ضرورت های زمانه در عراق

تجربه ارزشمند آقای مالکی در این بحران به اینجا رسیده، که باید با تکیه به ملت عراق، و بسیج عمومی مشکلات عراق را برطرف کند
بازدید : 2002
زمان تقریبی مطالعه : 9 دقیقه
تاریخ : 22 تیر 1393
ضرورت های زمانه در عراق

بسم الله الرحمن الرحیم

 

ضرورت های زمانه در عراق

 

ظرفیت های نهفته و رها شده از اراده ملت عراق، که با منطق عالمانه شیعه و حضور آگاهانه مردم عراق در هم آمیخته شده، باعث آگاهی و یقین بیشتر مردم عراق در باره دشمنانشان، در داخل، و خارج از عراق شده است، و در این میان نقش سازنده دولت اقای نوری مالکی بسیار برجسته است، و نشان می دهد که به خوبی ضرورت های زمانه در عراق را درک کرده، و محکم و با اقتدار و با پشتیبانی مردم و مرجعیت دینی، دست در دست هم، نقشه های خائنانه دشمنان عراق را به شکست کشانده اند، نقش مردم و پیوند آنها با دولت مشروع، قانونی و منتخب آقای مالکی، از اراده مردم در صیانت از استقلال سیاسی و تمامیت ارضی این کشور حکایت دارد.

دشمنان عراق از دولت و مردم عراق می خواهند که به انتخاب خودشان در انتخابات چهل روز قبل مجلس ملی عراق پشت پا بزنند، و دولتی جدیدی همراه با افرادی تشکیل بدهند که مردم عراق آنها را انتخاب نکرده اند، و حالا که رذالت شیطانی این چپاولگران برای مردم عراق به خوبی آشکار شده، و مردم عراق فهمیده اند که اینها زمانی از حقوق بشر و دموکراسی دفاع می کنند، که اول منافع نامشروع و زورگویانه آنها تامین شود، نه خواست و اراده بیست میلیون عراقی در پای صندوق های رای، آنها دیگر هیچ آبرویی نزد ملت عراق ندارند.

تجربه ارزشمند آقای مالکی در این بحران به اینجا رسیده، که باید با تکیه به ملت عراق، و بسیج عمومی مشکلات عراق را برطرف کند، و چون این تکفیری های داعشی و بعثی، هیچ گونه محبوبیت و پایگاهی در میان مردم عراق، نه در کردستان و نه در میان اهل سنت و اکراد ندارند، که حتی مورد تنفر شديد تمام مردم عراق و ملت های منطقه قرار دارند، هيچ شانسي هم براي پيروزي ندارند، از طرفی هم دعوت مرجعیت دینی محدود به شیعیان عراق نشده است، بلکه همه مردم اعم از کرد، عرب، ترکمن، شیعه، سنی، آشوری و ایزدی را فرا گرفته است، و همگی برای سرکوب تروریست ها وارد میدان شده اند.

سران این تروریست ها در عربستان و قطر فکر می کنند که می توانند با پشتیبانی غربیان سلطه گر، خون مردم را وسیله کسب و کار خود قرار بدهند، تا چند صباحی بیشتر به حکومت های قرون وسطی شان ادامه دهند، ولی حساب سود و زیانش را نکردند، چرا که اگر اين پولها و پشتيباني ها قدرتی می داشتند صدام ها، قذافی ها و مبارک ها را از باتلاق شکست و رسوایی نجات داده بودند.

به لطف مرجعیت دینی عراق در طول حدود یک ماه گذشته، اتحاد و انسجام کاملی بین نیروهای مردمی، مرجعیت دینی، ارتش عراق، و دولت نوری مالکی برای مبارزه با تروریست‌ها شکل گرفته است، و با فتوای جهاد مرجعیت شیعه و همراهی علمای اهل سنت، نیروهای داوطلب مردمی همراه با نیروهای ارتش، سد راه تکفیری ‌ها شدند، و از مرحله دفاع و ایستادگی به مرحله حمله روی آورده اند.

این تروریست های تکفیری بزودی شکست افتضاح آوری خواهند خورد، و مجبور می شوند به سوریه برگردند و یا به کشورهای دوروبر از مصر گرفته، تا اردن،  کویت، لیبی و غیره بروند، پس باید زودتر شکست این وحشیان را تسریع نمود، تا ملت عراق از شر این گمراه و کافران حربی خلاص شوند.

همین تروریست ها که اکنون پیاده نظام دشمنان اسلام را بازی می کنند، در نهایت مجبور می شوند برای سرپوش گذاشتن بر شکست ها و تحقیر و ناکامی های خود، و در پاسخ به نیازهای روانی سرکوب شده خود، و مهم تر اینکه برای موجودیت و باقی ماندن خود، مجبور خواهند شد، حکومت های غیر مردمی، آسیب پذیر و متزلزلی را در منطقه هدف قرار بدهند، که امروز به عنوان حامیان آنها، مستقیم و غیر مستقیم نقش آفرینی می کنند و با پول و امکانات جغرافیایی خود به آنها کمک مالی، نظامی و اقتصادی می کنند.

خداوند اگر مردم عراق را دوست نمی داشت، مرجعیت قوی شیعی را به آنها ارزانی نمی داشت، تا با یک اعلام جهاد کفایی، تمام نقشه های دشمنان عراق را به هم بریزند، حالا سران این سفیهان به خاطر شکست سریع شان توسط مرجعیت شیعه، دیگر نمی توانند عصبانیت خود را پنهان کنند، و برای از بین بردن مرجعیت در عراق جایزه می گذارند، این نشان می دهد دقیقا از کجا ضربه اصلی را خورده اند، دولت و ملت عراق با پشتیبانی مرجعيت ديني اين کشور، یقینا بزودی توانايي تمام کردن اين فتنه شوم را دارند.

استقبال مردم از فتواي مرجعيت ديني، عامل مهمی در تصميم سياسيون عراق، براي تشکيل نهاد بسيج مردمي بوده است، و باعث کاهش اعتماد مردم عراق به آمريکا شد، و دشمنی سران عرب، خصوصا عربستان و قطر را نزد مردم عراق علنی تر کرده، و دوستی مطمئن مردم و دولت ایران را با مردم عراق نمایان تر کرده است.

اربابان غربی و عربی تروریست ها در عراق، به خیال خام خود منتظر پيشروي آنها به سوي مرکز عراق، و فتح بغداد به دست تکفیری بعثی های تروریست بودند، آنها در محاسباتشان تصمیم گرفته بودند وقتی که در نهايت، ارتش عراق نتوانست تروريست‌ها را شکست بدهد، و بغداد به دست تروریست ها بیفتد، وارد معرکه شوند، به همین خاطر در روزهای اول حمله تروریست ها به موصل، حرکت ناوهای خود به خلیج فارس را برای کمک به دولت عراق اعلام کردند، ولی نیرنگ و رذالت شیطانی آنها زمانی برای مردم عراق روشن شد، که آمریکا کمک خود به دولت قانونی عراق برای مبارزه علیه تروریست های داعشی را ، مشروط به رفتن نوری مالکی از قدرت کردند، کسی که در انتخابات اخير مجلس این کشور، برای اولین بار در تاریخ عراق اکثريت آرا را بدست آورده است.

این ابلهان به قدری از پیروزی خود مطمئن بودند که قبل از حمله تروریست ها به عراق، عربستان با آمریکا بر سر اینکه بعد از شکست دولت مالکی، دولت تکفیری جدید عراق، باید تابع عربستان باشد نه آمریکا ، با امریکائیان اختلاف نظر پیدا می کنند، در حالی که اینک لشکر و گردان های مردمى جان‌ برکف بسیاری در کنار ارتش رسمى عراق به وجود آمده، و آثار گرانقدر آن روز به روز بیشتر نمايان می شود، دشمنان کوردل عراق و حاميانشان، اینک در عراق، يک ارتش چندين ميليونى و بى ‌سابقه را، روبروی خود می بینند.

آنچه را که اینها در عراق در بوجود آوردند، باعث شد تا استقلال سرزمین عراق، به دست خود مردم عراق تضمین شود، و مردم عراق و ملت های منطقه، بهتر بفهمند که حقيقت تلخ وضعیت امروز عراق، مستقيماً محصول مداخلات آمريکا و غربیان است، و نقاب از چهره شیطانی و دروغین دشمنان عراق در منطقه و جهان فرو افتاد، و باعث شد مردم عراق، مرز میان دوست و دشمن واقعی خود را بشناسند.

روابط راهبردی جمهوری اسلامي ايران با عراق، در راه ‌اندازي و تقويت جبهه مقاومت، در روزهای اولیه بحران و در ظرف کمتر از یک ماه در برابر تکفیری ها، همان قدر اهميت دارد که اهميت راهبردي عراق براي جمهوري اسلامي ايران دارد، و اين از اهميت راهبردي و قدرت و نفوذ جمهوري اسلامي در عراق و کل منطقه حکايت مي کند.

و اگر آمریکایی‌ها فشار مشترکی از کردها، عرب ها و غربیان را، بر دولت نوری مالکی اجرا می کنند، و به بارزانی برای تاسیس کشور کردستان چراغ سبز می دهند، ولی ناظران آگاه و مطلع می دانند و اعلام می کنند، که موضوعاتی نظیر ادعای آقای مسعود بارزانی برای جدایی‌ طلبی، و تشکیل کشور کردستان در عراق، خیلی مشکل سازتر از آن است که کسی مانند آقای بارزانی بخواهد به صورت یک جانبه ادعای آن را بکند، یا بتواند آن را به نتیجه برساند، چرا که کردها در میان سه قدرت ایران و ترکیه و سوریه قرار گرفته اند، و هیچ کدام از این کشورها نمی گذارند، در کنار مرزهایشان کشوری تشکیل شود، که سالهای سال با همه دولت ها و ارتش های آنان جنگیده است.

فتنه داعش نشان داد که با وجود خرج کردن میلیاردها دلار پول های نفتی اعراب متحجر، و حمایت های خیانت کارانه غربیان از مخالفان نوری مالکی، و کمک به تروریست ها و مجهز کردن آنها به انواع سلاح ها، ولی نقش مرجعيت شیعه در يک کشور مسلمان مثل عراق، چقدر عميق و پرنفوذ تر از هر قدرت نظامی و سیاسی دیگری است.

زمانی نه چندان دور و در اوایل بحران سوریه، سران متحجر عرب، و ترک ها به شدت معتقد بودند که در سیاست هر کسی قیمتی دارد، وقتی قیمتش را بدهند باید کنار برود، و اطمینان صددر صد داشتند که بشار اسد رفتنی است، چرا که قیمتش پرداخت شده است، البته این نظریه در خیلی از جاهای دنیا تا آن زمان کاربرد داشت و تقریبا نتیجه می داد، ولی بچه های مومن و مجاهد مقاومت در سوریه و عراق و لبنان، با قدرت ایمان، این نظریه را به زباله دانی تاریخ انداختند، حاکمان تن پرور عربی در خلیج فارس، اینک بسيار ضربه ‌پذير و نسبت به آينده نااميد شده اند، دیگر کاری نبوده که علیه ایران و مقاومت در منطقه انجام نداده باشند.

حالا دشمنان عراق، ایران و مقاومت، باید بسیار نگرانی بیشتری داشته باشد، که با وجود صرف هزینه های میلیاردها دلاری، و امکانات بسیار پیشرفته به تروریست ها، و تجهیز آنان به انواع سلاح ها برای تجزیه عراق، دولت عراق هم چنان دولتی نزدیک به ایران باقی می ماند. 

با توجه به واقعیتی که در عراق شاهد آن هستیم، این حوادث خونبار در عراق، حکایت از انتقامی است که جبهه غربی، عربی، عبری، و ترکی از شکست های متوالی که در عراق و منطقه خورده اند بوجود آورده اند، و باید دانست که این نقشه بسیار حساب شده آنها، و حمله تکفیری های داعشی به عراق و گرفتن بغداد و کربلا در چند روز اول حمله، که به صورت غافلگیری اجرا شد، اگر در کشوری بدون مرجعیت دینی اجرا می شد، احتمال زیادی داشت که به پیروزی برسد.

امریکائیان سالهاست که از جنگ با مسلمانان می ترسند، از همین رو ناچارا استراتژی خود را، فتنه گری و نفاق قرار داده اند، در نظر آنها فتنه و نفاق و تجهیز کردن مخالفان به سلاح و کشته شدن انسانها، همان سیاستی درستی است، که می تواند بهتر از حمله نظامی، منافع نامشروع و چپاولگرانه آنها را حفظ کند.

شکست زودتر داعشی های بعثی در عراق باعث می شود که عاملین این جنایت ها، برای همیشه از میان مردم عراق رانده شوند، همه احزاب و  گروه ها در عراق چه شیعیان و اهل سنت و کردها خواهان وحدت عراق هستند، و معتقدند این کشور می تواند در مقابل تروریسم تکفیری داعشی بعثی بایستد، سران این تروریست های تکفیری، در غرب و کشورهای متحجر عرب، اگر مردم عراق را خوب می شناختند، پیاده نظامشان را با پای خودشان، به باتلاق عراق نمی فرستادند، عراق امروز تروریست سوز شده است.

اسرائیل آمریکا و عربستان، برای جبران شکست ‌های طولانی خود، این بازی را به عراق کشاندند، و تصمیم داشتند یک محور جدی و بسیار خطرناکی را علیه مقاومت در منطقه شکل بدهند، ولی کشور عراق از حالا به عنوان یک دولت مقتدر و مردمی، در تمام منطقه حضوری فعال خواهد داشت، به ایران نزدیک تر می شود، با سوریه پیمان امنیتی برای نابودی تروریست ها می بندد، از هیچ چیزی نمی ترسد، چرا که به خوبی می بینند، که درگيري ‌هاي اين روزهاي سرزمين ‌هاي اشغالي، که مرکز مقاومت است، خود دليل روشنی بر برتری جبهه مقاومت، در تمامی محورهاست.

 

 

http://bahmaneyar.blogfa.com/post-439.aspx      داریوش احمد رضا بهمنیار

 

 

دیدگاه های کاربران

هیچ دیدگاهی برای این مطلب وارد نشده است!

ارسال دیدگاه

مطالب و مقالات مرتبط

اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی