژه حجج اسلام محمود مهدی پور و محمد حسین فلاح زاده که نظارت علمی این مجموعه را به عهده دارند، و «دبیر ستاد احیاء امر به معروف و نهی از منکر»، جناب حجة الاسلام والمسلمین حاج سید احمد زرگر و تشکل های مردمی ستاد، که با راهنمایی و حمایت های مالی ما را در چاپ و نشر این مجموعه یاری می دهند، تشکر و قدردانی می شود. دیدگاه علمی و تجربی خویش را به نشانی: قم، خ معلم، 16متری عباس آباد، جنب مدرسه شهیدین پژوهشکده امر به معروف و نهی از منکر ارسال کنید و ما را در ارائه بیشتر و بهتر خدمات فرهنگی یاری فرمایید.
والله ولی التوفیق
قم- انتشارات نورالسجاد
ص: 12
معلم شهید استاد مطهری (قدس سره) :
معلم باید نیروی فکری متعلم را پرورش دهد و او را به سوی استقلال، رهنمون شود.
ص: 13
ص: 14
از دیرباز آدمی برای رهایی از ظلمت و گمراهی و پرواز به سوی نور از وجود نورانی معلّم بهره گرفته است تا با کلام جان بخش او بال و پر گیرد و بر کرانه های کمال پرواز کند. به راستی این وجود نورانی که بر گستره اندیشه بشر سایه افکنده کیست که می تواند آفاق را روشن، فطرت ها را بیدار و ارزش ها را به نمایش گذارد؟ از کدامین تبار است و جایگاه و خاستگاهش کجاست؟
معلّم؛ یعنی آموزنده و آموزاننده که با مدّرس، آموزگار و استاد هم معنا است. اگر از دید پیشینیان به معلّم بنگریم، معلّم کسی است که جامع علوم عصر خود
ص: 15
و واضع بخشی از دانش هاست؛ چنان که به ارسطو، که حکمت را تدوین و منطق را گردآوری کرد، «معلم اول» گفته اند و ابونصر فارابی را که حکمت یونانی را ترجمه کرد «معلم ثانی» نامیده اند و برخی مانند ابن مسکویه و دیگران ابن سینا را «معلم ثالث» دانسته اند(1).
در فرآیند آموزش و پرورش (تعلیم و تربیت) معلّم، چهرۀ شاخصی است که می کوشد مهارت ها و دانش های خود را به صورتی هدف مند به فراگیران برساند و در آن ها تغییر رفتاری ایجاد نماید.
دکتر علی اکبر سیف، «معلم» را کسی می داند که با یک یا چند دانش آموز به رفتار تعاملی می پردازد و هدفش این است که در دانش آموز تغییری ایجاد نماید. این تغیر چه شناختی باشد و چه نگرشی و حرکتی(مهارتی) از سوی معلّم یک تغییر هدف مند است(2).
ص: 16
1- لغت نامه دهخدا، ش 14، ص 21178.
2- سیمای معلم، احمد صافی، ص21.
آیت الله مظاهری در این باره می گوید:
در جامعه انسانی، اساسی ترین کار، تعلیم و تربیت است و کسی که این رسالت را بر دوش می کشد معلّم است. معلّمی به هر گونه تلاشی که برای هدایت، تکامل و آموزش انسان ها صورت می گیرد اطلاق می شود. از همین روست که پیامبران، معلّم بشر خوانده می شوند. همچنین پدر و مادر و دیگر اعضای خانواده نسبت به کوچکترها نقش معلّم را دارند، ولی در نام گذاری گروه های مختلفی که وظیفه تعلیم و تربیت را بر عهده گرفته اند در اصطلاح تنها به یک طبقه «معلم» می گویند؛ یعنی همان کسانی که رسالت آموزش و پرورش فرزندان ما را از کودکی و ابتدایی تا دوره جوانی و آموزش عالی بر عهده می گیرند.(1)
ص: 17
1- ماهنامه پاسدار اسلام، ش، 185 ص .12.
معلمی جلوه ای از عظمت و قدرت خداوند است که در نخستین آیاتی که از سوی خداوند بر قلب نازنین رسول خدا(صلّی الله علیه و آله ) نازل شد بدان اشاره شده است:
(اقْرَأْ بِاسمِ رَبِّکَ الَّذِی خَلَقَ خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ اقْرَأْ وَ رَبُّکَ الْأَکْرَمُ الَّذِی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ یعْلَم) (1).
بخوان به نام پروردگارت که جهانیان را آفرید، انسان را از خون بسته سرشت و پروردگارت که کریم ترین است؛ همان که آموخت با قلم، آموخت به انسان آنچه را که نمی دانست.
در این آیات خداوند متعال به عنوان معلّم خوانده شده و ظریف تر اینکه معلّم بودن خداوند، دقیقاً بعد از نعمت آفرینش، یعنی پیچیده ترین و بهترین شاهکار خلقت (انسان) آورده شده است.حضرت امام خمینی (رحمت الله علیه)
ص: 18
1- سوره علق، آیات 1 تا 5.
در این خصوص می فرماید:
معلّم اول، خدای تبارک و تعالی است ... به وسیله وحی مردم را دعوت می کند به نورانیت، دعوت می کند به کمال، دعوت می کند به محبت، دعوت می کند به مراتب کمالی که از برای انسان است(1).
و معلمی اقتدا به پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) است که فرمود: «اُرسلتُ بِالتَعلیم» مبعوث شده ام تا معلّم بشر شوم(2).
پیامبر معلّمی بود که براساس آیات قرآن کریم دو هدف را دنبال کرد؛ نخست تزکیه و تربیت و دیگری آموزش معارف قرآنی و حکمت الهی(3).
پیامبر آمد تا هم در زمینه علم و دانش و هم در عرصه اخلاق و معنویت به صورت توأمان انسانها را رشد داده و بعد علمی و معنوی آنان را تقویت کند؛ باشد که چنین باشیم!
ص: 19
1- مشعل هدایت، ص 10.
2- کنز العمال، ج10، ص 147.
3- جمعه، آیه 2.
رسالت راستین معلّم، رسالت پاک انبیاء است. معلّم، کسی است که جز انسان سازی و کمال بخشیدن هدفی ندارد؛ همسایه انبیاء است؛ رسول راستی و درستی و سفیر صداقت و سرافرازی است.
معلّم کسی است که تشنگان معرفت و دانش را به آب حیات می رساند. خدا و یکصد بیست و چهار هزار رسول، همه اولیاء و پاکان و برگزیدگان، که قله های آفتابی و دوردست ها را مسخر انسان می کنند، همگی معلم اند. اگر قدردان معلّم نباشیم، خوبی، زیبایی، عظمت و فضیلت را نادیده گرفته ایم. مرحوم ملا احمد نراقی(رحمت الله علیه) از علمای بنام شیعه در باب مقام معلّم می گوید:
معلّم باید قصدش از آموختن، قرب به خدا، ارشاد و رسیدن به ثواب باشد؛ نه جاه و ریاست و شهرت. معلّم باید نسبت به شاگردان مهربان باشد و پیوسته آنان را اندرز دهد و اندازه فهم شاگرد را در تدریس رعایت کند و با ملایمت با او سخن
ص: 20
گوید و درشتی نکند. چیزی که خلاف واقع است تدریس نکند. در آموختن نباید مضایقه کند و بخل بورزد و باید مطالبی را که شاگرد قادر به درک آن نیست بدو نیاموزد(1).
تجلیل از معلم پاسداشت انسان هایی ست که همچون شمع آب شدند تا مشتاقان هدایت و پروانگان وصل در آسمان خوبی ها و فضیلت ها به پرواز در بیایند. تکریم معلم نکوداشت یاد و نام شهیدی است مطهر که روز معلم را با علم، بصیرت، ایثار، عشق و شهادت پیوند داده است. همان معلم شهیدی که دغدغه اصلی اش پالایش جامعه دینی از کجی ها و انحراف ها بود و در این راه از تیر بدخواهان و کج اندیشان نهراسید. مطهری، معلمی بود که با کوله باری از اندیشه های ناب و اصیل اسلامی و با تمام توان از اسلام ناب دفاع کرد و با صلابت در مقابل
ص: 21
1- سایت hawze.net .
دوجبهه روشنگران غرب زده ومتحجرین بی درد ایستاد واز دین ومقتضیات زمان وجاذبه ودافعه علوی سخن گفت.(1)
ص: 22
1- همان.
امام خمینی (رحمت الله علیه) : معلم امانت داری است که انسان امانت اوست.
ص: 23
ص: 24
«بصیرت» در لغت به معنای بینش، دانایی، هوشیاری و آگاهی است و در اصطلاح به عقلی که با نور قدسی منور و به شعاع هدایت الهی آراسته گشته است اطلاق می گردد. انسان بصیر در وادی معرفت دچار حیرت و سرگردانی نمی شود، حقایق را آن گونه که هست می بیند و با تزکیه نفس و تصفیه دل از زنگار گناه و معصیت به درجه حکمت نایل می گردد. بدیهی است، معلّم بصیر و حکیم شاگردانی بصیر و حکیم تحویل جامعه خواهد داد.
به عبارتی دیگر بصیرت، روشن بینی، اندیشمندی و دانایی حکیمانه و انسانی است؛ که همچون چراغی پرنور
ص: 25
در شب تاریک نورافشانی می کند و مانع از سقوط انسان در جهالت، ضلالت و حیوانیت می گردد.
امام صادق (علیه السلام) می فرمایند:
(اَلعامِلُ عَلَی غَیرِ بَصِیرَةٍ کَالسائِرِ عَلَی غَیرِ الطَّرِیقِ لَا یزِیدُهُ سرْعَةُ السیرِ إِلَّا بُعْداً) ؛ کسی که بدون بصیرت اقدام به کاری کند مانند رهروی است که گام در راه انحراف گذاشته و هرچه سریع تر پیش رود فاصله اش با مقصد بیشتر می شود.
اساتید و معلمان بزرگوار باید قبل از هر چیز به شأن، جایگاه، موقعیت، وظایف و اقتضائات معلّمی و استادی توجه نموده و با شناخت محیط پیرامون خویش، زمینه را برای دست یابی به بصیرت اخلاقی در سایه تعلیم و تربیت واقعی و همه جانبه و نیل به جامعه اخلاقی و دینی فراهم نمایند. برای این کار خود معلمان نیازمند کسب بصیرت هستند.
ص: 26
«نیت» جایگاه کلیدی در ارزش گذاری اعمال انسان داشته و در واقع بسان روحی در کالبد اعمال و رفتار آدمی به حساب می آید. اگر اعمال انسان برخوردار از نیتی صحیح مبتنی بر قصد قربت، اخلاص و جلب رضایت الهی باشد به یقین در نزد خداوند متعال مأجور و از آثار دنیوی و اخروی آن، هم خود و هم دیگران بهره مند خواهند گشت. اما اگرفعالیت ها و عملکردها بر اساس نیت صحیح نباشد و اخلاص و خدامحوری جایی در شئون زندگی افراد نداشته باشد طبیعتاً هم کارها ابتر مانده و هم بهره ای عاید انجام دهنده کار نخواهد شد.
این مهم، بخصوص در عرصه تعلیم و تربیت، بسیار قابل توجه و تأمل است. چرا که این دو از مهمترین و مؤثرترین
فعالیت های زیربنایی محسوب شده و در بخش های دیگر زندگی نیز تأثیر مستقیم دارند.
اساتید و معلمان گرانقدر حتماً به این نکته توجه دارند که اولین معلّم خداوند بزرگ است و سپس پیامبران عظیم الشأن، معصومین (علیهم السلام) و اولیاء بزرگ الهی عهده دار منصب نورانی و پربرکت معلمی می باشند و
ص: 27
امروز معلمی اقتدا به آن بزرگواران است.
در این مسیر با صبغۀ الهی و الگو گیری از آن انسان های والا مسیر باید تعلیم و تعلم را نورانی کنند و در سایه سار اخلاص و تکلیف محوری وظایف خود را به نحو احسن انجام دهند. به یاد داشته باشیم که پیامبر رحمت حضرت محمدبن مصطفی (صلی الله علیه و آله) خطاب به مولای متقیان امیرمومنان (علیه السلام) می فرماید:
لَئِن یهْدِی اللَّهُ عَلی یدَیکَ رَجُلًا واحِداَ خَیرٌ لَکَ مِمَّا طَلَعتَ عَلَیهِ الشَّمْس.(1)
ای علی، اگر خداوند متعال به وسیله تو یک نفر را هدایت فرماید برای تو از هر آنچه خورشید بر آن بتابد بهتر است.
البته هدایت بشر از شئون الهی است و ایجاد تحول و انقلاب روحی و معنوی در مخاطب فقط با توفیق و لطف الهی قابل تحقق است که:
ص: 28
1- الکافی، ج 5، ص 28.
(إِنَّکَ لا تَهْدی مَنْ أَحْبَبْتَ وَ لکِنَّ اللَّهَ یهْدی مَنْ یشاءُ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدینَ) (1)؛ ای پیامبر، همانا تو هدایتگر هر آنکه دوست داری نمی باشی، بلکه خداوند است که هر که را بخواهد هدایت می نماید و او نسبت به هدایت یافتگان داناتراست.
از قرآن بیاموزیم که فرمود:
(مَنْ کانَ یریدُ حَرْثَ الْآخِرَةِ نَزِدْ لَهُ فی حَرْثِهِ وَ مَنْ کانَ یریدُ حَرْثَ الدُّنْیا نُؤْتِهِ مِنْها وَ ما لَهُ فِی الْآخِرَةِ مِنْ نَصیبٍ) (2)؛ کسی که می خواهد بهره ای از آخرت داشته باشد بیشتر از آن بهره مند خواهد شد و کسی که فقط در جستجوی بهره مادی و دنیایی باشد آن را به دست می آورد، لکن هیچ نصیبی از پاداش اخروی نخواهد داشت.
ص: 29
1- قصص، آیه 56..
2- شوری، آیه .19.
کسی که می خواهد عهده دار منصب تعلیم گردد باید قبلاً صلاحیت و شایستگی خویش را برای تصّدی چنین مقامی فراهم آورده باشد و این شایستگی در تمام مظاهر وجود او پدیدار باشد، یعنی چهره و گفتار و کردارش نمایانگر اهلّیت و شایستگی او برای احراز مقام تعلیم و استادی بوده و اساتید صالح وی نیز صلاحیت او را تأیید و گواهی نمایند(1).
در حدیثی از امیرالمؤمنین (علیه السلام) آمده است:
مَنْ نَصَبَ نَفْسهُ لِلنَّاس إِمَاماً فَلْیبْدَأْ بِتَعْلِیمِ نَفْسهِ قَبْلَ تَعْلِیمِ غَیرِهِ وَ لْیکُنْ تَأْدِیبُهُ بِسیرَتِهِ قَبْلَ تَأْدِیبِهِ بِلِسانِهِ وَ مُعَلِّمُ لِنَفْسهِ وَ مُؤَدِّبُهَا أَحَقُّ بِالْإِجْلَالِ مِنْ مُعَلِّمِ النَّاس وَ مُؤَدِّبِهِمْ(2).
ص: 30
1- آداب تعلیم و تعلم در اسلام، ص 229.
2- نهج البلاغه، فیض الاسلام، کلمات قصار، ص 73.
هر کس خود را برای راهبری مردم نصب نموده است باید پیش از تعلیم دیگران به تعلیم خویش بپردازد، کسی که خود را در مقام هدایت و تعلیم قرار می دهد ادب رفتاریش باید پیش از ادب گفتاریش باشد زیرا کسی که ادب آموز و معلم خویش است از کسی که تنها معلم و ادب آموز دیگران به احترام شایسته است.
و در بیانی دیگر می فرماید:
من لم یصلح خلائقه لم ینفع الناس تادیبه(1)؛ کسی که به خود سازی و آراستگی اخلاقی خویش نپردازد تأدیب و تربیت او برای مردم نیز سودی نخواهد داشت.
به تعبیرشاعر:
بی گهر را علم وفن آموختن
دادن تیغ است دست راهزن
ص: 31
1- شرح نهج البلاغه، ج20، ص 263.
تیغ دادن درکف زنگی مست
به که افتد علم ناکس به دست
علم و مال و منصب جاه وقرآن
دست آرد درکف بدگوهران
قرآن چون قلم دردست غداری فتد
لاجرم منصور برداری فتد
نقش معلمان در جامعه نقش الگویی است و درست در موقعی که نوجوانان و جوانان به دنبال الگو و سرمشق هستند، ساعاتی از روز خود را با معلّم می گذرانند و چه بسا شخصیت، رفتار و گفتار معلّم در شکل گیری شخصیت دانش آموز نقش مستقیمی داشته باشد.
از این رو یک معلّم باید تلاش کند با تخلّق به فضائل اخلاقی و پرهیز از رذائل و اقتدا به معلّمین راستین بشریت، بخصوص پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) دانش آموزان را نه تنها با زبان، که در عمل به اسلام، اخلاق و زندگی انسانی دعوت نماید. معلّم خود ساخته، بیش از هر چیز در مقام عمل خود را از هر عیبی پیراسته و وجودش را با فضائل و خوبی ها مزین می کند.
ص: 32
مسئولیت معلّمی مسئولیتی بس دشوار و پرزحمت است و برای نیل به موفقیت نیازمند صبر و استقامت و شکیبایی است.
معلم باید با اقتدا به پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) با استقامت خویش مسیر را برای رسیدن به هدف هموار کند. خداوند به پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمان داد که: (فَاستَقِمْ کَما أُمِرْتَ) ؛(1) همان گونه که فرمان داده شده ای استقامت کن.
این سخن به صراحت مسیر سخت و پرمشقت تعلیم و تعلم را روشن می سازد و این نکته را یادآوری می کند که موفقیت در امر آموزش و پرورش با راحت طلبی و عافیت طلبی سازگاری ندارد.
ص: 33
1- هود، آیه 112.
مسئولیت تعلیم و تربیت امری بسیار ظریف، حساس و بس دشوار است و یک معلّم بدون تمسک علمی و عملی به آموزه های اخلاقی و پیش زمینه های مربوط به آن توفیقی در این مسیر به دست نخواهد آورد. یکی از مهم ترین نکات کلیدی که در عرصه تعلیم و تربیت باید جدی گرفته شود برخورداری معلّم و استاد از صفت برجسته حلم و بردباری و به تعبیر دیگر سعه صدر است.
قال علی (علیه السلام) :
اَوّلُ عِوَضِ الحَلیم مِنْ حِلْمِهِ اَنَّ النّاس اَنْصارُهُ عَلَی الْجاهِلِ(1).
حضرت علی (علیه السلام) می فرماید:
اولین چیزی که انسان بردبار در مقابل حلم و صبرش به دست می آورد این است که مردم او را در برابر نادانان یاری خواهند نمود.
ص: 34
1- وسائل الشیعه، ج 15، ص 268.
تخلق انسان به این صفت عالی آن قدر مهم است که امیرالمؤمنین (علیه السلام) توصیه می کند:
إِنْ لَمْ تَکُنْ حَلِیماً فَتَحَلَّمْ فَإِنَّهُ قَلَّ مَنْ تَشَبَّهَ بِقَوْمٍ إِلَّا وَ أَوْشَکَ أَنْ یکُونَ مِنْهُمْ(1).
اگر بردبار نیستی، خود را به حلیمی بزن(با تمرین و ممارست) چه اندک هستند کسانی که خود را به شکل قومی درآورده اند و جزء آنها نشدند.
و در روایتی از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) آمده است؛ هیچ جمعی بهتر از جمع کردن بین علم و حلم نیست.
ص: 35
1- همان.
یکی دیگر از صفات لازم برای یک معلّم، که البته در جای خود پدید آورنده صفت حلم و خوش رویی خواهد شد، داشتن نگاهی خوشبینانه و رفتار محبت آمیز با شاگرد ستیزه جو و لجباز خویش است. محبت منطقی و به موقع استاد به شاگرد زمینه جذب، هدایت و حق پذیری را در او بارور ساخته و وی را مرید استاد خواهد کرد. بنابراین، شایسته است استاد با راه های محبوب شدن نزد شاگرد آشنا شده و عوامل نفرت زا را شناسایی و از آن پرهیز نماید.
تجربه نشان داده شاگردانی که به معلّم خود عشق پاک و بی آلایش ورزیده اند مانند کودکی آرام و مطمئن که خود را به مادر می سپارد پا به پای استاد طی طریق نموده و با عنایات حضرت حق تعالی و زحمات راهنما و مرشد دل سوز خویش ره یافته و به مقصد رسیده اند. آگاهان امر تربیت معتقدند:
اگر می دانستیم که کودک تنها از کسانی تبعیت می کند که مورد احترام اوست آموزش
ص: 36
قوانین و ارزش ها را در قالب محبت و احترام یاد می دادیم(1).
انسانها از لحاظ روحیات، سلایق، شخصیت، فرهنگ و آداب و رسوم فردی و خانوادگی و اجتماعی با یکدیگر متفاوت هستند. کلاس مجموعه ای از همین افکار و باورهای متفاوت و بعضاً متضاد است که در اختیار استادی قرار می گیرد که مسئول است برای موفقیت و حصول نتیجه با این محیط تعامل مناسب و مفید داشته باشد.
برای این تعامل، استاد الزاماً باید آگاهی ها و تجربیات و مطالعات گوناگونی در زمینه های مختلف تربیتی و ظرافت های کار با گروه سنی مخاطب و اقتضائات کلاسی با شرائط و ویژگی های مذکور داشته باشد.
او باید بداند چگونه با جوان برخورد داشته باشد، با نوجوان چگونه رفتارکند و با کودکان با چه زبانی سخن
ص: 37
1- اخلاق تدریس، ص 59.
گوید.
نخستین نقش معلّم درس دادن است؛ یعنی بتواند اندوخته های ذهنی و علمی خود را در قالبی گیرا، آسان و با بیانی شیوا و رسا و بهره گیری از اصول روان شناختی در گفتار و رفتار به دانش آموزان انتقال دهد. برای این منظور، شایسته است معلّم از فنون و مهارت های آموزش، اصول آموزش و پرورش و روانشناسی عمومی آگاهی کافی داشته باشد. معلّم موفق بخوبی می داند که در چه جایگاهی، با چه شاگردانی و در چه سطحی از دانش و عقل تدریس کرده و بر این نکته ظریف واقف است که در یک کلاس آموزشی هر چند فراگیران از لحاظ سن و سال یکسان باشند، ولی از نظر رشد ذهنی و تحول شناختی با هم یکسان نباشند. بر این اساس سطح دریافت، احساس علاقه و نیازهای دانش آموزان متفاوت خواهد بود. پس باید با شناخت کامل این تفاوت ها را تشخیص داده و با اشراف بر شرایط مالی، عاطفی، بهره هوشی و موقعیت خانوادگی
ص: 38
انتظارات خود را در حد توان آنان گرداند. به عبارت دیگر، معلّم باید بداند چه چیزی را یاد می دهد، و چگونه باید آن را بیاموزاند؟(1)
معلّم باید با شیوه های صحیح آموزشی و تربیتی آشنا بوده و همواره با مطالعات مستمر و عمیق در جریان مسائل علمی روز قرار بگیرد. به عبارتی دیگر در عصر انفجار اطلاعات، توقف، سکون و رکود علمی سزاوار معلّم و در شأن آموزش و پرورش اسلامی نیست. یک معلّم خوب باید اهل مطالعه مستمر، کنجکاو، جستجوگر و آگاه به زمان باشد و هّمت خود را وقف یادگیری مهارت های جدید، اندیشه های نو و موضوعات مبتلا به نماید و خود را در قفس آموزش های کلیشه ای و اطلاعات محدود موجود در کتب درسی ننماید.
ص: 39
1- مشعل هدایت، ص 55.
گاه سخن دانشجو ساده به نظر میرسد، اما ممکن است در پس آن زوایای پنهانی نهفته باشد، وظیفه استاد آن است که هنگام طرح مطلبی یا پاسخی از سوی دانشجو به دقت به آن گوش سپرده و ناگفته ها را کشف کند.
امیرالمؤمنان علی (علیه السلام) میفرماید:
عّود اذنک حسن الاستماع(1)؛ گوش خود را به خوب شنیدن عادت ده.
«حسن استماع» به معنای خوب شنیدن سخنان مخاطبین و تأمل در زوایای پنهان و پیدای آن است. این امر علاوه بر مصون نگه داشتن گوینده از بسیاری از آفات،موجب افزایش اعتماد نفس به دانش آموز و تقویت روحیه نقادی وی و نیز موجب رشد شخصیت او می شود. در اوصاف پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) آمده است؛ هنگامی که شخصی با او سخن می گفت با تمام وجود به سخنان او گوش می داد.
ص: 40
1- . غررالحکم، ص 215.
حضرت علی (علیه السلام) میفرماید:
مَنْ اَحْسنَ الْاِستِماعَ تَعَجَّلَ الْاِنْتِفاعَ (1)؛ هر که شنیدن خود را نیکو گرداند در رسیدن به سود و فایده تسریع نموده است.
نگاه دانش آموز و دانشجو به استاد نگاهی الگویی است و تمامی حرکات و کلمات استاد به منزله بخش مهمی در تعلیم و تعلم تلقی میگردد. از این رو هر معلّمی مسئول است در کنار تهذیب باطن و خودسازی درونی به ظواهر خود نیز اهمیت داده و رعایت حسن ظاهر را به عنوان یک اصل تأثیرگذار در حوزه تعلیم و تعلم مد نظر قرار دهد. بنابراین، لباس و پوشش استاد باید ضمن این که متعارف باشد از پاکیزگی و سادگی برخوردار بوده و در حد متعادل و نه افراط و تفریط مورد توجه و تأمل قرار گیرد. حضور استاد با بوی بد ناشی از عرق بدن یا لباس در محیط کلاس موجب
ص: 41
1- غررالحکم، ص 60.
آزردگی خاطر مخاطبان شده و دقت، حضور قلب و تأثیرپذیری آنان را تحتالشعاع قرار می دهد. امام علی (علیه السلام) میفرماید:
فَإِنَّ اللَّهَ یبْغِضُ مِنْ عِبَادِهِ الْقَاذُورَةَ الَّذِی یتَأَنَّفُ بِهِ مَنْ جَلَس إِلَیه(1)؛ خداوند از بندگان کثیف و بدبو متنفر است.
همچنین رسیدگی به وضعیت موهای سر و صورت آقایان در حد متعارف شرعی و پوشش متین و شرعی خواهران نیز از اموری است که باید مورد توجه قرار گیرد.
تواضع، در لغت به معنای فروتنی، افتادگی و نرمی است و اصطلاحاً به ناچیز شمردن نفس، اظهار کوچکی، خاکساری در برابر خدا و خلق است. این صفت پسندیده از جمله خصوصیات انبیا و معصومین و اولیاء خدا و یکی از رموز سعادت و نیک بختی انسان است. تواضع
ص: 42
1- وسایل الشیعه، ج 1، ص 246.
قابلیت این را دارد که دلها را به هم نزدیک کرده و عطر محبت، صمیمیت و عاطفه را، بخصوص در فضای آموزشی، طنین انداز نماید. خداوند متعال پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) را به فروتنی و تواضع در برابر مؤمنین فراخوانده و با تعبیری زیبا و پرمغز چنین می فرماید:
(وَاخَفِضْ جِناحِکَ لِلْمُؤمِنینَ) (1)؛ ای رسول (صلی الله علیه و آله) بال و پر خویش را برای مومنین فرود آور.
پیامبر رحمت (صلی الله علیه و آله) که خود عملاً در اوج تواضع و فروتنی قرار دارد در حدیثی معلّمین و متعلّمین را به تواضع در مقابل هم فرا خوانده و می فرماید:
تَواضَعوُا لِمَن تُعَلَّمُونَ مِنهُ وَ تَواضَعُوا لِمَن تُعلِّمُونَهُ وَ لا تَکُونُوا جَبَابِرَةَ الْعُلَمَاءِ؛(2) نسبت به استاد و شاگرد خویش متواضع بوده و از جمله دانشمندان سرکش نباشید.
بدیهی است برخورداری معلّم از صفت تواضع، به
ص: 43
1- حجر، آیه 88.
2- نهج الفصاحه، حدیث 1186.
عنوان یکی از روش های تربیتی، تأثیر زیادی در سالم سازی فضای کلاس، ایجاد صمیمیت میان استاد و شاگرد و حاکمیت آرامش و سلامت روح و روان در محیط آموزشی دارد و باید مورد توجه قرار گیرد. بدیهی است که تواضع و فروتنی معلّم باید با نوعی وقار و متانت همراه باشد، تا از کم ظرفیتی ها و سوء استفاده های احتمالی برخی شاگردان جلوگیری نماید.
یکی از صفات بسیار ناپسند و رذیله اخلاقی غرور است. غرور حالتی است در وجود انسان که از بینش غلط و کاذب او نسبت به مظاهر زندگی و امور مالی پیدا می شود و گاهی هم محصول غفلت انسان از واقعیات الهیه است که بر اثر اشتغالات زیاد و توسعه آمال و آرزوها حاصل میگردد. خروجی این حالت دل بسته شدن به داشته های دنیوی، قطع رابطه با معنویت و بی توجهی به امور اخروی است.
به همین خاطر است که علمای لغت «غرور» را فریب خوردن و چشم به باطل دوختن، معنا کردهاند. یکی از نمودهای خطرناک این آفت نفسانی غرور علمی
ص: 44
است؛ شخص، فریفتۀ دانسته هایش میشود، خود را از همه عالم و آدم بالاتر و والاتر میداند، معتقد است هیچ کس از نظر علمی به پای او نمیرسد و سرمست از این سرمایه خدادادی حتی در مقابل خدا هم سر تسلیم فرود نمی آورد، در نتیجه از درک حقایق عاجز مانده و دین و دنیای خود را از دست میدهد. امام علی (علیه السلام) از غرور علمی به «سکرالعلم» یعنی مستی علمی تعبیر فرموده و افراد عاقل را از آن برحذر داشته است(1).
یکی از آفات خطرناک امر تدریس بیان سخنان غیر علمی است. حضرت علی (علیه السلام) میفرماید:
لاتَقُلْ مالا تَعْلَمْ فَتُتْهِمِ بِاَخْبارِکَ بِما تَعْلَم(2)؛
آن چه را که نمی دانی نگو زیرا در غیراین صورت در بیان آنچه که میدانی نیز متهم به نادانی خواهی شد.
بسیار اتفاق می افتد که کسی در معرض سؤالی قرار
ص: 45
1- ینبغی للعاقل ان یحترس من ... سکر العلم، (غررالحکم، ص 186) .
2- غررالحکم، ص 477.
می گیرد که پاسخ آن را نمی داند. در مواجهه با این قضیه دو راه حل وجود دارد. اینکه، برخوردی غیرعلمی و البته غیراخلاقی داشته باشد و پاسخی غلط یا غیرمربوط به سؤال داده و به ظاهر قضیه را پایان دهد، اما در واقع به خاطر غرور و یا ترس از لکّه دار شدن شخصیت خود مسیری انحرافی را در برابر سؤال کننده گشوده است.
دوم این که، شجاعانه و صادقانه به سؤال کننده اعلام کند که پاسخ این سؤال را نمیداند و در اولین فرصت پس از مطالعه و یا پرسش از دیگران جواب آن را ارائه نماید. روشن است. که راه حل دوم با موازین عقلی، اخلاقی، انسانی و حتی شرعی سازگار بوده و دقیقاً با منشور علمی اسلام نیز منطبق است. یکی از شاگردان علاّمه طباطبایی (رحمت الله علیه)، صاحب تفسیر شریف و وزین المیزان، در مورد ایشان می گوید:
در طول سی سال که افتخار درک محضر استاد را داشتم هرگز کلمه «من» را از ایشان نشنیدم، ولی در عوض عبارت «نمی دانم» را بارها در پاسخ سؤالات از ایشان شنیده ام؛ همان عبارتی که افراد
ص: 46
کم مایه از گفتن آن عار دارند. ولی آن دریای پرتلاطم و حکمت از فرط تواضع و فروتنی به آسانی آن را می گفت(1).
مرحوم شیخ انصاری (رحمت الله علیه) نابغه روزگار خود بود، اما بارها در برابر سؤالاتی که از او می شد عمداً با صدای بلند می گفت: ندانم، ندانم، ندانم(2).
این فراز را با دو سخن به پایان می بریم. سخن اول از مولی الموحدین علی بن ابی طالب (علیه السلام) است که می فرماید:
اذا سئلتم عما لا تعلمون فاهربوه. قالوا: کیف الهرب؟ قال: تقولون: الله اعلم(3).
هرگاه از شما سؤالی کردند که پاسخ آن را نمی دانید فرار کنید.
پرسیدند؛ یا امیرالمؤمنین فرار چگونه است؟ حضرت فرمود: بگویید خدا داناتر است.
سخن دوم از «ویلیام جیمز» است که می گوید:
ص: 47
1- اخلاق تدریس، ص82، به نقل از سیمای فرزانگان، ج 3، ص 37.
2- اخلاق تدریس، ص 82.
3- منیة المرید، ص 215.
نسبت علم ما به جهلمان چون قطره در برابر اقیانوسی ژرف است(1).
از امام صادق (علیه السلام) روایت شده که:
زَکَاةُ الْعِلْمِ أَنْ تُعَلِّمَهُ عِبَادَ اللَّهِ؛(2) زکات علم و دانش این است که آن را به بندگان خدا آموزش دهی.
در روایت دیگری از امام صادق (علیه السلام) آمده است:
إِنَّ اللَّهَ لَمْ یأْخُذْ عَلَی الْجُهَّالِ عَهْداً بِطَلَبِ الْعِلْمِ حَتَّی أَخَذَ عَلَی الْعُلَمَاءِ عَهْداً بِبَذْلِ الْعِلْمِ لِلْجُهَّالِ لِأَنَّ الْعِلْمَ کَانَ قَبْلَ الْجَهْل(3)
همانا خداوند از جاهلان و نادانان پیمان نگرفت که در پی دانشمندان باشند مگر اینکه قبلاً از دانشمندان پیمان گرفت که دانش خویش را در اختیار جهال و نادانان قرار
ص: 48
1- سیمای فرزانگان، ج 3، ص 313.
2- الکافی، ج1، ص 51.
3- همان، ص 51.
دهند، زیرا علم و دانش قبل از جهل و نادانی وجود داشته است.
امام صادق (علیه السلام) در تفسیر آیه:
(وَ لا تُصَغَّرْ خَدَّکَ لِلنَّاس (1)؛ چهره و گونه خود را برای مردم دژم مکن) می فرماید:
باید همه مردم از لحاظ دریافت های علمی و دانش در نظرت یکسان باشند(2).
بنابراین، رسالت و وظیفه معلّم ایجاب می کند که وی با در نظر گرفتن مصالح و شرائط نسبت به آموزش شاگردان و انتقال دانسته ها و داشته های علمی خود به آنان دریغ نکند و در این مسیر بخل نورزد. چرا که بخل در آموزش، محرومیت شاگردان از علم و دانش را در پی داشته و یقیناً این امر برای معلّم نیز مسئولیت آور است(3).
ص: 49
1- سوره لقمان، آیه 18.
2- الکافی، ج 1، ص51.
3- آداب تعلیم و تعلم، ص 242 .
وَ أَمَّا حَقُّ رَعِیتِکَ بِالْعِلْمِ فَأَنْ تَعْلَمَ أَنَّ اللَّهَ قَدْ جَعَلَکَ لَهُمْ فِیمَا آتَاکَ مِنَ الْعِلْمِ وَ وَلَّاکَ مِنْ خِزَانَةِ الْحِکْمَةِ فَإِنْ أَحْسنْتَ فِیمَا وَلَّاکَ اللَّهُ مِنْ ذَلِکَ وَ قُمْتَ بِهِ لَهُمْ مَقَامَ الْخَازِنِ الشَّفِیقِ النَّاصِحِ لِمَوْلَاهُ فِی عَبِیدِهِ الصَّابِرِ الْمُحْتَسبِ الَّذِی إِذَا رَأَی ذَا حَاجَةٍ أَخْرَجَ لَهُ مِنَ الْأَمْوَالِ الَّتِی فِی یدَیهِ [کُنْتَ] رَاشِداً وَ کُنْتَ لِذَلِکَ آمِلًا مُعْتَقِداً وَ إِلَّا کُنْتَ لَهُ خَائِناً
وَ لِخَلْقِهِ ظَالِماً وَ لِسلَبِهِ وَ عِزِّهِ مُتَعَرِّضا(1).
و اما حق زیردستان تو این است که بدانی خداوند بزرگ به سبب علمی که به تو داده و گنجینه ای که به روی تو گشوده است تو را قیم و سرپرست ایشان قرار داده است. پس اگر آنان را به خوبی تعلیم دهی و
ص: 50
1- رساله حقوق امام سجاد (علیه السلام)، شرح نراقی، ص 255.
آن گونه که امین و کلید دار خزانه با صبر و متانت و از سر دوستی و صدق، اموال مولایش را میان بندگان محبوب او صرف می کند، بر ایشان تندی نکردی و خشم نگرفتی خداوند از فضل خود علم تو را بیفزاید. زیرا که با اعتقاد و امیدواری به هدایت آنان اهتمام کرده ای. اگر دانش و علم خود را از مردم دریغ یا به هنگام آموختن به ایشان درشتی کردی در امانت الهی خیانت ورزیده ای و به بندگان او ستم روا داشته ای و حق خداست که آن دانش و جمالش را از تو بگیرد و رتبه و جایگاه تو را از دلها ساقط کند.
یکی از مهم ترین وظایف معلّم سعی در حاکمیت فضائل اخلاقی در آموزشگاه و تربیت دینی شاگردان است. برای تحقق این امر توجه به نکات زیر ضروری است:
1. آموزش های دینی شاگردان باید با رشد شناختی و
ص: 51
توانایی ذهنی و نیز سوابق و تجربه های ذهنی قبلی آنان هماهنگ باشد. به همین دلیل همواره باید از طرح مفاهیم انتزاعی اعتقادی، نظیر عدالت خدا و مفاهیم ارزشی، نظیر مفهوم ایثار و نیز مفاهیمی نظیر معجزه و عذاب های الهی که کمتر با تجربه ها و آموخته های قبلی آنان هم خوانی دارد به صورت خام پرهیز نمود.
2. تجربه های دینی شاگردان را با لحظه های شیرین و دلچسب، مثل برگزاری جشن میلاد ائمه: و با دادن شیرینی، شکلات و برنامه های نمایشی جذاب، بردن بچه ها به مسجد، اماکن متبرک و بازی در این محیط ها همراه کنند تا در آن ها حس خوشایندی ایجاد شود.
3. محتوای آموزش به گونه ای انتخاب شود که مفاهیم و مطالب آموخته شده در این دوران با تجربه ها و آموزش های سال های بعد و نیز افزایش تدریجی سطح تفکر و تجزیه و تحلیل شاگردان در سنین بالاتر نقض نشود.
4. بسیاری از آداب و ارزش های اسلامی را می توان به عنوان اعمال صحیح و رفتارهای درست و مناسب به شاگردان آموخت و با استفاده از روش های صحیح
ص: 52
تربیتی، آن ها را تقویت و تثبت کرد؛ بدون آنکه نیازی به بیان فلسفه باشد.
5. شاگردان، به ویژه کودکان، بیش از آن که به سخنان بزرگترهای محبوب خود توجه و از آن پیروی کنند، از اعمال و رفتار آنان تقلید می کنند. بنابراین، توجه به هماهنگی بین آموزش ها و رفتار اطرافیان مورد توجه کودک، امری ضروری
است.
6. آموزش های دینی کودکان باید از پایین ترین سطح ممکن برای یک مفهوم شروع شود و سپس تثبیت و ارتقاء یابد.
7. برای آنکه بچه ها خود به نتایج مورد نظر برسند، باید امکان کسب تجربه های مستقیم و دست اول برای آنان فراهم گردد.
8. برای بیان مطالب، لازم است از روش های غیر مستقیم بهره گرفت. بیان مستقیم برای کودکان و نوجوانان کسالت بار است و تنها می تواند انتقال دهنده بسته هایی از اطلاعات به ذهن آنان باشد. اطلاعاتی که کمتر به باور، ایمان و عمل منتهی می شود. باید به درک و برداشت خاص کوکان و نوجوانان از مفاهیم دینی
ص: 53
توجه شود.
9. این مسئله حائز اهمیت است که، هدف اصلی در این دوره، ایجاد انگیزه، جاذبه و زمینه سازی برای یادگیری مفاهیم ارائه شده در آموزش های رسمی مدرسه ای است.
10. باید روی انگیزش و تحریک حس کنجکاوی و رغبت کودکان به دین زیاد تأکید و توجه شود.
11. از رسانه های آموزشی، یعنی خواندنی های شاگردان، نظیر کتاب و مجلات مخصوص، نوارهای صوتی و تصویری و وسایل بازی و نیز روش های مناسب کودکان و نوجوانان، نظیر داستان گویی، قصه خوانی، شعرخوانی، بازی و ... تا حد امکان بهره گرفته شود.
12. آموزش های دینی باید به گونه ای ارائه شود که زمینه پرورش و رشد عواطف و احساسات دینی را فراهم کنند. روح بچه ها بسیار حساس و لطیف است. آنان هنوز به مظاهر زشت زندگی روزمره آدم بزرگ ها آلوده نشده اند، با دیدن یک پرنده با بال زخمی، یک گلدان شکسته، کودک مریض یا... ناراحت می شود و یا
ص: 54
به گریه می افتد. این لطافت روح، این پاکی طینت، این رأفت و مهربانی دل و ... اگر تا بزرگسالی باقی بماند و تقویت و هدایت شود عبارت خواهد بود از همان نوع دوستی و احساس مسئولیت نسبت به خود، دیگران و طبیعت، همان پا نگذاشتن بر روی قانون خدا، همان احترام به حقوق خود، خدا و مردم که این نمودی از بندگی خداست... و کمال مطلوب تعلیم و تربیت دینی است. اما متأسفانه گذر روزگار بعضاً این ویژگی ها را به جرم کودکانه یا شاعرانه بودن در نهاد آدم ها می میراند و انسان ها هم زمان با رشد ظاهریشان، بسیاری از خصائص زیبا و دوست داشتنی خود را از دست می دهند. بنابراین، معلم در تعلیم و تربیت دینی باید به گونه ای برنامه های خود را جهت دهی کند که احساسات و عواطف کودکان باعث ارتباط هرچه بیشتر آنان با اولیاء دین شود.
13. آموزش های دینی، ضمن شاد بودن، باید موثق و معتبر باشد. بنابراین، باید مواظب بود تا نظر و سلیقه شخصی خود را به عنوان آموزه دینی به بچه ها نیاموزد.
ص: 55
14. آموزش های دینی خود را باید به گونه ای سامان دهد که شاگردان به شرکت در آن رشته از فعالیت ها و مراسم مذهبی و اجتماعی و ملی که با رغبتشان هماهنگ است، تمایل نشان دهند.
15. به تدریج زمینه های بیان سادۀ الگوهای رفتاری از زندگی معصومین (علیهم السلام) و نیز الگوهای قابل تطبیق با خود آن ها را به نحوی جذاب و روشن فراهم کنید.
16. باید از طرح مفاهیمی که کودکان و نوجوانان را به وحشت انداخته و یا در آن ها تصور نامناسبی ایجاد می کند پرهیز شود. چرا که این مفاهیم می تواند سلامت روحی و آسایش عاطفی و روانی آنان را مخدوش سازد.
17. آموزش های دینی باید پیوند نزدیکی با زندگی روزمره شاگردان داشته باشد. بنابراین، در این دوره باید از طرح مباحث و مفاهیمی که با زندگی روزمره و ملموس آنان ربطی ندارد خودداری شود.
18. به عناصر فانتزی ذهنی کودکان و نوجوانان توجه کرده وآنها را به رسمیت بشناسید و به هیچ وجه در صدد تخریب تخیلات کودکانه آنها برنیایید. با کمک همین هاست که می توان با آنان همراه شد و یا آن ها را
ص: 56
با خود همراه کرد. با این حال نباید آن ها را در دنیای تخیلی شان محبوس کرد وگرنه بین دنیای خیالی شان و دنیای واقعی سدی ایجاد خواهد شد.
19. برای آموزش و پرورش دینی شاگردان، برنامه ریزی یک ضرورت است. بدین معنا که تعلیم و تربیت دینی شاگردان به هیچ وجه نباید سلیقه ای و مطابق میل افراد غیر متخصص صورت گیرد.
20. در تعلیم و تربیت دینی کودکان و نوجوانان، عنصر شادی آفرینی از مهم ترین اصل هاست و بی توجهی به آن، تأثیر منفی بر آن ها خواهد داشت.
21. حتی با وجود سن کم، آموزش های دینی و مکتبی را شروع کنید.
22. با بکارگیری تدابیری مثل، به گردش بردن و یا به زیارت گاههای مختلف رفتن و یا بردن آنان به مسجد آنها را با
محیط های روحانی و معنوی آشنا کنید.
23. همواره به او بگویید راستگو باشد و خود نیز راستگو باشید(1).
ص: 57
1- کتاب مربیان، دارم بزرگتر می شوم با اندک دخل و تصرف، ص 25.
برای داشتن کلاسی معنوی به نکات ذیل توجه داشته باشید:
1. اخلاص در نیت و عمل و توجه دادن شاگردان به معنویات، و توکل بر خداوند و توسل به معصومین (علیهم السلام) به ویژه حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) و حضرت مهدی (عج) فراموش نشود.
2. ایجاد رابطه معنوی و روحی با شاگردان با این نگرش که آنان بندگان خدا هستند.
3. شروع کلاس با نام خدا و پایان آن حمد خدا و صلوات بر پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) و ائمه معصومین (علیهم السلام).
4. خواندن دو رکعت نماز و درخواست توفیقات خاص الهی در تدریس و هدایت مخاطبین در آغاز هر دوره تحصیلی.
5. تقید و تعهد به حفظ و حراست عملی از آرمان ها، ارزش ها و اصول اسلام.
6. حتی الامکان با وضو و طهارت در کلاس حاضر شدن.
ص: 58
7. تعلیم و تربیت را وظیفه شرعی دانستن و اعتقاد به اینکه معلمی امری معنوی است، نه صرفاً یک شغل و منبع درآمد.
8.. استفاده از آیات و احادیث و تذکرات اخلاقی در لابلای دروس.
9.خواندن دو رکعت نماز شکر در پایان هر دوره تحصیلی.
10. سعی در ایجاد حاکمیت فضای قرآنی و نورانیت اهل بیت: در کلاس(1).
11. ایجاد عشق به حق و حقیقت و مزّین شدن به فضائل و پرهیز از رذائل اخلاقی در بین شاگردان.
12. رعایت عفت چشم، زبان، گوش و اندیشه و دوری از مواضع تهمت.
ص: 59
1- جذاب سازی کلاس های دینی کودکان و نوجوان، ص 225.
زنی خدمت حضرت فاطمه (سلام الله علیها) شرفیاب شد و عرضه داشت؛ مادر ناتوانی دارم که در امر نمازش به مسئله ی مشکلی برخورده، مرا خدمت شما فرستاد که سؤال کنم. حضرت فاطمه (سلام الله علیها) جواب آن مسئله را داد. آن زن مسئلة دیگری پرسید و حضرت جوابش را داد. بعد مسئله سوم را پرسید و تا سؤال دهم. آن زن از کثرت سؤال خجالت کشید و عرض کرد:
ایدختررسول خدا(صلی الله علیه و آله) دیگر مزاحم نمی شوم ،خسته شدید. فاطمه (سلام الله علیها) فرمود:
خجالت نکش هرسؤال دیگری داری بگو تاپاسخ آن رابرایت بیان کنم، من ازسؤالاتت خسته نمی شوم وباکمال میل پاسخ آن رابه تو ارائه خواهم داد.سپس برای تشریع بیشترمطلب ازآن زن سؤال فرمود؛ ای زن اگرکسی اجیرشود که بارسنگینی رابر بام حمل کند ودرمقابل آن مبلغ هزاردینار اجرت بگیرد آیااز حمل آن بار خسته می شود؟
ص: 60
زن پاسخ دادنه ؛ خسته نمی شود.زیرا به خاطر آن مزدزیادی که دریافت می کند احساس خستگی نمی کند.
حضرت فاطمه(سلام الله علیها) فرمود:
خدا در برابر جواب هر مسئله به من ثواب می دهد؛ ثوابی بیشتر از آنکه بین زمین و آسمان پر از مروارید باشد.
با این وجود آیا با جواب دادن به سؤالات تو خسته می شوم؟! از پدرم رسول الله (صلی الله علیه و آله) شنیدم که فرمود:
دانشمندان شیعۀ ما در قیامت محشور می شوند و خدا به مقدار دانش آنان و مقدار جدّیت و تلاششان در آموزش و هدایت مردم به آنان خلعت و ثواب عطا می کند. حتی به یکی از آنها یک میلیون حله از نور عطا می فرماید.
<